اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت زمان و کیفیت ارتباط آن با عالم واقع

تبیین تفاوت میان زمان اعتباری و تقدم و تأخر ذاتی اشیاء

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین حقیقت زمان و جایگاه آن در نظام هستی می‌پردازند. بحث با تفکیک میان زمان به عنوان یک امر اعتباری و متدرج، و تقدم و تأخر ذاتی میان علت و معلول آغاز می‌شود. استاد با بهره‌گیری از مثال‌هایی همچون نگارش کتاب و نزول قرآن کریم، نشان می‌دهند که اگرچه برای ادراک و ظهور حقایق در عالم ماده نیاز به گذشت زمان و رعایت ترتیب است، اما در مقام ابداع و تحقق، حقایق هستی به اراده واحده الهی و بدون نیاز به زمانِ متدرج صورت می‌پذیرند. در ادامه، تفاوت میان ابزارهای ادراک عادی و ادراک باطنی بررسی شده و روشن می‌گردد که زمان، تنها بر استمرارِ بقای موجودات در عالم شهادت بار می‌شود و در اصلِ تحققِ خارجیِ اشیاء، دخالتی ندارد. این مباحث به مخاطب کمک می‌کند تا نسبت میان اختیار انسان، اراده الهی و حقایق غیبی را در پرتو توحید افعالی بهتر درک کند.

حقیقت زمان و کیفیت ارتباط آن با عالم واقع

6
  • این امیرالمؤمنین در این قنداق [این سوره را خواند] بالأخره معجزه شده است اما بالأخره معجزه حساب و کتاب دارد و بی‌حساب و کتاب نمی‌شود دیگر. حالا آنکه به زبان درآمدن و قرآن خواندن و این مطالب اینها به جای خود هست همۀ ائمه وقتی که به دنیا می‌آمدند شهادت می‌دادند. وقتی که حضرت صاحب‌الامر هم به دنیا آمدند حضرت این آیۀ ﴿وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى ٱلَّذِينَ ٱسۡتُضۡعِفُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَنَجۡعَلَهُمۡ أَئِمَّةٗ وَنَجۡعَلَهُمُ ٱلۡوَٰرِثِينَ﴾1 و2را خواندند. این ﴿نُرِيدُ أَن نَّمُنَّ﴾ با همان ﴿قَدۡ أَفۡلَحَ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾ یکی است و هردوی آنها یکی است. [قرآن خواندن] امیرالمؤمنین فرقش این بود که قبل از بعثت بود اما امام زمان بعد از بعثت است ولی هیچ تفاوتی ندارند. طفلی که به دنیا می‌آید هنوز زبان باز نکرده که از مادرش شیر بخواهد اما او بلند می‌شود می‌آید قرآن می‌خواند خب این معلوم است که قضیه به قبل و بعد زمانی در نزول قرآن کاری ندارد و این مبحثش یک چیز دیگر است و افقش یک افق دیگری است.

  • حالا این مسئله که امیرالمؤمنین علیه‌السّلام این مطلب را می‌خواند یااینکه اصلاً بیاییم صاف انکار کنیم و بگوییم که آقا اینها همه اصلاً روایاتی است که بیرون آمده و اینها را غلات شیعه درآوردند که خب این دیگر جایگاه خودش را دارد. فقط کار ما انکار کردن است. به هرجا می‌رسیم می‌گوییم: نه‌خیر و انکار می‌کنیم. تا یک جا هم گیر کردیم نُردّو عِلمهُ إلی الله و رَسوله هرچه دلمان می‌خواهد انکار می‌کنیم و هرچه را نمی‌فهمیم به حساب جهل بقیه می‌گذاریم و هیچ تابه‌حال به خودمان فکر نکردیم که یک‌خرده یک خاکی بر سر خودمان بکنیم! آخر مدام آمدن و انکار کردن و این‌وآن را کنار زدن، غیر از اینکه بدبختی به بدبختی‌های خودمان اضافه بکنیم، کاری نکردیم و دردی را دوا نکردیم. مثل خفاش می‌ماند که نمی‌تواند تاب دیدن خورشید را داشته باشد و چشمش را می‌بندد و بعد می‌گوید که خورشید نیست. خب تو نمی‌توانی ببینی، بیا چشمت را باز کن و معالجه کن و استفاده کن. این مسئله چطوری است؟ آیا خدا هم در اینجا برای نوشتن ـ حالا نگوییم نوشتن، بگوییم که تسجیل و احداث ـ و برای تسجیل سور قرآن مانند ما زمان به‌کار برده است؟ و زمان در این نگارش و تسهیل این آیات قرآن تأثیر داشته است یا نه؟ آیا این آیات قرآن و ترتیب صور یکی پس از دیگری و این 66۰۰ و نمی‌دانم چند آیۀ قرآن دفعتاً واحده صورت خارجی و صورت عینی پیدا کرده است و دفعتاً واحده این قرآن صورت تحقق و تکوّن پیدا کرده است؟! حالا چطور می‌شود که دفعتاً واحده صورت تکوّن پیدا بکند؟! ادراک این برای ما مشکل است.

    1. . سوره قصص(28) آیه 5. معاد شناسى، ج ‌3، ص 62:
      «و دأب و سنّت اختیاریه ما بر آن مقرّر شده است که بر کسانى که در روى زمین ضعیف شمرده شدند و مورد استضعاف قرار گرفتند عنایت خود را مبذول داشته و آنان را در روى زمین از پیشوایان قرار دهیم، و آنان را وارث زمین و قدرت‌هاى مُسخّره در آن گردانیم.»
    2. الهدایة الکبری، ص 356؛ کمال الدین، ج 2، ص 425. جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به آموزه‌های ولایت، ج ۲، ص 297.