اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت مُثُل افلاطونی و جایگاه آن در نظام هستی

تبیین پیوند میان عالم مثال، اراده الهی و ولایت کلیه

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه «مُثُل افلاطونی» در نظام هستی می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج درباره انفصال عالم مثال از عالم ماده آغاز می‌شود و با اثبات این نکته ادامه می‌یابد که حیثیت علّی و مثالی اشیاء، در همان مرتبه وجودیِ معلول حضور دارد. استاد با بهره‌گیری از مبانی عرفانی و فلسفی، توضیح می‌دهند که چگونه صور جزئیه در عالم خارج، با صور کلیه در عالم مثال و در نهایت با مقام واحدیت و حقیقت ولایت کلیه پیوند می‌خورند. در این مسیر، تفاوت میان مکاشفات ناقص که ناشی از ضعف وجودی سالک است با علم غیبِ حضوریِ ائمه معصومین علیهم‌السّلام تبیین می‌شود. در پایان، بر این نکته تأکید می‌گردد که حقیقتِ ولایت، نقطه مرکزی است که تمام بروزات عالم از آن نشئت می‌گیرد و فهم صحیحِ جایگاهِ این حقایق، تنها برای اولیاء الهی میسر است.

حقیقت مُثُل افلاطونی و جایگاه آن در نظام هستی

5
  • تلمیذ: در مکاشفه‌ای که شخص پیدا می‌کند؛ بالأخره یک صورتى را دیده است، اگر علت آن یک چیز دیگرى باشد چرا معلول به این صورت جلوه پیدا مى‌کند؟

  • استاد: آخر اینکه در اینجا دیده است این نسبت به خصوصیتى است که ممکن است در نفس خود او باشد! فرض کنید کسى که ناراحتى چشمى دارد یک ضعفی دارد که بعضی‌ها از رنگ‌ها براى آنها قابل تشخیص نیست ـ یکى از ناراحتى‌هاى چشمى عدم تشخیص الوان و اینهاست، بعضى از ناراحتى‌هاى چشمى این است که رنگ‌ها قابل تجزیه نیستند و اینها فقط سیاه‌وسفید مى‌بینند ـ این برگشتش فقط به ضعف وجودى خود آن شخص است! چون آن ضعف وجودى هست و نمى‌تواند عبور کند، آن صورى که در عالم تزاحم و کیفیت تحوّل و تبدّل از گردونه خارج شدند و تاریخ مصرف آنها گذشته و بیرون آمدند، صور دیگرى به‌واسطۀ اتصال با ملکوت جایگزینشان شده است و شخص آن صور را مشاهده مى‌کند و بعدی‌ها را نمى‌تواند ببیند، وقتى آنها را مشاهده کند خیال مى‌کند این واقعیت دارد و مى‌گوید که در سال فلان امام علیه‌السّلام ظهور مى‌کنند درحالی‌که سال فلان مى‌آید و پانزده سال و شانزده سال و هفده سال و بیست سال هم مى‌گذرد و هیچ خبرى هم نیست!

  • نه‌اینکه فرض کنید امام علیه‌السّلام در آن موقع مى‌بایست ظهور کند، نه‌خیر! در آن سال یک مسائل و جریاناتى اتفاق مى‌افتد که احتمال ظهور حضرت را مى‌نمایاند! نه‌اینکه هست؛ یک وقت مى‌نمایاند و یک وقت هست یعنى یک شواهد و قرائنى در این عالم اتفاق مى‌افتد که آن شواهد و قرائن به مرتبۀ تنجّز و فعلیت نمى‌رسد تااینکه آن صورت خارجى جنبۀ ثبات پیدا کند بلکه این شخص از آن شواهد و قرائن احتمال مى‌دهد حضرت ظهور کنند! التفات کردید؟! مى‌بیند یک مسائلى آمد و تغییر پیدا کرد و یک حال‌وهوایى آمد و عوض شد [لذا می‌گوید که حضرت ظهور خواهد کرد].