
ربط حادث به قدیم و کیفیت تحقق اعیان خارجی
تحلیل جایگاه زمان و مکان در سلسله علل تکوینی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از پیچیدهترین مسائل فلسفی، یعنی کیفیت ربط حادث به قدیم و نحوه تحقق اعیان خارجی میپردازند. ایشان با نقد دیدگاههای رایج که برای حل این معضل به مفاهیم اجمال و تفصیل متوسل میشوند، بر این نکته تأکید دارند که زمان و مکان، اموری انتزاعی و از مقارناتِ تحقق اشیاء هستند، نه اجزای ذاتیِ سلسله علل. استاد با تفکیک میان «سلسله علل معتاد» و «علل تکوینی»، نشان میدهند که چگونه اولیای الهی با عبور از قیود مادی، به حقایق هستی آگاهی مییابند. در نهایت، این بحث به این نتیجه میرسد که علم الهی به حوادث، نه از طریق حدس و گمان، بلکه مبتنی بر اراده تکوینی است و انسان با کاهش تعلق به ماده، میتواند به این ابزارِ ادراکِ حقایق دست یابد.
ربط حادث به قدیم و کیفیت تحقق اعیان خارجی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از پیچیدهترین مسائل فلسفی، یعنی کیفیت ربط حادث به قدیم و نحوه تحقق اعیان خارجی میپردازند. ایشان با نقد دیدگاههای رایج که برای حل این معضل به مفاهیم اجمال و تفصیل متوسل میشوند، بر این نکته تأکید دارند که زمان و مکان، اموری انتزاعی و از مقارناتِ تحقق اشیاء هستند، نه اجزای ذاتیِ سلسله علل. استاد با تفکیک میان «سلسله علل معتاد» و «علل تکوینی»، نشان میدهند که چگونه اولیای الهی با عبور از قیود مادی، به حقایق هستی آگاهی مییابند. در نهایت، این بحث به این نتیجه میرسد که علم الهی به حوادث، نه از طریق حدس و گمان، بلکه مبتنی بر اراده تکوینی است و انسان با کاهش تعلق به ماده، میتواند به این ابزارِ ادراکِ حقایق دست یابد.
ربط حادث به قدیم و کیفیت تحقق اعیان خارجی
18استاد: اشکالى ندارد.
تلمیذ: بعد این تصرفاتى که ممکن است در آن خصوصیات و ژنتیک آن بشود؟
استاد: خب بشود. تصرفات بشود. تصرفات ایراد دارد.
تلمیذ: از حیث کلى ایراد ندارد مگر اینکه جنبههاى اخلاقى و اینها پیدا بشود؟
استاد: بله، مثلاً فرض کنید که این امور خلاف و چیزهایى که خب چیز هست آن یک مسئلۀ دیگر است ولى در اصل قضیه چه دلیلى شرعاً داریم براى اینکه توالد و تناسل فقط در مسئلۀ ازدواج منحصر است و این راه متعارف خودش است این یک مسئله است. آنهم یک مسئله چه ایرادى دارد؟!
تلمیذ: خود اولیا شبیهسازى مىکردند!
استاد: چندتا مثل خودشان [درست میکردند]!
تلمیذ: آنها ادراکشان یکی بود حالا اینجا که ادراکشان یکی نیست. کسى که از ذرات وجودش صدتا بچه درست مىکند خودش نمیفهمد که اینها چه ادراکاتی دارند؟
استاد: نه دیگر آنهم بالأخره بچۀ همان بهحساب مىآید. وقتى از خودش درست مىکند مثل فرزند خودش است.
تلمیذ: از لحاظ فقهى بررسی میکنم؛ اگر شبیه خودش را درست کند به زوجهاش محرم مىشود یا نه؟
استاد: بله، خب از نظر اینکه پسرِ شوهر آن زوجه بهحساب مىآید این زنِ پدر مىشود.
تلمیذ: نه، بحث شبیهسازی یعنی وقتى شبیه خودش بود یعنى عینیت پیدا مىکند.
استاد: پسر است دیگر! عین او نیست، پسر است. دوقلو چطورى است؟! دوقلو عین هم هستند ولى دوتا هستند اینهم همینطور است این پسرِ او تلقى مىشود. بچۀ او تلقى مىشود منتها بچۀ زن او نیست چون ارتباطى با او ندارد و همینطور اگر از خودِ زن بشود یعنی خود زن بچه پیدا بکند، اگر دختر باشد حکم ربیبه با شوهر را پیدا مىکند و پسر هم باشد ربیب است.
حکم ارث فرزند متولد شده از شبیهسازی
تلمیذ: حکم ارث چطور مىشود؟
استاد: ارث هم همان است و تفاوتى نمىکند.
تلمیذ: یعنى ارث مىبرد؟
استاد: ارث مىبرد دیگر! فرزند اوست دیگر! حالا فرزندى که از مجراى طبیعى نشده است. عرض کردم سلسلۀ علل متفاوت است یکى از آنها فرض کنید که ازدواج است، یکى حضرت عیسى است، یکى آدم است و یکى هم شبیهسازى است!
