اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اتحاد صورت مثالی با عین خارجی

نقد تصورات رایج درباره عالم مثال و جایگاه عقلانیت در مکتب اهل‌بیت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت «مُثل افلاطونی» و نسبت آن با عالم خارج می‌پردازند. ایشان با نقد تصورات رایج که عالم مثال را مکانی جداگانه و نیازمندِ انتقالِ نفس از طریق خواب یا مکاشفه می‌دانند، بر این نکته تأکید می‌کنند که صورت مثالی با عین خارجی اتحاد وجودی دارد و تفاوت در ادراک، ناشی از ضعف و قوتِ نفسِ انسان است. در ادامه، این مبحثِ دقیقِ فلسفی به حوزه عمل و اخلاق پیوند می‌خورد؛ جایی که استاد با استناد به وصیت امیرالمؤمنین(ع) و تأکید بر «نورانیتِ دل به حکمت»، ضرورتِ عقلانیت، درایت و پرهیز از هیئت‌بازی و شعارزدگی را در مکتب اهل‌بیت(ع) تبیین می‌کنند. ایشان با نقدِ رفتارهای کورکورانه، بر لزومِ تفکر و اتقان در فهمِ مبانی دینی و ارتباطاتِ اجتماعی تأکید می‌ورزند تا انسان از ورطه شایعات و وهمیات نجات یابد.

اتحاد صورت مثالی با عین خارجی

2
  • البته اگر چشم ما باز شود و قدرت اتصال به مثال در ما تقویت شود دیگر فرقى بین وجود خارجى و وجود مثالى در آنجا نداریم یعنى فرض کنید همان‌طوری‌که یک نفر الآن در اینجا نشسته و ما با تجرید عقلى مى‌آییم بین بدن و روح او فاصله مى‌اندازیم و تفرقه به‌وجود مى‌آوریم و مى‌گوییم که چشم ما الآن از آنجایى که به نفس نمى‌تواند تعلق پیدا کند، به بدن تعلق مى‌گیرد و به همین جسم تعلق مى‌گیرد پس آنچه را که در منامات یا در مکاشفات براى انسان حاصل مى‌شود با آنچه را که الآن از نظر فیزیکى در مرآیٰ و مسمع ما هست متفاوت مى‌باشد. این براى کسانى است که خب طبعاً نتوانستند به این مسئله برسند یعنى به‌طورکلی همۀ افراد قبل از اینکه به آن مرتبۀ اتصال مثالى برسند یک هم‌چنین موقعیتى دارند و یک هم‌چنین انفصالى را بین آن صورت مثالى و بین همین صورت مادى قائل هستند. وقتى که انسان قدرى از نقطه‌نظر نفس اتصال و از نقطه‌نظر ارتباط تقویت پیدا کند آن موقع آن صورت مثالى را در همین بدن به‌عنوان یک واحد مى‌بیند و احساس مى‌کند و دیگر دو چیز نیست.

  • مثلاً امام علیه‌السّلام وقتى که از یک واقعه خبر مى‌دهد فرض کنید در پشت این مدرسه در خیابان چه قضیه‌ای دارد اتفاق مى‌افتد، نه‌اینکه ذهن او از مدرسه بیرون برود و یک خبرى بدهد که یک نقشى، یک صورتى، یک فیلمى، یک صورت متحرکه‌اى در خیابان هست و دارد حرکت مى‌کند، نه‌خیر او همان وجود خارجى را با همین چشم مى‌بیند یعنى چشم او از این محیط فراتر مى‌رود و با همین چشم او را مى‌بیند و او را مشاهده مى‌کند و حتى چشمش را هم ببندد، باز مانند دیدن چشم او را مشاهده مى‌کند؛ یک واحد در اینجا بیشتر وجود ندارد و همان التفات نفس به آن صورت مثالى که آن صورت مثالى در همان وجود خارجى در اینجا مجسم است.