
تحول در مبانی اجتهاد و استنباط احکام
ضرورت اشراف فقیه بر حقایق تکوینی و مسائل اجتماعی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، به تبیین جایگاه فقیه و کیفیت استنباط احکام شرعی میپردازند. ایشان با نقد رویکردهای سطحی و خشک در اجتهاد که تنها به ظواهر روایات اکتفا میکنند، بر ضرورت اشراف فقیه بر حقایق تکوینی و شرایط اجتماعی تأکید میورزند. بحث با محوریت نماز استسقاء و نقد نگاههای متولیمآبانه به دین آغاز شده و به این نتیجه میرسد که فقیه باید با درک صحیح از ولایت امام زمان علیهالسّلام، به جایگاه واقعی خود به عنوان یک واسطه و آگاهکننده پی ببرد. در ادامه، استاد ضرورت تحول در بیان مسائل فلسفی و فقهی را مطرح کرده و بیان میدارند که استنباط صحیح، نیازمند پیوند میان مبانی نظری و حقایق عینی و خارجی است. این جلسه در نهایت، راهکاری برای خروج از جمود فکری در فتاوا و رسیدن به فهمی عمیقتر از دین ارائه میدهد که در آن، مصالح واقعی جامعه و شعائر ولایت بر اساس بینش صحیح فقیه، جایگاه اصلی خود را باز مییابند.
تحول در مبانی اجتهاد و استنباط احکام
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، به تبیین جایگاه فقیه و کیفیت استنباط احکام شرعی میپردازند. ایشان با نقد رویکردهای سطحی و خشک در اجتهاد که تنها به ظواهر روایات اکتفا میکنند، بر ضرورت اشراف فقیه بر حقایق تکوینی و شرایط اجتماعی تأکید میورزند. بحث با محوریت نماز استسقاء و نقد نگاههای متولیمآبانه به دین آغاز شده و به این نتیجه میرسد که فقیه باید با درک صحیح از ولایت امام زمان علیهالسّلام، به جایگاه واقعی خود به عنوان یک واسطه و آگاهکننده پی ببرد. در ادامه، استاد ضرورت تحول در بیان مسائل فلسفی و فقهی را مطرح کرده و بیان میدارند که استنباط صحیح، نیازمند پیوند میان مبانی نظری و حقایق عینی و خارجی است. این جلسه در نهایت، راهکاری برای خروج از جمود فکری در فتاوا و رسیدن به فهمی عمیقتر از دین ارائه میدهد که در آن، مصالح واقعی جامعه و شعائر ولایت بر اساس بینش صحیح فقیه، جایگاه اصلی خود را باز مییابند.
تحول در مبانی اجتهاد و استنباط احکام
15کیفیت سیر استنباط و اجتهاد
اگر خدا توفیق بدهد. این نکتهای را که عرض کردیم در اجتهاد و تقلید مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ که در دست [چاپ] داریم اعمال مىکنیم البته اینجا هم جایش خیلى زیاد است منتها حالا إنشاءالله تا خدا چه موقع به ما این توفیق را بدهد که بتوانیم. واقعاً این مسئلۀ اجتهاد و تقلید خیلى فکر مرا گرفته است و با توجه به سایر کارها و مسائل دیگر همینطور مانده است و حالا دیگر اگر خدا بخواهد این را بیان کنیم. خیال میکنم این به این نحوه و به این کیفیت یک تلنگری خواهد زد و شاید یک تکانی به نحوۀ سیر و کیفیت سیر استنباط و اجتهاد بدهد و از نقطهنظر کیفیت اطلاع مجتهد بر مبانى و ورود در مطلب که از کجا وارد شود و ورودی کجا باشد و خروجی کجا باشد خیلى تأثیر دارد. یکدفعه ممکن است بیان یک قضیه و یک حکایت بهطورکلی در مقام استنباط براى آن مجتهد اصلاً نتیجه را چیز دیگرى حاصل کند و بعد هم دیگر ولنگ و وازیها و اینها اینقدر بهوجود نمیآید و کار کمی حساب و کتاب و نظم پیدا مىکند.
تلمیذ: به فرمودۀ شما براساس شرایط وارد شده است مسئلهای که برای ما اتفاق میافتد یا خواهد افتاد باز هم لا تعد و لا تحصیٰ است چگونه انسان میتواند قضایای کلیه را با محدودیت مدارک برای تمام اینها استخراج کند؟
استاد: «الأمور مَرهونةٌ بِأوقاتِها»1 ... تکالیف و خود همین استنباط هم یکی از همین [امور] هست، مرهون به استعداد و اطلاع خود شخص هست. ما که نمىگوییم که معصوم هستیم، ما مىگوییم: به قدر امکان نسبت به آن حقایق و حوادثى که در بیان این تکلیف از ناحیۀ امام علیهالسّلام دخیل بوده است اطلاع پیدا کنیم، ما میخواهیم این را بگوییم. و اما اینکه در نفس ملکوتى امام علیهالسّلام چه مىگذشته است، ما که خبر نداریم امام براى چه این مطلب را فرمودهاند و چه علتى داشته است که در اینجا این حکم را کردهاند، به آن میزانى که فرد بتواند اطلاع پیدا کند و براى او اطمینان پیدا بشود! اگر اطمینان پیدا نشد نباید بگوید، مگر مجبور است استنباط کند؟! چه کسى گفته است که هرشخصى که وسائل را باز مىکند، برای مردم فتوا بدهد؟! تمام اینها فرض بر این است که انسان اطمینان قلبى پیدا کند بر اینکه این حکم و نتیجهاى که به آن رسیده است، نتیجۀ موافق با آن مکنون امام بوده است. حالا برحسب آن فهم و سیر وجودى خودش! لعلّ اینکه بعداً این مسئله تغییر کند و بعد با گذشت زمان و پخته شدن بیشتر، دوباره رأیش تغییر پیدا کند. پس اینهمه اختلاف در فتاوا که هست براى چیست؟!
- . عوالى اللئالى، ج 1، ص 293.
