
اتحاد صورت مثالی با عین خارجی
نقد تصورات رایج درباره عالم مثال و جایگاه عقلانیت در مکتب اهلبیت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت «مُثل افلاطونی» و نسبت آن با عالم خارج میپردازند. ایشان با نقد تصورات رایج که عالم مثال را مکانی جداگانه و نیازمندِ انتقالِ نفس از طریق خواب یا مکاشفه میدانند، بر این نکته تأکید میکنند که صورت مثالی با عین خارجی اتحاد وجودی دارد و تفاوت در ادراک، ناشی از ضعف و قوتِ نفسِ انسان است. در ادامه، این مبحثِ دقیقِ فلسفی به حوزه عمل و اخلاق پیوند میخورد؛ جایی که استاد با استناد به وصیت امیرالمؤمنین(ع) و تأکید بر «نورانیتِ دل به حکمت»، ضرورتِ عقلانیت، درایت و پرهیز از هیئتبازی و شعارزدگی را در مکتب اهلبیت(ع) تبیین میکنند. ایشان با نقدِ رفتارهای کورکورانه، بر لزومِ تفکر و اتقان در فهمِ مبانی دینی و ارتباطاتِ اجتماعی تأکید میورزند تا انسان از ورطه شایعات و وهمیات نجات یابد.
اتحاد صورت مثالی با عین خارجی
5پس اینکه بزرگان مىگویند که براى اولیاء خدا زمان نقش و اثرى ندارد این همین قضیه است.
بنده در منزل با مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ نشسته بودم ایشان به بنده فرمودند:
الآن فلان شخص مىآید و در مىزند و دارد سیگار مىکشد و خیال مىکند که ما نمىبینیم که دارد سیگار مىکشد، بعد مىآید دست ما را هم مىبوسد و مىگوید که هرچه امر بفرمایید اطاعت مىکنیم!
بعد از دو دقیقه من دیدم درِ خانه به صدا درآمد و فلان آقا تشریف آوردند و گفتند: آقا هستند؟ گفتم: بله بفرمایید! بفرمایید! تشریف دارند! او که الآن دارد مىگوید: فلانى دارد مىآید و دارد سیگار مىکشد ـ البته ایشان این حرف را هر جایى نمىزدند، خیلى ایشان اهل رعایت و این مسائل بودند ـ چه چیز را دارند مىبینند؟! فقط این دیوار این وسط است و بنده نمىبینم اما او دارد مىبیند. این دیوار که این وسط هست مانع نیست. بله، براى من مانع است چون ادراک حسى من منوط به این قوانین فیزیکى است و بنده هنوز به متافیزیک نرسیدیم تااینکه این دیوار بهعنوان حیلولیت از میان برداشته شود و دیگر حائل نباشد ولى آن کسى که این پرده از جلوى چشمان او کنار رفت، دیگر همان نفس احساسى را که وقتى زنگ مىزند بنده در را باز مىکنم چطور براى من احساس و ارتباط به وجود خارجى حاصل مىشود، همان نفس احساس براى اوست؛ اصلاً بدون کمترین [مسئلهای] همینطور با آرامش مىگوید که فلانى دارد به اینجا مىآید و سیگار هم مىکشد! کسى که سرش پایین است و حتى دم در را هم نگاه نمىکند چطور دارد این مسئله را الآن مطرح مىکند؟!
این بهخاطر همین است که نفس صورت مثالى در اینجا با عینیت خارجى اتحاد دارد و آن اتحاد را او حس مىکند ولی من حس نمىکنم والاّ فرق نمىکند. حالا که قرار بر این است این اتحاد بین صورت مثالى که اصل و اساس براى صورت مادى و براى وجود خارجى مادى است، در همان ظرف زمان براى بعضى از افراد بهواسطۀ حائل بودن حائل، معدوم مىباشد و براى بعضى دیگر حائل نتواند جلوى این صورت مثالى را بگیرد، خب این قضیه را شما به آینده تسرّى بدهید، چه تفاوتى کرد؟! هردو که یکى شد!
