اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از پیچیده‌ترین مباحث فلسفی، یعنی کیفیت ارتباط میان موجودات حادث و ذات قدیم باری‌تعالی می‌پردازند. بحث با واکاوی چگونگی اقتران حدوث ذاتی و زمانی با قدمت ذات الهی آغاز می‌شود و این پرسش اساسی مطرح می‌گردد که چگونه پدیده‌های متدرج‌الحصول در زمان، با اراده ازلی خداوند پیوند می‌خورند. در ادامه، با تفکیک میان علم، قدرت و حیات، جایگاه صور علمیه اشیاء در علم الهی بررسی شده و این نکته تبیین می‌گردد که صور علمیه، به تبع ذات، دارای قدمت ذاتی هستند. استاد با استفاده از مثال‌های ملموس و نقد نگاه‌های عامیانه به مسئله زمان و مکان، توضیح می‌دهند که چگونه تمام اعیان خارجی در مراتب وجودی خود، متدلی به اراده واحد حق هستند و هیچ انفکاکی میان علت و معلول متصور نیست. در نهایت، با استناد به آیات و اشعار عرفانی، نتیجه گرفته می‌شود که آنچه ما به عنوان حرکت و زمان درک می‌کنیم، در حقیقتِ هستی، تجلی واحدی از اراده الهی است.

کیفیت ربط حادث به قدیم در نظام هستی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از پیچیده‌ترین مباحث فلسفی، یعنی کیفیت ارتباط میان موجودات حادث و ذات قدیم باری‌تعالی می‌پردازند. بحث با واکاوی چگونگی اقتران حدوث ذاتی و زمانی با قدمت ذات الهی آغاز می‌شود و این پرسش اساسی مطرح می‌گردد که چگونه پدیده‌های متدرج‌الحصول در زمان، با اراده ازلی خداوند پیوند می‌خورند. در ادامه، با تفکیک میان علم، قدرت و حیات، جایگاه صور علمیه اشیاء در علم الهی بررسی شده و این نکته تبیین می‌گردد که صور علمیه، به تبع ذات، دارای قدمت ذاتی هستند. استاد با استفاده از مثال‌های ملموس و نقد نگاه‌های عامیانه به مسئله زمان و مکان، توضیح می‌دهند که چگونه تمام اعیان خارجی در مراتب وجودی خود، متدلی به اراده واحد حق هستند و هیچ انفکاکی میان علت و معلول متصور نیست. در نهایت، با استناد به آیات و اشعار عرفانی، نتیجه گرفته می‌شود که آنچه ما به عنوان حرکت و زمان درک می‌کنیم، در حقیقتِ هستی، تجلی واحدی از اراده الهی است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

کیفیت ربط حادث به قدیم در نظام هستی

17
  • صور علمیۀ مثالیه و برزخیه که نسبت به این حقایق خارجیه جنبۀ علّى دارند، اینها هم همین هستند؛ مثلاً این صورت مقدم است این صورت مؤخر است این صورت سوم است، این صورت چهارم است همین‌طور این صورت پنجم است ششم، هفتم، هشتم است. چرا شما در آنجا زمان نمى‌گویید؟! چرا در آنجا مکان نمى‌گویید؟! چرا در آنجا مى‌گویید که نه، این اشکال ندارد که باشد؟! چطور اینجا اشکال دارد آنجا اشکال ندارد؟! چطور آن شخصی که در خواب مى‌رود حقایقى که مى‌خواهد یک ماه بعد اتفاق بیفتد مى‌بیند درحالی‌که هنوز سى‌تا صورت را باید رد کند تا به‌ صورت سى‌ام برسد که در روز سى‌ام که یک ماه بعد از این هست چه قضیه‌ای اتفاق مى‌افتد! چطور اینجا نمى‌گویید که زمان هست؟! چطور در اینجا وجود صورت سى‌ام قبل از تحقق صورت بیست و نهم و بیست و هشتم و اینها مستحیل هست ولى در آنجا اشکال ندارد؟! اگر اشکال ندارد آنجا هم باید بگویید: اشکال ندارد! اگر اشکال دارد آنجا هم باید اشکال داشته باشد! اینکه الآن شخص مى‌آید ـ درست هم مى‌بیند نه در خیال باشد ـ به جنبۀ علّى مسئله ارتباط پیدا مى‌کند به همان جنبۀ علّى که همان صورت مثالیه هست که پشت نوبت ایستادند که یکى‌یکى بیایند و اظهار وجود کنند و خودشان را در این عالم اعیان و عالم شهادت نشان بدهند. آن کسی که عبور مى‌کند و از این صورتى که الآن روز شنبه است به شنبۀ چهار هفتۀ بعد منتقل مى‌شود، چه قضیه‌ای برای او حاصل می‌شود؟ چه پدیده‌اى براى او حاصل مى‌شود که این مى‌آید از این معلولى که الآن سى ‌رتبه مانده است تااینکه به معلول سى‌ام برسد پایش را برمى‌دارد و به رتبۀ سى‌ام می‌رود و مى‌گوید: در آن روز این اتفاق مى‌افتد. این یک ماه را هم اصلاً نمى‌بیند یا مى‌بیند! دو [صورت] هست! گاهى اوقات انسان، در برزخ و مثال فقط به یک قضیه اطلاع پیدا مى‌کند و گاهى اوقات به آن سلسله که به آنجا مى‌رسد به آن‌هم اطلاع پیدا مى‌کند به همۀ آن اطلاع مى‌کند. یک‌ وقتى انسان اطلاع پیدا مى‌کند که این بچه یک ‌ماه بعد به دنیا مى‌آید و یک وقتى اطلاع پیدا مى‌کند که هشت ‌ماه پیش، این بچه درست شده است، به قبلش هم اطلاع پیدا مى‌کند. این دیگر مسئله عالی‌تر می‌شود!! اینکه اطلاع پیدا می‌کند بر اینکه هشت ‌ماه پیش این بچه درست شده است این هشت ماه را سانسور مى‌کند، تشکّل او الآن براى او مجسم مى‌شود که الآن این انعقاد پیدا شد یااینکه یک ماهى که مانده تا موقع ولادت را سانسور مى‌کند یک‌دفعه سر ولادت می‌رود که این در روز فلان متولد شد. یک وقت نه، ممکن است ببینید که این جنین الآن در رحم مادر این حالت را دارد و کله‌اش اینجاست و پایش آنجاست. فردا مى‌بیند نه، این کله‌اش بالا رفته است پایش پایین آمده است پس‌فردا مى‌بیند نه، این طرفى رفته است [روز] چهارم مى‌بیند آن طرفى رفته است رگ‌ آنجاست آن مشیمه1 [اینجاست] همۀ این چیزهایى را که مشاهده مى‌کند اینها همه حالات [آن جنین است.]

    1. . لغت‌نامه دهخدا:
      «مشیمه: پوست رقیق که بر بچه وقت ولادت پیچیده می‌باشد.»
/ 260