
تحول در مبانی اجتهاد و استنباط احکام
ضرورت اشراف فقیه بر حقایق تکوینی و مسائل اجتماعی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، به تبیین جایگاه فقیه و کیفیت استنباط احکام شرعی میپردازند. ایشان با نقد رویکردهای سطحی و خشک در اجتهاد که تنها به ظواهر روایات اکتفا میکنند، بر ضرورت اشراف فقیه بر حقایق تکوینی و شرایط اجتماعی تأکید میورزند. بحث با محوریت نماز استسقاء و نقد نگاههای متولیمآبانه به دین آغاز شده و به این نتیجه میرسد که فقیه باید با درک صحیح از ولایت امام زمان علیهالسّلام، به جایگاه واقعی خود به عنوان یک واسطه و آگاهکننده پی ببرد. در ادامه، استاد ضرورت تحول در بیان مسائل فلسفی و فقهی را مطرح کرده و بیان میدارند که استنباط صحیح، نیازمند پیوند میان مبانی نظری و حقایق عینی و خارجی است. این جلسه در نهایت، راهکاری برای خروج از جمود فکری در فتاوا و رسیدن به فهمی عمیقتر از دین ارائه میدهد که در آن، مصالح واقعی جامعه و شعائر ولایت بر اساس بینش صحیح فقیه، جایگاه اصلی خود را باز مییابند.
تحول در مبانی اجتهاد و استنباط احکام
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، به تبیین جایگاه فقیه و کیفیت استنباط احکام شرعی میپردازند. ایشان با نقد رویکردهای سطحی و خشک در اجتهاد که تنها به ظواهر روایات اکتفا میکنند، بر ضرورت اشراف فقیه بر حقایق تکوینی و شرایط اجتماعی تأکید میورزند. بحث با محوریت نماز استسقاء و نقد نگاههای متولیمآبانه به دین آغاز شده و به این نتیجه میرسد که فقیه باید با درک صحیح از ولایت امام زمان علیهالسّلام، به جایگاه واقعی خود به عنوان یک واسطه و آگاهکننده پی ببرد. در ادامه، استاد ضرورت تحول در بیان مسائل فلسفی و فقهی را مطرح کرده و بیان میدارند که استنباط صحیح، نیازمند پیوند میان مبانی نظری و حقایق عینی و خارجی است. این جلسه در نهایت، راهکاری برای خروج از جمود فکری در فتاوا و رسیدن به فهمی عمیقتر از دین ارائه میدهد که در آن، مصالح واقعی جامعه و شعائر ولایت بر اساس بینش صحیح فقیه، جایگاه اصلی خود را باز مییابند.
تحول در مبانی اجتهاد و استنباط احکام
17الآن اگر یک فضله در آب بیفتد همه مىگویند: آب نجس است و برنج هم نجس است چون این در همه سرایت کرده و تمام شده رفته است! درحالیکه در واقع قضیه اینطور نیست و فقط یک محدودۀ خاصّ خودش را دارد و بقیه پاک است. حالا بهدست آوردن این مسئله [مهم است]! گاهى اوقات انسان ممکن است خودش از یک مسائل شخصى به یک نتایجى برسد و از تجربیات شخصى خودش با افراد به این مسئله برسد. پس آنوقت نشان مىدهد که آنچه که در روایات هست که اگر دارد: همه نجس است، آن چیز دیگرى بوده است. و عین اینکه ما الآن داریم مشاهده مىکنیم نبوده است، آن یک ضربان و انتشارى داشته و چیز خاصى نبوده است. این بینش و انبساط فکر بهواسطۀ یک اشرافى بهوجود مىآید که این اشراف، ملزوم اطلاع بر حوادث و قضایایى است که در ارتباط با این مطلب مىتواند قرار بگیرد.
تلمیذ: این دیگر فوق کلام امام است!
استاد: نه نه، عین کلام امام است! کلام امام در این زمینه بوده است، ما کلام امام را نفهمیدهایم!
تلمیذ: شما اصالة الإطلاق با وجود مقدمات حکمت را جارى نمىکنید!
استاد: یکی از مقدمات حکمت عدم البیان است درصورتیکه ما مىگوییم: در آنجا بیان هست منتها بیان از دیدگاه شما مخفى است. وقتى که در قضیۀ على بن یقطین امام علیهالسّلام به او دستور مىدهند که به این کیفیت عمل کن،1 شما در اینجا چه مطلبى را استنباط مىکنید؟ افراد دیگر باشند مىگویند: یک واقعۀ شخصیه است، از آنطرف هم او موسى بن جعفر علیهماالسّلام است و ما نه اطلاع داریم و نه هیچی، در اینجا تقیه است و تقیه هم خلاف ما أنزل الله است و ما أنزل الله فقط برحسب آن است که شیعه دارد انجام مىدهد و در آنجا بهخاطر حفظ دماء، امام بر خلاف ما أنزل الله بهنحو موقت در اینجا حکم خلاف را تشریع فرموده است! وقتى که آن مسئله تمام شد، آن به حالت اول و به کیفیت اول برمىگردد، این آنچه گفتیم. و دیگر قابل تسرى و قابل چیز نیست و این مسئله مربوط به امام است.
- . مناقب آل أبیطالب علیهم السلام، ج 4، ص 288؛ منتهى الآمال، ج 2، ص 278. جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به سیره صالحان، در حجیت افعال و گفتار اولیاء الهى، ص 107.
