اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از پیچیده‌ترین مسائل فلسفی، یعنی کیفیت ربط حادث به قدیم و نحوه تحقق اعیان خارجی می‌پردازند. ایشان با نقد دیدگاه‌های رایج که برای حل این معضل به مفاهیم اجمال و تفصیل متوسل می‌شوند، بر این نکته تأکید دارند که زمان و مکان، اموری انتزاعی و از مقارناتِ تحقق اشیاء هستند، نه اجزای ذاتیِ سلسله علل. استاد با تفکیک میان «سلسله علل معتاد» و «علل تکوینی»، نشان می‌دهند که چگونه اولیای الهی با عبور از قیود مادی، به حقایق هستی آگاهی می‌یابند. در نهایت، این بحث به این نتیجه می‌رسد که علم الهی به حوادث، نه از طریق حدس و گمان، بلکه مبتنی بر اراده تکوینی است و انسان با کاهش تعلق به ماده، می‌تواند به این ابزارِ ادراکِ حقایق دست یابد.

ربط حادث به قدیم و کیفیت تحقق اعیان خارجی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از پیچیده‌ترین مسائل فلسفی، یعنی کیفیت ربط حادث به قدیم و نحوه تحقق اعیان خارجی می‌پردازند. ایشان با نقد دیدگاه‌های رایج که برای حل این معضل به مفاهیم اجمال و تفصیل متوسل می‌شوند، بر این نکته تأکید دارند که زمان و مکان، اموری انتزاعی و از مقارناتِ تحقق اشیاء هستند، نه اجزای ذاتیِ سلسله علل. استاد با تفکیک میان «سلسله علل معتاد» و «علل تکوینی»، نشان می‌دهند که چگونه اولیای الهی با عبور از قیود مادی، به حقایق هستی آگاهی می‌یابند. در نهایت، این بحث به این نتیجه می‌رسد که علم الهی به حوادث، نه از طریق حدس و گمان، بلکه مبتنی بر اراده تکوینی است و انسان با کاهش تعلق به ماده، می‌تواند به این ابزارِ ادراکِ حقایق دست یابد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ربط حادث به قدیم و کیفیت تحقق اعیان خارجی

11
  • یعنی در چه شرایطى امام علیه‌السّلام یا یک ولىّ خدا قرار مى‌گیرد که مجبور مى‌شود یک هم‌چنین مطلبى را بگوید! بله، در بعضى از اوقات هست که اینها با اصحاب خودشان مى‌نشینند و حال مى‌کنند و... این یک مطلب دیگر است. حضرت شروع مى‌کند با میثم [از حوادثى خبر دادن] که روزی می‌آید فلان می‌شود.1 میثم مى‌گوید که من هم مى‌دانم خیال نکن فقط تو مى‌دانى خود من هم می‌دانم! روزى مى‌آید که این‌طور مى‌کنند و آن‌طور مى‌کنند. یا مثلاً با همدیگر در چیز هستند و از این‌طور مطالب هست. خب اینها اصلاً خارج از این مبحث است اما صحبت کردن اینها براى افراد و اصحاب و آنهایى که اطلاع ندارند واقعاً مشکل بوده که بخواهند بیایند و در این مسائل صحبت کنند. مگر اینکه بگویند که بابا اقلاً شما بدانید این فرماندۀ لشگرتان یک شخصى است که از تعداد کشته‌شده‌ها هم خبر دارد و دارد به شما هم خبر می‌دهد!

  • حالا این امیرالمؤمنین علیه‌السّلام که مى‌گوید: ده نفر از ما کشته نمى‌شوند و وقتى مى‌شمرند مى‌بینند نُه نفر بودند و ده نفر از آنها هم زنده مى‌مانند، آیا این امیرالمؤمنین که این حرف را مى‌زد حدس مى‌زد؟! خب چرا حدس نزدى دوازده نفر؟! چرا حدس نزدى بیست نفر؟! حدس حدس است دیگر! چطور همۀ این حدس‌ها باید درست دربیاید؟!

  • تلمیذ: زمان از مقارنات است و تأثیرى در ادراک انسان نسبت به حقیقت واقع ندارد پس چرا من از آیندۀ خودم خبر ندارم و این جهل از کجا صورت مى‌گیرد درحالی‌که آینده هم وجود دارد جهل حقیقت ندارد؟

  • استاد: خب جهل از همان تعلق نفس به همین ماده تعلق مى‌گیرد.

  • تلمیذ: خب نفس ما به آینده هم تعلق دارد.

  • استاد: نه تعلق ندارد.

  • تلمیذ: چرا دیگر! الآن یک ‌سال بعد من اینجا بودم، نفس من به یک ‌سال بعدِ من تعلق ندارد؟

  • استاد: شما چشم دارید یا ندارید؟

  • تلمیذ: چرا دارم‌.

  • استاد: خب چرا پشت دیوار را نمى‌بینید؟

    1. . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به بحار الأنوار، ج ۳4، ص ۳۰۲.
/ 0