اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت «علم عنایی حق» می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه کسانی آغاز می‌شود که علم الهی را به دو مقام اجمال و تفصیل تقسیم می‌کنند؛ دیدگاهی که ناشی از قیاس علمِ تدریجیِ انسان به علمِ مطلقِ پروردگار است. ایشان با تأکید بر اینکه علم بدون معلومِ خارجی معنا ندارد، توضیح می‌دهند که در ساحت ربوبی، علم و معلومِ خارجی متحد هستند و هرگونه تفکیک میان آن‌ها، ناشی از ضعف ادراک بشری و محکومیت انسان به زمان و مکان است. در ادامه، با بهره‌گیری از برهان فلسفی و اشاره به مراتب کشف و شهود، روشن می‌شود که چگونه ذات پروردگار بدون نیاز به اراده‌های متعدد و متوالی، به تمامی حقایقِ متدرج‌الحصولِ عالم، احاطهٔ واحد و ازلی دارد. این جلسه با هدف رفع سوءفهم‌های رایج پیرامون علم غیب و کیفیت تعلق ارادهٔ الهی به حوادث زمانی، به نتیجه‌ای روشن در باب وحدت علم و عینیت آن با واقعیت‌های هستی می‌رسد.

حقیقت علم عنایی حق و اتحاد با معلوم

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت «علم عنایی حق» می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه کسانی آغاز می‌شود که علم الهی را به دو مقام اجمال و تفصیل تقسیم می‌کنند؛ دیدگاهی که ناشی از قیاس علمِ تدریجیِ انسان به علمِ مطلقِ پروردگار است. ایشان با تأکید بر اینکه علم بدون معلومِ خارجی معنا ندارد، توضیح می‌دهند که در ساحت ربوبی، علم و معلومِ خارجی متحد هستند و هرگونه تفکیک میان آن‌ها، ناشی از ضعف ادراک بشری و محکومیت انسان به زمان و مکان است. در ادامه، با بهره‌گیری از برهان فلسفی و اشاره به مراتب کشف و شهود، روشن می‌شود که چگونه ذات پروردگار بدون نیاز به اراده‌های متعدد و متوالی، به تمامی حقایقِ متدرج‌الحصولِ عالم، احاطهٔ واحد و ازلی دارد. این جلسه با هدف رفع سوءفهم‌های رایج پیرامون علم غیب و کیفیت تعلق ارادهٔ الهی به حوادث زمانی، به نتیجه‌ای روشن در باب وحدت علم و عینیت آن با واقعیت‌های هستی می‌رسد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت علم عنایی حق و اتحاد با معلوم

15
  • آثار محکوم و مقیّد به زمان بودن

  • ادراک این مسئله براى ما مشکل است چون ما همان‌طور که عرض کردم محکوم زمان هستیم و فکر، نفس، علائق و خصوصیات ما همه با زمان گره خورده و بسته شده است. ما از مستقبل‌ اطلاع نداریم و اطلاعمان از ماقبل اطلاع ناقص خواهد بود و به مستقبل جهل کلى داریم، مامضى را فقط به‌عنوان ابهام در ذهن داریم والاّ خودمان را فاقد مامضى مى‌دانیم. وقتى که شخصى فوت بکند دیگر بین خودمان و بین او انقطاع احساس مى‌کنیم و فاقد مى‌دانیم ولى اگر انقطاع احساس نکنیم دیگر براى او گریه نمى‌کنیم [می‌گوییم که] فقط صورتش عوض شده مثل اینکه یک شخصى شصت کیلو بوده حالا نود کیلو شده، آیا شما برایش گریه مى‌کنید؟! گریه نمى‌کنید. او دارد راه مى‌رود حالا نود کیلو است رژیم مى‌گیرد و خودش را شصت کیلو مى‌کند آیا برای سی کیلو ازدست رفتۀ او گریه مى‌کنید؟! مرده هم همین‌طور است وقتى شما احساس فقدان نکنید گریه نمى‌کنید. حالا گریۀ ائمه علیهم‌السّلام برای چیست؟ گریۀ اولیاء چیست؟ آن نفس چه تعلقى دارد؟ آنها باز براى خودش جایگاه خودش را دارد. من فقط به‌عنوان یک دورنما آمدم که این مبحث را جمع کنم.

  • علم نداشتن خدا به وقایع خارجى

  • بنابراین روى این حساب ما علم اجمالى نداریم، علم تفصیلى نداریم، ابهام نداریم، معلوم بالخارجى که مى‌گویند که اینها متدرج الحصول است، نداریم. تمام اینها همه به‌صورت یک واقعیت خارجیه تحقق دارد که آن واقعیت خارجیه از دیدگاه ما ماده است، از دیدگاه ربوبى آن واقعیت خارجیه با علم به آن واقعیت خارجیه همه یکى است. اصلاً خدا علم به وقایع خارجى ندارد! چه کسی گفته که علم دارد؟! نفس واقعۀ خارجى خودش علمٌ، خود حقیقت خارجیه علمٌ، نه‌اینکه خدا علم دارد به آن واقعه‌اى که مى‌خواهد بعداً اتفاق بیفتد. همان واقعۀ خارجیه براى این به‌عنوان علم حضورى ذاتى عنائى موجودٌ.

  • تلمیذ: ما همیشه مسائل را با خودمان قیاس مى‌کنیم؛ ما علم نداریم ما نمى‌بینیم بعد مى‌گوییم که خود ما جزء همان ذات هستیم یعنى حالا جزء نمى‌توانیم بگوییم، همان ذات هستیم. مگر غیر از آن هستیم؟! تطورات آن ذات هستیم‌.

/ 260