
تبیین علم عنایی حق و کیفیت ربط حادث به قدیم
تحلیل جایگاه صور علمیه در نظام هستی و نسبت آن با زمان
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی یکی از پیچیدهترین مباحث فلسفی، یعنی کیفیت ارتباط میان «علم عنایی حق» و «حقایق خارجی» میپردازند. بحث با نقد دیدگاه فلاسفه و حکما در تفکیک میان نشئه علمی و نشئه شهودی آغاز میشود و این پرسش مطرح میگردد که چگونه صور علمیه در علم عنایی حق، به حقایق عینی و متغیر تبدیل میشوند. استاد با تبیین ماهیت زمان و اعتباری بودن آن، توضیح میدهند که چگونه حقیقت ذاتیه حق، مافوق زمان است و صور علمیه اشیاء، ازلی و همراه با ذات حق وجود دارند. در ادامه، با نفی هرگونه جهل یا تغییر در ذات احدیت، این نکته تبیین میشود که خلقت، در واقع تنزل صور علمیه به عوالم پایینتر است. این جلسه با تأکید بر اینکه درک صحیح این رابطه، کلید حل شبهات مربوط به جبر و اختیار و کیفیت نزول حقایق است، به پایان میرسد.
تبیین علم عنایی حق و کیفیت ربط حادث به قدیم
5بنابراین این ادراک ما از چه چیزى نشئت مىگیرد؟! از یک طرف مىبینیم یک دقیقه گذشت و علاوۀ بر اینکه مىبینیم این واقعیت خارجیه که یک حرکت است، بوده و قابل انکار نیست. آن واقعیت پشتِ پرده که عبارت از گذشت و استمرار و مُضى است را پشت این عقربه مشاهده مىکنید و این عقربه از آن واقعیت پشت پرده حکایت مىکند و مىگوید که من الآن دارم مىچرخم، فرض کنید به سمت راست هم مىچرخم و فرقى نمىکند که به سمت راست یا به سمت چپ بچرخم. ـ ما اصفهان [در جایی] رفته بودیم دیدیم ساعتشان را برداشتند اینطرفى کردند! یعنى ساعت دوازده که وسط است و طرف راست عدد یک است برداشتند آن را آنطرفی کردند و طرف چپ را یک و دو گذاشتند. بعد روى هرکدام اسم یک امام گذاشتند و نمیدانم امام از دست چپ و...! گفتم که اینها چیست هر کسى مىآید باید دو ساعت توضیح بدهید که این از چپ شروع مىشود و به راست ختم مىشود و فلان مىشود! گفتم که برو بابا مثل آدمیزاد درستش کن! مثل این اسمهایى که درست کردند که آدم سرسام مىگیرد تا بفهمد که معنای این چیست. لغات ساختگی و چرت و پرتى که برداشتند [درست کردند.] اول آدم باید فکر کند که ـ به قول ترکها کلهاش دگنه مىشود ـ مفهوم این کلمه اصلاً چیست؟! اول برود لغتنامۀ آنها را باز کند و ببیند معادل این [کلمه] چیست و... خب حالا فهمیدى [چه نفعی برایت داشت]؟!
همین دیروز یا پریروز یکى از مقالات را دو خط که خواندم، مجله را پرت کردم و به آن کتابخانه خورد. گفتم که اَه صد سال نخواستم این قِسم عبارتِ [چرت و پرت] را بخوانم! آخر آدمِ بیکار باید بیاید براى اینطور چیزها وقتش را تلف کند! بدبخت تو کار ندارى که بلند مىشوى و تمام وقت خودت و بقیه را صرف چه چرت و پرتهایی مىکنى؟! دکور است دیگر، مثل همان کامپیوتر که خدمتتان عرض کردم؛ حالا اینجا کامپیوتر به این [شکل] درآمده است. هر کسى یک کامپیوتر کنارش گذاشته است؛ یکى آنطور و یکی آنطور و اینهم یک دکور شده است. [کلمۀ] «جلسه» را برمىدارند و به جای آن «نشست» مىگذارند. مگر ساختمان است که مىگویید: نشست مىکند؟! باباجان عین آدمها جلسه [بگویید]! جلسۀ علمى و جلسۀ تحقیق و جلسۀ فلان [بگویید] نهاینکه نشست نشست [بگویید]! حتماً مثل اینکه باید چهارزانو در زمین مستقر بشود تا نشست محقق بشود! ـ این ساعتى که الآن دارد مىآید ما به آن حرکتش نگاه نمىکنیم بلکه به آن حقیقت پشت پرده که این عقربه چه از راست و چه از چپ بچرخد نگاه مىکنیم. آن واقعیت پشت پرده که در هر دو حال وجود دارد و با حرکت کردن عقربه از راست یا از چپ تفاوت نمىکند چیست؟ از راست حرکت کردن تا از چپ [حرکت کردن] فرق مىکند؛ از راست حرکت کردن اول به سمت راست مىآید خب داریم مىبینیم که این با آن تفاوت دارد و اگر [حرکتش] از طرف [چپ] باشد از اینطرف [چپ] مىآید ولى آن واقعیتی که در هردو یکسان است چیست؟ آنچه که ما بر آن اساس مسائل خودمان را مترتب مىکنیم چیست؟ این حرکت عقربه چه چیزى را به ما مىنمایاند و براى ما ظاهر مىکند؟ چه چیزى است که برای بروزش نیازى به حرکت عقربه نداریم؟ اگر ما در اینجا ساعت هم نداشتیم وقتى که یک مدت صحبت مىکنیم مىگوییم که آقا وقت نگذشته است؟ از کجا مىگوییم؟! شما میگویید که نه آقا، چرا وقت گذشته است؟ زمان یک امر اعتبارى است و شما همین الآن شروع کردید. مىگویم که اینهمه صحبت کردم حالا ساعت جلویمان نیست یا ساعت خراب است ولى بالأخره این مدتى که صحبت کردم [پس چه بود؟] «این مدتی» [که میگویم] چیست؟ این چه مسئلهاى است که ادراک آن نیازى به ساعت و عقربه ندارد؟ عقربه از اینطرف یا از آنطرف بگردد یکسان است و تفاوتى نمىکند. اصلاً عقربه از عدد شش بگردد [فرقی ندارد] اما آن واقعیتى که پشت این مسئله است چیست؟ حالا معناى واقعیتى که عرض مىکنم، به معناى همان ادراک حسى است نه به معناى واقعیت درقبال تعیّنات خارجى که شما بگویید که خب پس زمان را به ما نشان بده. نه، همان ادراک حسى است که انسان یک مطلبى را ماوراء صحبت حس مىکند. صحبتها همه صحبت مىشود هم در نوار و هم در چیزهاى دیگر صحبت مىشود. این صحبتها همه ضبط مىشود و گفته مىشود و کسى که یک صحبتى را مىشنود همراه با این صحبت زمان وجود ندارد.
