اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین حقیقت زمان و جایگاه آن در نظام هستی می‌پردازند. بحث با تفکیک میان زمان به عنوان یک امر اعتباری و متدرج، و تقدم و تأخر ذاتی میان علت و معلول آغاز می‌شود. استاد با بهره‌گیری از مثال‌هایی همچون نگارش کتاب و نزول قرآن کریم، نشان می‌دهند که اگرچه برای ادراک و ظهور حقایق در عالم ماده نیاز به گذشت زمان و رعایت ترتیب است، اما در مقام ابداع و تحقق، حقایق هستی به اراده واحده الهی و بدون نیاز به زمانِ متدرج صورت می‌پذیرند. در ادامه، تفاوت میان ابزارهای ادراک عادی و ادراک باطنی بررسی شده و روشن می‌گردد که زمان، تنها بر استمرارِ بقای موجودات در عالم شهادت بار می‌شود و در اصلِ تحققِ خارجیِ اشیاء، دخالتی ندارد. این مباحث به مخاطب کمک می‌کند تا نسبت میان اختیار انسان، اراده الهی و حقایق غیبی را در پرتو توحید افعالی بهتر درک کند.

حقیقت زمان و کیفیت ارتباط آن با عالم واقع

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین حقیقت زمان و جایگاه آن در نظام هستی می‌پردازند. بحث با تفکیک میان زمان به عنوان یک امر اعتباری و متدرج، و تقدم و تأخر ذاتی میان علت و معلول آغاز می‌شود. استاد با بهره‌گیری از مثال‌هایی همچون نگارش کتاب و نزول قرآن کریم، نشان می‌دهند که اگرچه برای ادراک و ظهور حقایق در عالم ماده نیاز به گذشت زمان و رعایت ترتیب است، اما در مقام ابداع و تحقق، حقایق هستی به اراده واحده الهی و بدون نیاز به زمانِ متدرج صورت می‌پذیرند. در ادامه، تفاوت میان ابزارهای ادراک عادی و ادراک باطنی بررسی شده و روشن می‌گردد که زمان، تنها بر استمرارِ بقای موجودات در عالم شهادت بار می‌شود و در اصلِ تحققِ خارجیِ اشیاء، دخالتی ندارد. این مباحث به مخاطب کمک می‌کند تا نسبت میان اختیار انسان، اراده الهی و حقایق غیبی را در پرتو توحید افعالی بهتر درک کند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت زمان و کیفیت ارتباط آن با عالم واقع

17
  • پس همان‌طوری‌که برای ادراک ممکن است که آن ابزار تفاوت داشته باشد و آن ابزار در محدودیت و شرایط خاص خودش می‌تواند ادراک کند، اگر شما این در را ببندید هرچه هم چشم شما قوی باشد باز نمی‌توانید از این در رد شوید و چشم شما عبور کند. همین‌طور برای ادراک آن واقعۀ خارجی اگر این ابزار کنار برود و ابزار دیگری بیاید، آنچه را که این ابزار ادراک نمی‌کند او در همین عالم یعنی در همین وضعیت خارجی ادراک می‌کند. این مربوط به آن چیزی است که الآن وجود خارجی دارد یعنی الآن هست و بیرون هست اما در بسته است و چشم من و شما نمی‌تواند ببیند ولی برای کسی که نیاز به این ندارد الآن نگاه می‌کند و می‌گوید که نگاه کن او الآن آنجا رفت. می‌گویی که کجا نگاه کنم در بسته است؟! می‌گوید که خیلی خب تو الآن این رو از من بشنو، بعداً ببین که انجام شده یا نشده است. ببین این شخص در آن گوشه ایستاده است و پیراهنش این رنگ را دارد و شلوارش این رنگ را دارد و حرکت کرد و رفت در آنجا نشست و فلان کتاب را برداشت. شما در را باز می‌کنید می‌بینید که یک نفر آن آخر نشسته است. می‌گویید که آقا شما کجا بودید؟! می‌گوید که من دو دقیقه پیش اینجا نشسته بودم. می‌گویید که چطوری رفتی؟! می‌گوید که بلند شدم رفتم آنجا نشستم کتاب را برداشتم. می‌بینی اِ این همان شد. این کسی که الآن دارد از در بسته می‌بیند چه چیزی را دارد می‌بیند؟ صحبت ما این است. این قضیه را شما حل کنید، اینکه الآن دارد می‌بیند عیناً یعنی همان‌طور می‌بیند به‌طوری‌که اگر با آن دوربین قلب خودش عکس بردارد درست مثل دوربینی است که الآن شما دارید از آن شخص عکس برمی‌دارید. یک عکس را نشان می‌دهد. هم دوربین شما آن عکس را نشان می‌دهد هم آن دوربینی که او از [قلبش] برداشته باز همان را نشان می‌دهد. او چه چیزی را می‌بیند؟ آیا او فقط صورت می‌بیند یا دارد طرف را می‌بیند؟ دارم می‌بینم دیگر که او آنجاست. این دیدن من معلوم می‌شود هیچ ارتباطی به چشم ندارد و این فقط به آن حقیقت مثالی من برمی‌گردد و آن حقیقت مثالی است که ادراک و اطلاع و آگاهی پیدا می‌کند و آن حقیقت مثالی یا نیاز به ابزار و آلات ظاهری برای اطلاعش نیاز دارد و یا به ابزار باطن نیاز دارد و واقعیت خارجی در هردوی اینها دست نخورده و به جای خودش باقی است. تا وقتی که ما از ابزار عادی استفاده می‌کنیم امور متأخر را معدوم می‌پنداریم و امور متقدمه را ماضیه و منمحی تصور می‌کنیم. وقتی که آن ابزار را کنار گذاشتیم و نفس مثالی ما از ابزار مثالی استفاده کرد دیگر در آنجا نه مقدمی بوده و نه مؤخری، همه را داریم می‌بینیم. البته بسته به آن کیفیت اشتدادی که نفس می‌تواند ـ چون خود مثال هم تودرتو است ـ با مثال پیدا کند.

/ 613