اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۱۰

10
  •  این عالم مثال همان حقیقتی است كه ارتباط دارد با این مسئله مثال متصل و به عالم ماده و آن جنبه اتصالیش یك جنبه تداوم آن خواهد بود حالا صحبت در این جا است بین مثال متصل كه علت است برای معلول و بین معلول آیا می‌توان حد فاصلی قرار داد یا نه؟ یعنی می‌شود یك حقیقت واقعیه خارجیه وجود داشته باشد بدون آن حیثیت علّی مثالش وجود داشته باشد این مستحیل خواهد بود از آن طرف آیا می‌شود مثالی وجود داشته باشد بدون واقعیت خارجی، آن هم مستحیل می‌شود یعنی مثال باشد ولی آن واقعیت خارجیش نباشد پس این كیفیت تأثیر علت در معلول چه می‌شود چگونه شما می‌توانید تصور یك علیت را بكنید تصور یك حقیقت ناریه را بدون حرارت، حرارت بدون نار نمی‌شود وقتی كه نشد چطور نار بدون حرارت می‌شود چطور می‌شود این حرارت وجود نداشته باشد ولی ناریت باشد چطور می‌شود شما به نار نگاه كنید ولی حرارتش را متوجه نشوید چطوری این را می‌توانید بفهمید خب این قابل قبول نیست

