
جلسه ۷۱۸
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية خارج از درس 18/11/1431
جلسه ۷۱۸
13مرحوم آقا میفرمودند كه تا الان ـ آن زمانی كه به من این حرف را میزدند تا آن موقع در قید حیات بود ـ میگفت من تا الان از این قضیه چیزی در دلم هست، با این كه بین ایشان ارتباط برقرار شد حتی رفاقت و حتی شاگردی و این مسائل بود ولی میگفت از این قضیه خلاصه من در دلم مسئله هست كه چرا باید این طور بشود؟ خب انسان باید به این مسائل برسد و نباید بگذارد این چیزها در دلش جا باز كند و الا بخواهد جا باز كند بعداً كار دستش میدهد و نگهش میدارد و كار دستش میدهد دیگر انسان باید پناه بر خدا ببرد.
خلاصه آن كسی كه راهش، راه خدا است خدا هم مسائل و جریانات را جوری ترتیب میكند كه از آن راه و مسیر به این طرف و آن طرف نیافتد و حتما هم به صلاح خود ایشان بوده و حتما این قضیه كه پیش آمد خود آنها یك قضیه پیدا شد یك چیزی پیدا شد كه از نظر ارتباط بین آنها و بین مرحوم آقا و بقای ایشان در تهران و ارتباط بین آنها و اینها بی تأثیر نبوده كه باید یك همچنین چیزی بشود و بیحساب و كتاب نباشد، اینها توفیقات خدا است، این كج كردن ماشین است، اینها توفیقات خدا است، مسیر عوض كردن است، توفیقات خدا حلوا نیست، دیس برنج و خورشت نیست، اینها توفیقات خدا است! كه میآید دست انسان را میگیرد و دیگر به آن جایی كه باید ببرد میبرد! امروز هم قرار بود كه این مسائل مطرح بشود، این هم توفیقات خدا است، آیا ما آن حالی را كه ایشان در وقتی كه این قضیه در نجف برای ایشان پیدا شد و رفتند به مسجد كوفه و از خدا تقاضا كردند آیا ما یك همچنین حالی را نباید در خودمان احساس كنیم؟ با آن چه را كه در دور و بر خود مشاهده میكنیم از اوضاع و زمانه به دست میآوریم، ما هم نباید یك همچنین مسائلی را بخواهیم و طلب كنیم؟ همین است قضیه.
