
کیفیت ربط حادث به قدیم و حقیقت عالم مثال
تبیین جایگاه مثال متصل و منفصل در تحقق اعیان خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «ربط حادث به قدیم» میپردازند. بحث با نقد تصور عامیانه از حدوث که آن را صرفاً در بستر زمان و به معنای خلق بعد از عدم میداند، آغاز میشود. استاد با تفکیک میان ابزارِ انتزاع (زمان) و حقیقتِ منتزع، به جایگاه محوری «عالم مثال» اشاره میکنند. در این دیدگاه، اعیان خارجی دارای مثالهای متصل و منفصل هستند که علت بقا و تحقق آنها به شمار میروند. در ادامه، با ذکر شواهدی از قدرت اولیاء الهی در تصرف در عالم مثال و خلق ابدان، این نکته تبیین میشود که چگونه ماده در برابر ارادهی الهی و ولایتِ متصل به حق، جنبۀ آلیّت دارد. در نهایت، این بحث به اثبات معاد جسمانی و کیفیتِ استمرارِ وجودیِ موجودات در عالم مثال میانجامد که کلید حل بسیاری از معضلات فلسفی و کلامی است.
کیفیت ربط حادث به قدیم و حقیقت عالم مثال
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «ربط حادث به قدیم» میپردازند. بحث با نقد تصور عامیانه از حدوث که آن را صرفاً در بستر زمان و به معنای خلق بعد از عدم میداند، آغاز میشود. استاد با تفکیک میان ابزارِ انتزاع (زمان) و حقیقتِ منتزع، به جایگاه محوری «عالم مثال» اشاره میکنند. در این دیدگاه، اعیان خارجی دارای مثالهای متصل و منفصل هستند که علت بقا و تحقق آنها به شمار میروند. در ادامه، با ذکر شواهدی از قدرت اولیاء الهی در تصرف در عالم مثال و خلق ابدان، این نکته تبیین میشود که چگونه ماده در برابر ارادهی الهی و ولایتِ متصل به حق، جنبۀ آلیّت دارد. در نهایت، این بحث به اثبات معاد جسمانی و کیفیتِ استمرارِ وجودیِ موجودات در عالم مثال میانجامد که کلید حل بسیاری از معضلات فلسفی و کلامی است.
کیفیت ربط حادث به قدیم و حقیقت عالم مثال
18مسئله این است که ماده ارتباطش با مثال یکى است یعنى آن مثال است که ماده ایجاد مىکند! من این را گفتم خب مثال مىزنیم تااینکه قضایا و مسائل بیاید و مدام به ذهن نزدیک بشود. او هیچ کار انجام نداده است؛ نه گوسفندی را از یک جا دزدیده، نه به هندوانۀ فلان مزرعه دستبرد زده، هیچ کاری نکرده است بلکه آن مثال خودش را إعمال کرده است و إعمال آن مثال یعنى جابر خارجى یعنى فرد خارجى. بنده خودم دیدم کسى را که این کار را در یک لحظه انجام داده است. فرد خارجى، شخص خارجى، وجود خارجى، بدن همین بدن که انگشت دارد بدنى که چشم و گوش دارد، هفت نفر مثل خودش درست مىکند و هفتتا کار مىتواند انجام بدهد یعنى فرض کنید که اینجا برود بنایى کند و آنجا برود درس بدهد و آنجا برود چهکار بکند، این ارتباط بین مثال و ماده به این شکل است.
تلمیذ: معاد جسمانى هم با این تعبیر حضرتعالی اثبات مىشود؟
استاد: بله معاد هم همینطور است.
تلمیذ: پس فلاسفه چطور این را ...
ایرادات وارد شده به فلسفه، ناظر به برداشت فلسفی
عدم مخالفت مبانی عرفان با فلسفه
استاد: مبانى فلسفى قابل ایراد نیست بلکه آن برداشت فلسفى است که در هر کسى مختلف است. من بارها این مطلب را عرض کردم که بنده هیچ مبناى عرفان نظرى ندیدم الاّ اینکه با مبانى فلسفى یکى و متحد است. منتها حالا بعضىها مىگویند که آن عرفان بالاتر است و شهود است و عقل به آن نمىرسد و از ادراکش عاجز است اما بنده تابهحال به این مسئله نرسیدم یعنى یک مبناى عرفانى را پیدا نکردم که بتواند با مبانى فلسفى مخالفت داشته باشد. آن چیزی که آنها مطرح مىکنند این است و علت طرحشان این است که مىگویند: آنچه که از باب حقیقةُ الشىء بِصورته لا بِمادته مسئلۀ عالم قیامت مسئلۀ جزا و فعلیت است و فعلیت، فعلیة الشىء بِصورته است نه بِمادته و در روز قیامت ماده جنبۀ ماده دارد و آن تکامل و فعلیت و مراتب عقاب یا مراتب ثواب به صورةُ الشىء برمىگردد نه به مادۀ او و حرفشان هم درست است یعنى بالأخره صورت است که تکامل پیدا مىکند. این ماده ماده بودن خود را ازدست مىدهد. شما الآن با دو سال پیشتان فرق دارید و دو سال پیش شما بخار شده هوا رفته کربن شده بالا رفته است! الآن یک اثر دیگر هستید و الآن یک لحم و گوشت دیگر و یک شعر و موى دیگر هستید. همانطوریکه کسى که موها را بزند ریخته مىشود و بهواسطۀ مرور زمان دوباره درمىآید، همینطور پوست و استخوان و تمام اعضاى ما در عرض هر مدتى تغییر پیدا مىکند. حداقل آن مىگویند که در چهل روز [این تغییرات انجام میشود] و حداکثر آنطورى که در طب و اینها فعلاً هست بین چهار تا پنج سال است که بهطورکلی حتى سیستمها و سلولهای عصبى تغییر پیدا مىکنند و جایگزین خواهند شد. منتها سلول فاسد تبدیل به سلول فاسد خواهد شد و غیر فاسد هم همینطور خواهد بود ولى همه تغییر پیدا مىکنند.