  •  تلمیذ: افاضه عقل فعال نیست؟

  •  استاد: در افاضه خودش آیا می‌شود انفكاكی بین او و بین افاضه او دید یعنی در یك برهه از زمان در یك برهه حالا آن عقل فعال در مافوق زمان و زمانیات است دیگر این عقل فعال بخواهد بگوید من الان در این جا نمی‌خواهم كه این عمل انجام بشود ترجیح بین نخواستن و انجام نشدن با خواستن در چیست كه عقل فعال جانب عدم را ترجیح می‌دهد بر جانب وجود چیست؟ اگر بگویید مصلحت است كدام مصلحت، مصلحت كه در خود افاضه است ما چیزی خارج از افاضه عقل فعال نداریم تا این كه عقل فعال بخواهد اعمال خودش را بر اساس آن مصلحت خارجیه خارج از وجود خودش تطبیق بدهد پس خود عقل فعال در مقام افاضه اگر بگوید این وجود در این برهه وجود پیدا كند نه در این برهه لازمه اش وجود مرجح است اگر بگوید در این برهه وجود پیدا نكند بلكه در این باز این وجودش ترجیح مرجح است اگر بگوید كه در هیچ كدام پیدا نكند كه این خلاف است چون ما خلافش را داریم می‌بینیم این منافات با اعمال دارد مگر این كه عقل فعال بگوید كه این وجود باید به ثبوته و به وجوده وجود خارجی و ثبوت خارجی داشته باشد منتهی آن كیفیت اعمال عقل فعال نسبت به این حقیقت خارجیه دو گونه می‌شود یعنی دو گونه ظهور دارد نه این كه دو نوع وجود دارد این اعمال عقل فعال ظهور دارد یك چیزی است ممكن است یك چیزی وجود داشته باشد ولی ظهورش متفاوت باشد ما این طور تصور كنیم ولی خود یك چیز دیگر است كیفیت اعمال عقل فعال نسبت به علل مادون خود این می‌شود به نحو ثابت و مستمر به نحو ثابت و مستمر عقل فعال نسبت به وجود علل و معالیل مادون خود اعمال دارد به نحو ثابت یعنی چه یعنی لایتصور برهة و لایتصور حین من الاحیان ان یكون العلة موجوده بدون المعلول و ان یكون المعلول معدوماً بدون علته این تصور در مقام افاضه و علیت عقل فعال مستحیل می‌شود این در مورد ثابتات كه مربوط می‌شود به عالم ملكوت و لاهوت و امثال ذلك و مثال تا مثال شما هیچ گونه در این جا اختلاف و میزی را مشاهده نمی‌كنید چون ثابت است می‌گوید چون ثابت است بنابراین متحد است به آن عقل فعال می‌رسیم به زمانیات كه می‌رسیم می‌شود یك مرتبه از مثال پایین تر آن اعمال عقل فعال نسبت به مثال قطعا با اعمال عقل فعال نسبت به ملكوت متفاوت است در آنجا افاضه معانی است و این افاضه صور است افاضه صور خارجی كه حقیقت بصورته لا بمادته موجب افاضه به ماده خواهد شد وقتی عقل فعال به صورت كه مثال عالم است افاضه می‌كند ماده هم در آن جا متحقق خواهد شد پس ماده هم در این جا هست پس ما همین الان فردا هستیم ببینید چه دارم می‌گویم ما الان فردا هستیم ما الان هفته دیگر بسته به این كه اگر باشیم یعنی اگر تقدیر باشد نه این كه برویم خداحافظ ما الان سال دیگر هستیم ما ان‌شاءالله الان ان‌شاءالله در زمان ظهور هستیم از خدا می‌خواهیم كه زمان ظهور حضرت را برای ما روشن كند چطور این كه الان وجود خود را دیگر مستمر نمی‌بینیم در خود آن وقتی ما نظر داریم آن را مستقل نمی‌بینیم دیگر چون الان نسبت به خود نگاه می‌كنیم در نسبت به خود یك امر ثابت می‌بینیم چه بخواهیم نخواهیم در بستر زمان هستیم ولی ادراك ما نسبت به وجود ما در همان آن، آن ادراك ثابت است آن كه دیگر سیال نیست در همان آن بله در آن قبل ادراك بعد است ولی در همان آنی كه الان شما دارید نگاه می‌كنید وجود خودتان را یك وجود سیال می‌بینید یا وجود ثابت، وجود ثابت چرا ثابت می‌بینید چون مثالتان ثابت است وقتی مثالتان ثابت بود پس چطور آن وقت این وجود می‌شود سیال این سیال می‌شود اعتباری و در عالم اعتبار بنابراین این سیلانی كه الان در عالم وجود شما مشاهده می‌كنید این سیلان ظهور مثال است در عالم اعیان نفس خود مثال لذا اگر یك ولیی بخواهد می‌تواند این كار را انجام بدهد كه وجود فردای شما را بیاید بغل وجود امروزتان بگذارد بشود دو تا ا آقای طهوری یكی هم آن جا نشسته آن آقا مال فردا است این دیگر كیست این جا می‌گوید من فردا هستم هر دو یكی هستیم منتهی زودتر آمدم چطور این كه در آن واحد یك ولی می‌تواند خلق ابدان كند خلق ابدان یعنی چه یعنی همان وجودش را در آن واحد در چند جا نه این كه وجود خودش مگر نمی‌كردند این كاررا داریم دیگر بعضی ها این كاررا می‌كردند در اصحاب ائمه جابربن یزید جعفی هم بعضی اوقات این كاررا می‌كرد و امام باقر هم دعوا كردند او را در یك آن نه این كه در آن جاهست بعد بلند می‌شود به طی الارض می‌رود در آن جا به یك ثانیه این یك ثانیه هم باز یك ثانیه است نه در عین این كه الان دارد در این جا صحبت می‌كند در یك جای دیگر صحبت می‌كند دو صحبت مختلف هم می‌كند یعنی یك صحبت این جا می‌كند راجع به بحث فلسفه یك صحبت می‌كند راجع به فقه یك جای دیگر صحبت می‌كند اصول یك جا تاریخ هر جایی دارد یك صحبت می‌كند و یك شخصیت است یعنی یك شخصیت در ظهورهای مختلف دارد ظاهر می‌كند وقتی آمدند خدمت امام البته بنده خودم ندیدم ولی شخصی كه خودش یك همچنین چیزهایی را داشت مشاهده كردم و یك روز هم یك جریانی اتفاق افتاد كه نگفتم تا به حال به كسی اینها و بنا نداریم به اصطلاح چیز بكنم بنده دیدم بنده خودم یك همچنین مواردی را از بعضی از افراد مشاهده كردم وقتی كه می‌آیند پیش امام باقر صحبت می‌كنند به این كه آقا دیشب جابر بود و این حرفها خیلی حرفهای عجیبی می‌زد دیگری گفت دیشب كه جابر پیش ما بود حضرت رو كردند گفتند این كارها چیست می‌كنی خب این جابر بلند نشد از اینجاب رود آن جا حرف بزند فی نفس الوقت در آن جا یك مطالبی می‌گفت یك مسائلی را می‌گفت در نفس وقت در یك جای دیگر مسائلی را می‌گفت در نفس وقت یك مسائل دیگر می‌گفت این چیست این برای این است كه آن مثال می‌آید و علیت متعدده در این جا ایجاد می‌كند یعنی یك علت افاضه در یك بدن یكی این بدن از كجا آورد حالا صحبت من این است جناب فضلای محترم این جابر كه الان در هفت جا طبق روایت حضور داشت این بدن مشخص است كه بایستی سالیان سال صرف شده تا به این جا رسیده پس یك مقدار ماده خرج شده برای این كه الان شده هفتاد كیلو هشتاد كیلو صد كیلو صد و پنجاه شده این جناب جابر كه آمد هفت تا بدن درست كرد این هفت تا بدن حباب بود یا شكل بود نه همین هفتاد كیلو آن هفتاد كیلو آن هفتاد كیلو سر جایش این خصوصیات در اینجا از كجا آمده این ماده را خرج كرده فكرش را كردید چه طوری می‌شود آیا از یك خاكی را برداشته می‌گوید بروم بگردم مثلا از یك جایی از یك مدرسه‌ای جایی یك مشت خاك و بسیار خب یك كیلو و دو كیلو هفتاد كیلو و هفتاد كیلو جسم می‌خواهد روی هوا كه راه نمی‌رود این هفتاد كیلو هفت هفت تا شصت و چند تا چهل و نه تا می‌شود ٤٩٠ كیلو این ٤٩٠ كیلو هفتاد كیلو هم با شد