
مبانی و حقیقت مُثل افلاطونی
تبیین جایگاه صور کلیه در نظام هستی و علم عنائى
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی و حقیقت «مُثل افلاطونی» میپردازند. بحث با بررسی دیدگاه حکما درباره وجود صور مجرده در عالم الهی آغاز شده و ضرورت وجود سنخیت میان حقایق جزئیه مادی و علم عنائى حق به عنوان علت العلل تبیین میگردد. در ادامه، با استفاده از مثالهای ملموس، چگونگی نقشآفرینی این صور کلی و معرّا از ماده در شکلگیری موجودات عالم شهادت تشریح میشود. استاد با نقد دیدگاههای سطحی در مواجهه با نظام هستی و تأکید بر لزوم درک صحیح از جایگاه هر پدیده، به تفاوت میان فهم ظاهری و درک عمیق از حقایق عالم میپردازند. در نهایت، این نکته مورد تأکید قرار میگیرد که هر موجودی در این عالم، صورتی معنوی در عالم بالا دارد و فهم این حقیقت، کلید درک صحیح از نظام خلقت و نحوه اتصال به بارقههای الهی است.
مبانی و حقیقت مُثل افلاطونی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی و حقیقت «مُثل افلاطونی» میپردازند. بحث با بررسی دیدگاه حکما درباره وجود صور مجرده در عالم الهی آغاز شده و ضرورت وجود سنخیت میان حقایق جزئیه مادی و علم عنائى حق به عنوان علت العلل تبیین میگردد. در ادامه، با استفاده از مثالهای ملموس، چگونگی نقشآفرینی این صور کلی و معرّا از ماده در شکلگیری موجودات عالم شهادت تشریح میشود. استاد با نقد دیدگاههای سطحی در مواجهه با نظام هستی و تأکید بر لزوم درک صحیح از جایگاه هر پدیده، به تفاوت میان فهم ظاهری و درک عمیق از حقایق عالم میپردازند. در نهایت، این نکته مورد تأکید قرار میگیرد که هر موجودی در این عالم، صورتی معنوی در عالم بالا دارد و فهم این حقیقت، کلید درک صحیح از نظام خلقت و نحوه اتصال به بارقههای الهی است.
مبانی و حقیقت مُثل افلاطونی
16حالا آمده است و میگوید: چرا قلیان نیاوردی؟! خادم میگوید: گفتم که دیر شده است. [سید میگوید:] بیا بابا قلیان بکشیم. اصلاً به روى خودش نیاورد که من بهخاطر تو مىکشم! این رندی است! مىگوید که من خسته هستم، بابا قلیانم را بیاور، عجب آدمى هستی! [خادم] مىگوید: تازه بهجای طلبکار بدهکار هم شدیم! اصلاً حالوهوا را عوض مىکند و او را شنگول مىکند و با او حرف مىزند! مردم که نشسته بودند مىگفتند: قلیان کشیدنت دیگر چیست؟! نیم ساعت دیر کرده و تازه آقا به نطق هم افتاده است! وقتى که حسابی او را شنگول کرد، [نماز را خواند]! این یک دل شاد کردن، به همۀ آنها مىارزد! به همۀ آن! بحرالعلوم مطلب را گرفته بود و فهم را او پیدا کرده بود!
اینکه مرحوم آقا مىگویند که فهم چقدر است، [منظور] این است! چقدر فهم پیدا کرده بود؟! بحرالعلوم فهم پیدا کرده بود و مسئله دستش آمده بود و سرّ و رمز کار را بهدست آورده بود لذا بحرالعلوم بود! خدا به داد ماها برسد.
أللهم صل علی محمد و آل محمد
