اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۱۵

11
  •  خلاصه می‌گفت آمدم در مسجد مدینه و دیدم كسی نیست و همه رفتند و در این جا برای سعید بن مصیب مكاشفه می‌شود و بعدا هم خیلی تأسف می‌خورد و بلند می‌شود به تشییع جنازه می‌رود و شركت می‌كند، نمازش را می‌خواند و بعد از نماز می‌رود خودش را می‌رساند و خلاصه دستش گرفته می‌شود، جالب این جا است كه گفته وقتی كه من می‌خواستم نماز بخوانم دیدم كه اول ملائكه از بالا تكبیر می‌گویند وقتی كه تكبیر گفتند صدای تكبیر پایین بلند می‌شود یعنی مردم لا اله الا الله یا الله اكبر كه می‌گفتند به دنبال جنازه امام، اول از بالا، اول علیت افاضه می‌شود بعد مردم از پایین می‌گفتند مردم دیگر خبر ندارند كه از آن بالا انگولك شده‌اند، از آن بالا خلاصه در آنها به اصطلاح تصرف شده، اینها همه حساب است اینها همه اینها همه چیزهایی است كه انسان را نزدیك می‌كند به این مسائل كه خلاصه بی هیچی نیست قضیه، یك خبری آن بالا هست كه آنها قائلند به مثل افلاطون، افلاطون یك حكیم الهی بود مردی بود دارای مكاشفات علمیه بود حتی از مكاشفات صوریه هم می‌گویند گذشته بود، بی‌خود حرف نمی‌زنند یا مثل مرحوم حاجی یا بزرگان دیگر كه اینها قائل به این مطالب هستند یك چیزی دیده‌اند، یك كشفی برای آنها حاصل شده منتهی باید این مسائل را پخته كرد و قابل هضم كرد و از آن صورت ساذجیت ابتدائیه درآورد و به اصطلاح بفهمند.

  •  و این كه مرحوم میرفندرسك می‌فرماید كه صورت زیرین اگر از نردبان معرفت، صورت زیرین یعنی همین عالم ماده، گر رود بالا با اصل خود یكتاستی، این اصل چیست كه با اصل خود یكتاستی؟ این اصل در این جا چه حصه‌ای دارد؟ چه ماهیتی دارد؟ چه خصوصیتی دارد كه باعث شده همه صورتهای زیرین از این مرتبه معرفت یعنی مراتب تجرد را بخواهد طی كند؟ نردبان نردبان تجرد است جنبه مادی در او حذف شود و به جنبه‌های صوری و مثالی بالاتر برود و به صورت محض و معرا و بعد از صورت هم بگذرد و به معنا برسد آن جا دیگر یك مسائلی است كه محل حرف و محل بحث ما است كه ان‌شاءالله به آن جا می‌رسیم.