
حقیقت مُثُل افلاطونی و جایگاه آن در نظام هستی
تبیین پیوند میان عالم مثال، اراده الهی و ولایت کلیه
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه «مُثُل افلاطونی» در نظام هستی میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای رایج درباره انفصال عالم مثال از عالم ماده آغاز میشود و با اثبات این نکته ادامه مییابد که حیثیت علّی و مثالی اشیاء، در همان مرتبه وجودیِ معلول حضور دارد. استاد با بهرهگیری از مبانی عرفانی و فلسفی، توضیح میدهند که چگونه صور جزئیه در عالم خارج، با صور کلیه در عالم مثال و در نهایت با مقام واحدیت و حقیقت ولایت کلیه پیوند میخورند. در این مسیر، تفاوت میان مکاشفات ناقص که ناشی از ضعف وجودی سالک است با علم غیبِ حضوریِ ائمه معصومین علیهمالسّلام تبیین میشود. در پایان، بر این نکته تأکید میگردد که حقیقتِ ولایت، نقطه مرکزی است که تمام بروزات عالم از آن نشئت میگیرد و فهم صحیحِ جایگاهِ این حقایق، تنها برای اولیاء الهی میسر است.
حقیقت مُثُل افلاطونی و جایگاه آن در نظام هستی
10آن کسی که دارد بهسمت امام رضا علیهالسّلام مىآید فقط باید بهسمت امام رضا بیاید، من حتى به رفقایى که مىآیند مىگویند که ما زیارت امام رضا رفتیم [بعد] سر قبر مرحوم والد هم رفتیم، میگویم: براى چه ایشان را کنار امام رضا مىگذارید؟! براى چه مىگذارید؟! امام رضا و ... نداریم! ما «واو» نداریم، این واو حرف عاطف در اینجا غلط است، انسان هر جایى که حرف عطف نمىتواند بیاورد! ما زیارت امام رضا علیهالسّلام و همینطور هم سر مزار مرحوم آقا رفتیم! گفتم: واو نیاورید، بگویید که زیارت امام رضا رفتیم و تمام شد! سر مزار مرحوم آقا رفتى خب رفتی، بنده این دفعه سر مزار ایشان نرفتم، حال نداشتم، شلوغ بود، زنها بودند، گذرم از جاى دیگر بود، نتوانستم بروم. حالا در سرم بزنم که این زیارتم نیمهکاره ماند؟! مگر من مىتوانم برخلاف آنچه که همین بزرگان به ما تعلیم دادند عمل کنم؟! نمىتوانم! قضایاى همۀ آنها جور دیگرى بوده است؛ شنیدهاید، دیدهاید، در کتابشان خواندهاید، از زبان خودشان شنیدهاید کسى که آنطور در ارتباط با امام رضا صحبت مىکند آنوقت انسان باید حالا بیاید بگوید که ما زیارت امام رضا رفتیم و...؟! اینها غلط است!
کسى که به زیارت امام رضا مىرود دیگر قدس و مُدس و اینها نباید در ذهنش بیاید، امروز قدس است فردا نمىدانم کجاست و پسفردا فلسطین است نمىدانم دو روز دیگر ونزوئلا است چهار روز دیگر پِکن است و از این چیزهایى که خلاصه همینطور داریم مىشنویم! [صحیح نیست که] اینها را جزو این قضایا و اینها قرار بدهند. اینها تشخیصهایى است که این تشخیصها را فقط اولیاء خدا مىتوانند بدهند، آنها مىتوانند ادراک کنند که این ولایت در چه جایگاهى قرار دارد و سایر مسائل در جایگاه خودشان قرار دارند.
ما بیتالمَقدس را تخطئه نمىکنیم، قدس را تخطئه نمىکنیم، پدر ما هم قبل از اینکه اسرائیلیها ها و یهودی ها بیایند آنجا را بگیرند به آنجا رفته و آنجا را زیارت کرده است! در آن سفرى که رفته بودند یک هفته یا چهار یا پنج روزى هم در بیتالمقدس بودند و زیارت کردند ولى هر چیزى جاى خودش را دارد. خیلى هم تعریف مىکردند و اتفاقاً مىگفتند که چه شهر نورانىای است! خب همۀ انبیاء در آنجا بودند، پیغمبران در آنجا بودند، اولیاء بودند، بزرگان بودند، باید هم اینطور باشد، آثار وجودىشان همین است ولى تمام اینها در مقابل امام رضا صفر است! نه یک! بلکه صفر، صفر، صفر! آنوقت این صحیح است که انسان بلند شود بهسمت ...!
