جلسه ۷۱۰
9راهی كه پیغمبر فرمودند وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَي الله1 مشورت را بكن با افراد آن نتیجه ای كه به دست آوردی آن نتیجه را به خدا بزن نه به خودت و به ا فراد بگو خدایا من مشورت كردم این به نظرم آمده اگر خلاف این است خودت بیا درست كن، دستت را خالی كن چیزی برای خودت نگاه ندارحتی آن هم كه هست آن را به خدا بده خدایا این عزم و این حكم به واسطه امر تو برای من حاصل شده و من كه این نتیجه را گرفتم به خاطر اطاعت از امر تو بوده، آن وقت میزانش را خود خدا میآید برای انسان مشخص میكند و تكلیف میكند ولی اگر انسان تمام درها را به روی خودش ببندد و بعد هم مدعی بشود كه از همه چیز خبر دارد و بعد هم معلوم بشود كه خبر نداشته چه میشود این كه بگوید حرف هیچ كس درست نیست همه حرفشان غلط است و فقط حرفی كه من میزنم صحیح است به بی راه میرود.
صحبت در این بود كه تمام آن چه را كه نفس به او اتصال پیدا میكند این اتصالش در زمان است، ولی خود نفس آن مثال متصل وجود زمانی ندارد بلكه وجودش فقط یك وجود ثابت است در عالم مثال متصل، اشیائی كه شما مشاهده میكنید و عرض كردم آن كلام امام صادق علیه السلام را كه صحبت در این بود كه هر وجودی را شما تصور بكنید دارای مثال با وسعتی است كه من خیال میكنم حتی این تشبیه امام علیه السلام كه یك قطره نسبت به دریا هم شاید عظمت آن مثال منفصل را نرساند كه حضرت میفرمایند حالا تمام خطوراتی كه در ذهن ما میگذرد همه اینها در كجاست همه در مثال منفصل است، از كجای ولی خدا اطلاع پیدا میكند كه شما الان دارید این فكر را میكنید فكر كه دیگر مربوط به ذهن است و آن كه دیگر جا نمیگیرد آن وقت شما ببینید در هر ثانیهی یك تصور دارد در ذهن ما میآید، در هر دقیقهای صدها قضیه دارد در ذهن ما خطور میكند جایگاه این قضایا كجاست خب این از ذهن ما خطور میكند و میرود امّا آیا میرود یا میماند اگر میرود پس چرا شما خبر میدهد كه شما دیروز فلان تصور را كردی پس چرا وقتی كه من خدمت مرحوم آقا میرسیدم میفرمودند كه این گونه تصورات را آدم میتواند بكند اینها فایده ای ندارد من دیشب این طوری در خانه نشستم دستم را این گونه گذاشتیم یك تصوری از ذهن من گذشته این فردایش میگذارد كف دست ما پس معلوم است فقط این را نمیداند بقیه تخیلات و بقیه تصورات این جایگاه تمام اینها كجاست در مثال است حالا شما بروید به عمق این قضیه این مثال باید چقدر وسیع باشد كه بتواند تمام وجودات خارجی اعیان را به استمرارها در خود نگهدارد این كره ماهی كه الان شما یكی میبینید این از اول پیدایشش تا الان و بعد باید در مثال باشد كهكشانش باید باشد راه شیری و تمام این صور، تمام این تخیلات تمام این تصورات تمام این بده بزنها این چه عمقی باید داشته باشد این عالم مثال كه گفتنهاند كسی به عمق مثال پی نمیبرد مگر شخصی كه خودش در مجرای مثال أتم باشد لذا قطره نسبت به دریا باز كم نیست بالاخره دریا محدودیتی دارد آن وقت امام علیه السلام میفرمایند حكم عالم مثال به نسبت به عالم ملكوت بالاترش مثل قطره به دریا و حكم ملكوت نسبت به عالم لاهوت همین طور نسبت به ولایت ما مثل قطره به دریا این امام است امام ما این است امام زمان ما این است یعنی چه یعنی لا حدّ لولایته و لا انتهاء له و همان اطلاق ولایت پروردگار به آن اطلاق ولایت امام علیه السلام نافذ و جاری است درحالیكه بعضی میگویند امام زمان علم غیب دارد یا ندارد چه بگوید به آنها كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَةٌ* فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَةٍ2 این عالم مثال عبارت است از همان حقیقت حقایق خارجیه ای كه این مرتبط است ربط دارد با
- سوره آل عمران (٣) ذيل آيه ١٥٩
- سوره المدثر (٧٤) آيات ٥٠ و ٥١

