اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اتحاد صورت مثالی با عین خارجی

نقد تصورات رایج درباره عالم مثال و جایگاه عقلانیت در مکتب اهل‌بیت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت «مُثل افلاطونی» و نسبت آن با عالم خارج می‌پردازند. ایشان با نقد تصورات رایج که عالم مثال را مکانی جداگانه و نیازمندِ انتقالِ نفس از طریق خواب یا مکاشفه می‌دانند، بر این نکته تأکید می‌کنند که صورت مثالی با عین خارجی اتحاد وجودی دارد و تفاوت در ادراک، ناشی از ضعف و قوتِ نفسِ انسان است. در ادامه، این مبحثِ دقیقِ فلسفی به حوزه عمل و اخلاق پیوند می‌خورد؛ جایی که استاد با استناد به وصیت امیرالمؤمنین(ع) و تأکید بر «نورانیتِ دل به حکمت»، ضرورتِ عقلانیت، درایت و پرهیز از هیئت‌بازی و شعارزدگی را در مکتب اهل‌بیت(ع) تبیین می‌کنند. ایشان با نقدِ رفتارهای کورکورانه، بر لزومِ تفکر و اتقان در فهمِ مبانی دینی و ارتباطاتِ اجتماعی تأکید می‌ورزند تا انسان از ورطه شایعات و وهمیات نجات یابد.

اتحاد صورت مثالی با عین خارجی

4
  • بنابراین این قضیۀ «مى‌بینم» چه قضیه‌اى هست؟ آیا واقعاً صورت مثالى را حضرت دارد مى‌بیند یا این وجود خارجى را دارد مى‌بیند؟ این صورت مثالى و این وجود خارجى هردو باهم عینیت دارند و هردو باهم اتحاد دارند که البته همان‌طوری‌که عرض کردم ادراک این مسئله یک‌قدرى مشکل است زیرا ما الآن در ظرف زمان هستیم و محکوم به قانون زمان که همان تدریجى الحصول است می‌باشیم و از یک ثانیۀ بعد خبر نداریم و یک ثانیۀ قبل هم براى ما قابل مشاهده نیست و ما فقط در حال هستیم ولى براى آن کسى که این حالت و تقرب حاصل بشود، آن حسّى را که در حال براى او حاصل مى‌شود آن حس به آینده و به گذشته توسعه پیدا مى‌کند یعنى در هردو این قضیه وجود دارد و همان‌طوری‌که در علم ربوبى این حس وجود دارد یعنى در علم ربوبى این حسِّ به‌عنوان احساسى که الآن پروردگار ـ حالا ما روى خدا یک احساس هم بگذاریم ـ نسبت به مظاهر خود دارد خب این ازلاً بوده و ابداً هم خواهد بود پس این مسئله سرمداً وجود دارد و نمى‌شود در یک برهه ما وجود حضرت حق را معرّیٰ و منعزل از مظاهر بخواهیم بیابیم که وجود حضرت حق در وعاء خودش هست ولکن مظاهر نیست! [اگر] مظاهر نیست پس از کجا مى‌آید؟! وقتى مظاهر نیست چطور این مظاهر الآن به ظهور خارجى خودش و آن احساس خارجى خودش در وجود حضرت حق نیست و وجود حضرت حق فاقد است؟! نفسُ إحساس التى نحن نَحسُّه على جوانِبِنا و فى مُستَقبَلِنا، آن‌ احساسى را که ما داریم و همان احساس، نفس الوجودى است که آن نفس الوجود براى ما قابل احساس هست، آن نفس الوجود این به عینه و قوی‌تر و به‌نحو علّى در آن ذات بارى وجود دارد. آن‌وقت این احساس براى کسى که به همان مرتبۀ تجرد برسد هم در اینجا حاصل مى‌شود.