
کیفیت ربط حادث به قدیم در نظام هستی
تبیین چگونگی اقتران حدوث زمانی با قدمت ذات الهی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از پیچیدهترین مباحث فلسفی، یعنی کیفیت ارتباط میان موجودات حادث و ذات قدیم باریتعالی میپردازند. بحث با واکاوی چگونگی اقتران حدوث ذاتی و زمانی با قدمت ذات الهی آغاز میشود و این پرسش اساسی مطرح میگردد که چگونه پدیدههای متدرجالحصول در زمان، با اراده ازلی خداوند پیوند میخورند. در ادامه، با تفکیک میان علم، قدرت و حیات، جایگاه صور علمیه اشیاء در علم الهی بررسی شده و این نکته تبیین میگردد که صور علمیه، به تبع ذات، دارای قدمت ذاتی هستند. استاد با استفاده از مثالهای ملموس و نقد نگاههای عامیانه به مسئله زمان و مکان، توضیح میدهند که چگونه تمام اعیان خارجی در مراتب وجودی خود، متدلی به اراده واحد حق هستند و هیچ انفکاکی میان علت و معلول متصور نیست. در نهایت، با استناد به آیات و اشعار عرفانی، نتیجه گرفته میشود که آنچه ما به عنوان حرکت و زمان درک میکنیم، در حقیقتِ هستی، تجلی واحدی از اراده الهی است.
کیفیت ربط حادث به قدیم در نظام هستی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از پیچیدهترین مباحث فلسفی، یعنی کیفیت ارتباط میان موجودات حادث و ذات قدیم باریتعالی میپردازند. بحث با واکاوی چگونگی اقتران حدوث ذاتی و زمانی با قدمت ذات الهی آغاز میشود و این پرسش اساسی مطرح میگردد که چگونه پدیدههای متدرجالحصول در زمان، با اراده ازلی خداوند پیوند میخورند. در ادامه، با تفکیک میان علم، قدرت و حیات، جایگاه صور علمیه اشیاء در علم الهی بررسی شده و این نکته تبیین میگردد که صور علمیه، به تبع ذات، دارای قدمت ذاتی هستند. استاد با استفاده از مثالهای ملموس و نقد نگاههای عامیانه به مسئله زمان و مکان، توضیح میدهند که چگونه تمام اعیان خارجی در مراتب وجودی خود، متدلی به اراده واحد حق هستند و هیچ انفکاکی میان علت و معلول متصور نیست. در نهایت، با استناد به آیات و اشعار عرفانی، نتیجه گرفته میشود که آنچه ما به عنوان حرکت و زمان درک میکنیم، در حقیقتِ هستی، تجلی واحدی از اراده الهی است.
کیفیت ربط حادث به قدیم در نظام هستی
18لذا به مادرش مىگوید: فردا کلّۀ بچه و کلّۀ نىنى آنجاست!
[مادر] مىگوید: تو از کجا مىدانى؟!
ـ : حالا ببین!
فردا یکدفعه مادر مىبیند عجب، اینکه تا حالا داشت این طرفى کلّه مىزد حالا اینطرفِ شکم را مىزند!
ـ : تو از کجا فهمیدى؟
ـ : من دیدم!
ـ : بگو ببینم پسفردا [چطور میشود؟]
ـ : پسفردا کلّهاش پایین مىآید پایش هوا مىرود!
ـ : عجب، برو زود به بابایت بگو که وقت بگیرد که آقازاده یا خانم کاکُلزرى دارد درمىآید!
آن مادر نمىبیند ولى این دارد مىبیند! اینکه الآن دارد مىبیند از کجا دارد مىبیند؟! هنوز که یکشنبه نیامده است؟!
تلمیذ: پس تخلّف مشاهدات پس چه میشود؟
استاد: عوضى دیده است!
تلمیذ: یعنى در واقع نبوده است؟
استاد: نهخیر!
تلمیذ: یک بار فرمودید: آنهایى که در عالم مثال مىبینند علت بالای آن را مشاهده نمىکنند که باز ممکن است تغییر کند!
استاد: بله!
تلمیذ: پس در عالم مثال یک حقیقتى تحقق پیدا کرده است پس علت به آن تعلق گرفته است و آن متحقق شد و بعد از آن دوباره علت تغییر کرده است و آن شیء جای دیگر رفته است!
استاد: بله، همۀ صُور همین است دیگر! اصلاً مسئلۀ بداء همین است! مسئلۀ علیت همین است! در مثال عرض کردم این جنبۀ تودرتویى که دارد همان باعث مىشود که انسان نتواند نسبت به آن حوادث و مسائل اظهار نظر کند! آنچه را که از مثال و از برزخ انجام مىشود آن علیت اخیرۀ متصلۀ به عالم شهادت هست آن منظور بنده هست یعنى همان حیثیتى که در مرتبۀ علیت به تکامل مىرسد و بعد از تکاملش تکامل او مساوقٌ لِلوجودِ الخارجى، آن منظور بنده هست! اما اینکه علت خودش تا به اینجا برسد چه مراتبى طى مىکند آنهم هزارتا تودرتو دارد! خود عالم اسباب، خود عالم علل، [خود عالم] بداء، کل این سلسلۀ عللى که در خارج هست و اینها هرکدامشان در اشیاء خارجى تأثیرگذار هستند اینها همه که بیکار نیستند؛ صلۀ رحمها، مردمآزاریها، محبتها، غضبها، قساوتها، لطفها، هرکدام از اینها در عالم تضارب و در عالم تصادف هرکدام منشأ یک اثرى هستند تااینکه مسئله به آن علت اخیره مىرسد و تحقق علت اخیره با تحقق آن شیءِ خارجى مساوق است.
