
کیفیت ربط حادث به قدیم در نظام هستی
تبیین چگونگی اقتران حدوث زمانی با قدمت ذات الهی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از پیچیدهترین مباحث فلسفی، یعنی کیفیت ارتباط میان موجودات حادث و ذات قدیم باریتعالی میپردازند. بحث با واکاوی چگونگی اقتران حدوث ذاتی و زمانی با قدمت ذات الهی آغاز میشود و این پرسش اساسی مطرح میگردد که چگونه پدیدههای متدرجالحصول در زمان، با اراده ازلی خداوند پیوند میخورند. در ادامه، با تفکیک میان علم، قدرت و حیات، جایگاه صور علمیه اشیاء در علم الهی بررسی شده و این نکته تبیین میگردد که صور علمیه، به تبع ذات، دارای قدمت ذاتی هستند. استاد با استفاده از مثالهای ملموس و نقد نگاههای عامیانه به مسئله زمان و مکان، توضیح میدهند که چگونه تمام اعیان خارجی در مراتب وجودی خود، متدلی به اراده واحد حق هستند و هیچ انفکاکی میان علت و معلول متصور نیست. در نهایت، با استناد به آیات و اشعار عرفانی، نتیجه گرفته میشود که آنچه ما به عنوان حرکت و زمان درک میکنیم، در حقیقتِ هستی، تجلی واحدی از اراده الهی است.
کیفیت ربط حادث به قدیم در نظام هستی
5تفسیر آیۀ ﴿لَّقَد كُنتَ فِي غَفلَةٖ مِّن هَٰذَا فَكَشَفنَا عَنكَ غِطَاءَكَ﴾
لذا در آیۀ شریفه مىفرماید: ﴿لَّقَدۡ كُنتَ فِي غَفۡلَةٖ مِّنۡ هَٰذَا فَكَشَفۡنَا عَنكَ غِطَآءَكَ فَبَصَرُكَ ٱلۡيَوۡمَ حَدِيد﴾؛1 ما کارى نکردیم ما خلق نکردیم ما ایجاد نکردیم ما اظهار نکردیم! ﴿فَكَشَفۡنَا﴾؛ ما فقط پرده را برداشتیم غفلتى که در این دنیا تو را گرفته بود ما پردۀ آن غفلت را برداشتیم؛ ﴿فَكَشَفۡنَا عَنكَ غِطَآءَكَ فَبَصَرُكَ ٱلۡيَوۡمَ حَدِيد﴾ الآن دیگر چشمت مىبیند. بوده است و تو نمىدیدى! چشمت درآید حالا ببین! حالا نگاه کن! ببین در این شصتسال دنیا چه بر سر خودت آوردى! با کارهایى که کردى و مدام خودت را به نفهمى و به کوچۀ چپ و راست زدی و چه بر سر آن سعادت خودت درآوردى! آنچه را که با او وحدت داشتى حالا مشاهده کن! آنچه را که همراه با تو بود و با آن اقتران داشتى حالا مشاهده کن! پس با او بوده است.
این مثالى که من زدم از نظر مادى، یک مثال مشهود [بود]. ما این مطلب را به ذات بارى منتقل مىکنیم. ذات بارى از نقطهنظر حدوث و قدم ذاتى، قدم ذاتى دارد. علم بارى هم نسبت به خود داراى قدم ذاتى است و در اینجا دیگر زمان مطرح نیست. علم بارى ـ همانطوریکه عرض شد ـ نسبت به مُنشآت خودش، آیا علم بارى نسبت به خصوصیات مخلوقات خود و متعینات صادره و بارزۀ از خود، حدوث ذاتى دارد یااینکه قدم ذاتى دارد؟! یعنى آیا برههاى بوده است که شما تصور کنید که ذات بارى قدم ذاتی داشته است ولى علم بارى [نبوده است]؟!
علم بارى نسبت به ذاتِ خود که اصلاً در اینجا معنا ندارد که بحث حدوث ذاتى و قدم ذاتى، در آن بکنیم چون [علم باری] تابع خود ذات است. شما وقتى که ذات را قدیم مىدانید طبعاً آن علم حضورىِ ذات به خود ذات را هم قدیم خواهید دانست. بخواهید یا نخواهید همین هست! شما این مسئله را از لوازم آن [ذات] قرار دادهاید. صحبت در علم بارى نسبت به آثار خود است. علم باری نسبت به ظهورات خود است، نه نسبت به ذات خود که در آنجا مقام هوهویت است که آن مقام، مقام اطلاق و مقام اجمال ذات است آیا این علم بارى داراى حدوث ذاتى است؟ یعنى مىشود تصور کرد برههاى را که ذات بارى خالى از این علم باشد همانطوریکه ذات ما خالى از علوم است؟!
- . سوره ق (50) آیه 22. معاد شناسى، ج 1، ص 87:
ترجمه: «ما پرده غفلت را از برابر دیدگان تو برداشتیم و حجاب بصیرت را کنار زدیم و امروز دیدگان تو بسیار تیزبین و حساس شده (و بصیرت تو تمام عوالم و منازل و مراحل بعد از مرگ را ادراک مىکند و به حقیقت آنها پى مىبرد).»
- . سوره ق (50) آیه 22. معاد شناسى، ج 1، ص 87:
