اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اتحاد صورت مثالی با عین خارجی

نقد تصورات رایج درباره عالم مثال و جایگاه عقلانیت در مکتب اهل‌بیت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت «مُثل افلاطونی» و نسبت آن با عالم خارج می‌پردازند. ایشان با نقد تصورات رایج که عالم مثال را مکانی جداگانه و نیازمندِ انتقالِ نفس از طریق خواب یا مکاشفه می‌دانند، بر این نکته تأکید می‌کنند که صورت مثالی با عین خارجی اتحاد وجودی دارد و تفاوت در ادراک، ناشی از ضعف و قوتِ نفسِ انسان است. در ادامه، این مبحثِ دقیقِ فلسفی به حوزه عمل و اخلاق پیوند می‌خورد؛ جایی که استاد با استناد به وصیت امیرالمؤمنین(ع) و تأکید بر «نورانیتِ دل به حکمت»، ضرورتِ عقلانیت، درایت و پرهیز از هیئت‌بازی و شعارزدگی را در مکتب اهل‌بیت(ع) تبیین می‌کنند. ایشان با نقدِ رفتارهای کورکورانه، بر لزومِ تفکر و اتقان در فهمِ مبانی دینی و ارتباطاتِ اجتماعی تأکید می‌ورزند تا انسان از ورطه شایعات و وهمیات نجات یابد.

اتحاد صورت مثالی با عین خارجی

3
  • البته این بحث را قبلاً بیان کردیم و باز قول دادیم که در جاى خودش در بحث نفس که در مجلدات بعدی ـ جلد هشتم ـ هست دوباره برمى‌گردیم و وقتى که در آنجا این مسائل بحث بشود، دیگر مطالب خیلى بسیط مى‌نماید و خیلى سهل و روان خود را نشان مى‌دهد. الآن قدرى با اذهان غریب است و شاید این مسئله قدرى استبعاد داشته باشد.

  • آن‌وقت شما در اینجا نگاه کنید، مطالبى که راجع به بزرگان مى‌بینید، راجع به ائمه علیهم‌السّلام مى‌بینید، این اخبار غیبى آنها را مى‌بینید [مثل این خبر که] پیغمبر به کعبه تکیه دادند به سلمان علائم آخرالزمان را مى‌فرماید و مى‌گویند که مى‌بینم! اینکه حضرت دارد مى‌گوید: مى‌بینم «نِساءٌ کاسیاتٌ عاریاتٌ، زن‌ها در عین اینکه لباس پوشیده‌اند عریان هستند»،1 اینکه حضرت دارد مى‌گوید: مى‌بینم، نه‌اینکه ذهنم به عالم مثال رفته و آن صورت مثالى را که الآن در عالم مثال وجود دارد [می‌بیند] آن صورت مثالى صورت مجرده‌اى [است] که به او کون و فساد تعلق نمى‌گیرد، این ابدان و ماده است که یک روز هست و یک روز نیست، حتى بدن ما الآن چند تا چیز عوض کرده است. این صورت مثالى که فرض کنید در آن مثال هست ذهن به آنجا مى‌رود. نه، این‌طور نیست حضرت مى‌گوید: من الآن دارم مى‌بینم همان‌طور که شما را دارم مى‌بینم؛ سلمان تو اینجا هستى، عمار تو اینجا هستى، حذیفه تو اینجا هستى، یا على تو در آنجا نشسته‌اى، این ‌که دارم مى‌بینیم چشم‌بندى که نیست یک مسئلۀ ظاهر است. حضرت مى‌گوید: الآن همان‌طور که دارم شما را مى‌بینم و جایگاه هرکدامتان براى ما مشخص است، همین‌طور دارم این وضعیت و این موقعیت را مى‌بینم و احساس مى‌کنم منتها شما نمى‌بیند و نیاز به زمان و گذشت زمان دارید [و معلوم نیست که] آیا در آن زمان باشید یا نباشید، از نقطه‌نظر ظرف زمان به آنجا برسید یا نرسید ولى من دارم مى‌بینم.

    1. صحیح مسلم، ج 3، ص 1680.