
تحول در مبانی اجتهاد و استنباط احکام
ضرورت اشراف فقیه بر حقایق تکوینی و مسائل اجتماعی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، به تبیین جایگاه فقیه و کیفیت استنباط احکام شرعی میپردازند. ایشان با نقد رویکردهای سطحی و خشک در اجتهاد که تنها به ظواهر روایات اکتفا میکنند، بر ضرورت اشراف فقیه بر حقایق تکوینی و شرایط اجتماعی تأکید میورزند. بحث با محوریت نماز استسقاء و نقد نگاههای متولیمآبانه به دین آغاز شده و به این نتیجه میرسد که فقیه باید با درک صحیح از ولایت امام زمان علیهالسّلام، به جایگاه واقعی خود به عنوان یک واسطه و آگاهکننده پی ببرد. در ادامه، استاد ضرورت تحول در بیان مسائل فلسفی و فقهی را مطرح کرده و بیان میدارند که استنباط صحیح، نیازمند پیوند میان مبانی نظری و حقایق عینی و خارجی است. این جلسه در نهایت، راهکاری برای خروج از جمود فکری در فتاوا و رسیدن به فهمی عمیقتر از دین ارائه میدهد که در آن، مصالح واقعی جامعه و شعائر ولایت بر اساس بینش صحیح فقیه، جایگاه اصلی خود را باز مییابند.
تحول در مبانی اجتهاد و استنباط احکام
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، به تبیین جایگاه فقیه و کیفیت استنباط احکام شرعی میپردازند. ایشان با نقد رویکردهای سطحی و خشک در اجتهاد که تنها به ظواهر روایات اکتفا میکنند، بر ضرورت اشراف فقیه بر حقایق تکوینی و شرایط اجتماعی تأکید میورزند. بحث با محوریت نماز استسقاء و نقد نگاههای متولیمآبانه به دین آغاز شده و به این نتیجه میرسد که فقیه باید با درک صحیح از ولایت امام زمان علیهالسّلام، به جایگاه واقعی خود به عنوان یک واسطه و آگاهکننده پی ببرد. در ادامه، استاد ضرورت تحول در بیان مسائل فلسفی و فقهی را مطرح کرده و بیان میدارند که استنباط صحیح، نیازمند پیوند میان مبانی نظری و حقایق عینی و خارجی است. این جلسه در نهایت، راهکاری برای خروج از جمود فکری در فتاوا و رسیدن به فهمی عمیقتر از دین ارائه میدهد که در آن، مصالح واقعی جامعه و شعائر ولایت بر اساس بینش صحیح فقیه، جایگاه اصلی خود را باز مییابند.
تحول در مبانی اجتهاد و استنباط احکام
10حالا در خود نفسالأمر هم الآن این مسئله معدوم است یااینکه این مسئله در خود نفسالأمر محقق است؟ خدا مىخواهد در اینجا بفرماید: آن حقیقت ثابتِ نفسالأمرى چطور در بستر زمان و چطور در بستر مکان و چطور در بستر اعیان خارجیه مراتبى را طى مىکند. این یک مسئله هست. از آنطرف ارادۀ او هم نسبت به مسئله و امر دیگرى هست. این امر به این مسئلۀ متدرج الحصول در بستر زمان تعلق مىگیرد. یک مطلبى هم بالاتر از این است که ﴿إِنَّمَآ أَمۡرُهُۥٓ إِذَآ أَرَادَ شَيًۡٔا أَن يَقُولَ لَهُۥ كُن فَيَكُون﴾1 وقتى امر به مادۀ «کُن تکوینیه» تعلق بگیرد، این «کُن تکوینیه» آن «یکُون تکوینیه» را بهدنبال دارد و بدون اینکه این مقدمه طى شود، هردو یک اراده هست؛ یک اراده ارادۀ از تبدّل یک صورت به صورت دیگر بدون فاصلۀ صورت دیگر است و یک اراده [ارادۀ] از تبدل یک صورت به صورت دیگر با طىّ آلاف مِن الصور العینیّةِ و صور الخارجیه است، هردو یکى است و هردو یک مسئله است. اتفاقاً این مسئله براى این مطرح شده است تا انسان اراده و قدرت مشیت خدا را در یک طریق نداند؛ ﴿كُلَّ يَوۡمٍ هُوَ فِي شَأۡن﴾.2 ﴿كُلَّ يَوۡمٍ هُوَ فِي شَأۡن﴾ یعنى «فى کلِّ دورٍ هو فى شأن» امروز به این نحو است و فردا به نحوۀ دیگر است و هردو در واقع یکى است و این مسئله نسبت به این قضیه است.
این معجزۀ امام هم باید در طىّ این مطالب فلسفى بیاید، این واقعه بیاید و این مسئلۀ تجرد و اینها بیاید لذا من یک طرحى که در این مسئله دارم ـ اگر یکقدرى و کمی از مسائل که در دست داریم تخفیف پیدا کند ـ در اینجا خلاصه به یک شکل دیگرى بهطورکلی فلسفه و عرفان نظرى مطرح مىشود اصلاً غیر از آنچه که در این 1400 سال مطرح بوده است یعنى یک فلسفۀ عینى و یک فلسفۀ ملموس که انسان این فلسفه و مبانى را با وجود خودش حس کند یعنى مشهود و وجدانى او بشود و به او اطمینان ببخشد و صرفاً مسائل خشک و جامد نباشد، چه در عرفان نظرى و چه در عرفان [عملی]! منتها در مسئلۀ عرفان نظرى باید به مبانى و مدارک و مراجعای مراجعه کرد که آنها مقطوع و معلوم هستند و در آنجا به هر چیزى نمىشود تمسک کرد و یکقدرى قضیهاش مشکلتر و دقیقتر مىشود چون در مباحث شهود و کشف و اینها مىرود که آنجا باید ملاحظات خاصّ خودش را داشته باشد، این یک مسئله نسبت به این بود.
- . سوره یس (36) آیه 82. امام شناسى، ج 1، ص 132:
«این است و غیر از این نیست که امر خدا آن است که زمانىکه اراده کند چیزى را، به او مىگوید هست شو، پس هست مىشود.» - . سوره الرحمن (55) آیه 29. معاد شناسى، ج 9، ص 351:
«هر روز خداوند در اراده خاص و شأن جدیدى است.»
- . سوره یس (36) آیه 82. امام شناسى، ج 1، ص 132:
