
تبیین حقیقت مُثُل افلاطونی در فلسفه اسلامی
بررسی نسبت میان حقایق ملکوتی و اعیان خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق کیفیت تبیین و تفسیر مُثُل افلاطونی در کلام حکما پرداخته و تفاوت میان صورتهای مثالی و ماهیات کلیه را تشریح میکنند. ایشان با تأکید بر لزوم غور در مسئله علیت، توضیح میدهند که چگونه صورتهای ملکوتی و حقایق خارجیه با یکدیگر پیوند دارند و چرا این حقایق، برخلاف تصورات ذهنی، از سنخ وجود خارجی هستند. در ادامه، با بهرهگیری از مثالهای شهودی و روایی، به تبیین نحوه ادراک این حقایق در مکاشفات و رؤیاها پرداخته و نسبت میان اراده الهی و ظهور اسماء و صفات را بررسی میکنند. این بحث در نهایت به این نتیجه میرسد که چگونه اولیاء الهی با عبور از مراتب ظاهری، به حقیقتِ ثابت و واحدِ اشیاء دست مییابند و این نگاه توحیدی، چگونه میتواند در اصلاح برخوردهای انسانی و درک صحیح از واقعیتهای عالم هستی راهگشا باشد.
تبیین حقیقت مُثُل افلاطونی در فلسفه اسلامی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق کیفیت تبیین و تفسیر مُثُل افلاطونی در کلام حکما پرداخته و تفاوت میان صورتهای مثالی و ماهیات کلیه را تشریح میکنند. ایشان با تأکید بر لزوم غور در مسئله علیت، توضیح میدهند که چگونه صورتهای ملکوتی و حقایق خارجیه با یکدیگر پیوند دارند و چرا این حقایق، برخلاف تصورات ذهنی، از سنخ وجود خارجی هستند. در ادامه، با بهرهگیری از مثالهای شهودی و روایی، به تبیین نحوه ادراک این حقایق در مکاشفات و رؤیاها پرداخته و نسبت میان اراده الهی و ظهور اسماء و صفات را بررسی میکنند. این بحث در نهایت به این نتیجه میرسد که چگونه اولیاء الهی با عبور از مراتب ظاهری، به حقیقتِ ثابت و واحدِ اشیاء دست مییابند و این نگاه توحیدی، چگونه میتواند در اصلاح برخوردهای انسانی و درک صحیح از واقعیتهای عالم هستی راهگشا باشد.
تبیین حقیقت مُثُل افلاطونی در فلسفه اسلامی
16برخوردهای مختلف اولیاء با انسان
ولیّ خدا این است! وقتى حر پیش امام حسین علیهالسّلام مىرود، انگارنهانگار که اصلاً او آمده و جلویش را گرفته است، اصلاً و ابداً! اصلاً به ذهن امام حسین هم خطور نمىکند که یک روزى او آمد و جلوی ما را گرفت و راه را برگرداند، امام همین است! ﴿أُوْلَٰٓئِكَ يُبَدِّلُ ٱللَهُ سَئَِّاتِهِمۡ حَسَنَٰتٖ﴾1 همین است. وقتى ارادۀ امام تعلق بگیرد سیئۀ او تبدیل به حسنه مىشود و پاک مىشود؛ پاک پاک! پیش امام مىآید ولی خودش دارد از خجالت مىمیرد! لابد ـ نمىدانم، خداى نکرده بیخود از پیش خودمان یک چیزى نگوییم ـ وقتى حر با آن کیفیت پیش امام حسین مىرفت و کفشش را آنطور کرده بود، با خود مىگفت: اصلاً من را راه نمىدهند و حضرت اباالفضل علیهالسّلام با آن شمشیرش قبل از اینکه [امام را ببینم] من را دو نصف مىکند که آخر فلان فلان شده تو همۀ کارها را کردى و حالا انگارنهانگار، تشریف آوردى؟! بفرمایید یک گوسفند هم براى شما قربانى کنیم و چهکار کنیم! قبلاً خبر مىدادید تا اینجا طاقنصرت مىبستیم! ولى وقتى که پیش امام حسین علیهالسّلام مىرود، [حضرت میفرماید:] شما چهکار کردی؟! مسئلهاى نیست، چه بوده است؟! به اینجا آمدی؟! تشریف بیاورید. [حر میگوید:] یا ابنرسولالله من این کار را کردم. [حضرت میفرماید:] تو چه موقعی انجام دادی؟! چه موقعی یک همچنین چیزى انجام دادی؟! یعنى واقعاً حضرت به او مىگوید که تو چه موقع انجام دادی؟! امام حسین اصلاً در نفس خود نمىبیند که این حر یک روزى این کار را کرده است! چرا؟! چون الآن حر برگشته است و این وجود جدید در اینجا احساس و ملموس مىشود! وجود جدید و حضور جدید و نفس ناطقۀ جدید! این حر غیر از آن حر است و فرق مىکند. الآن این حر نه آب را سد کرده و نه با لشگر آمده و نه چیز کرده است، چون برگشته است! وقتى برگردد «یَومَ وَلَدَتهُ أُمُّهُ»2 [میشود]؛ در مورد کسانى که گناه مىکنند داریم. و این دیگر خیلى جاى بسط و صحبت و اینها است.
- . سوره فرقان (25) آیه 70. معادشناسی، ج 8، ص 233:
«این چنین بندگان صالح و با ایمانى، خداوند بدیهاى آنان را به خوبى تبدیل میکند.» - . الکافی، ج 4، ص ۲5۳.
- . سوره فرقان (25) آیه 70. معادشناسی، ج 8، ص 233:
