
حقیقت مُثُل افلاطونی و جایگاه آن در نظام هستی
تبیین پیوند میان عالم مثال، اراده الهی و ولایت کلیه
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه «مُثُل افلاطونی» در نظام هستی میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای رایج درباره انفصال عالم مثال از عالم ماده آغاز میشود و با اثبات این نکته ادامه مییابد که حیثیت علّی و مثالی اشیاء، در همان مرتبه وجودیِ معلول حضور دارد. استاد با بهرهگیری از مبانی عرفانی و فلسفی، توضیح میدهند که چگونه صور جزئیه در عالم خارج، با صور کلیه در عالم مثال و در نهایت با مقام واحدیت و حقیقت ولایت کلیه پیوند میخورند. در این مسیر، تفاوت میان مکاشفات ناقص که ناشی از ضعف وجودی سالک است با علم غیبِ حضوریِ ائمه معصومین علیهمالسّلام تبیین میشود. در پایان، بر این نکته تأکید میگردد که حقیقتِ ولایت، نقطه مرکزی است که تمام بروزات عالم از آن نشئت میگیرد و فهم صحیحِ جایگاهِ این حقایق، تنها برای اولیاء الهی میسر است.
حقیقت مُثُل افلاطونی و جایگاه آن در نظام هستی
9اینها چیزهایى است که ماها و شماها همه باید روى این مسائل برنامهریزى کنیم یعنى وضعیت خودمان و ارتباط خودمان و میزان توقع خودمان را از مردم و افراد و اشخاص [متناسب کنیم]، حالا اینهایى که اینطوری بودند نهاینکه بچه باشند؛ سنشان چهل یا پنجاه سال بود! یکى از آنها جوان بود ولى دو یا سهتاى آنها مسن بودند و معلوم بود که اهل زیارت و این چیزها هم هستند.
همین است! همین هستند، این همان است که اگر تقّى به توقّى بخورد زیارت را رها مىکند و بلند مىشود میرود دنبال اینکه ببیند چه خبر است! این همانى است که اگر یک حالوهوایى پیدا شود، آن اصل را فراموش مىکند! التفات مىکنید؟! مسئله را فراموش مىکند!
چند روز پیش حرم مشرف شدم و گذرم به صحن افتاد، اسم صحن چیست؟! مسجدالأقصیٰ؟! قدس؟! آهان اسمش را قدس گذاشته اند!! یادم هست یک وقت با مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ که داشتیم مشرف مىشدیم گذرمان به اینجا افتاد، فرمودند:
این اسمگذارى اهانت به حضرت است! اهانت به حضرت است که انسان در کنار این گنبد و بارگاه، نام قدس را بیاورد و در اینجا ارائه بدهد!
معنایش این است دیگر! یعنى به اینها اهمیت دادن و...! شما خیلى جاها را مىتوانید قدس نام بگذارى چرا در کنار صحن و سراى على بن موسى الرضا علیماالسّلام باید این اسامى بیاید؟! چرا باید قدس و فلسطین بیاید؟! مگر اسامى ائمه قحط است خب چرا این را صحن الجواد نمىگذارید؟! صحن الکاظم نمىگذارید؟! چرا این را صحن موسى بن جعفر علیهماالسّلام نمىگذارید؟! چرا صحن امام سجاد علیهالسّلام نمىگذارید؟! چرا صحن امام هادى علیهالسّلام نمىگذارید؟! چرا نباید اینها باشد؟! مىبینید چه مىخواهم بگویم؟! به آن نکته دقت کنید! ایشان این را مىخواستند بگویند که زائرى که دارد بهسمت امام رضا میآید را یکدفعه عین موشک بهسمت قدس مىپیچانید، خب این زائر دارد به این سمت مىآید! میگویند که نه آقا همه یکى است دیگر چه فرق است؟! اگر این همان است پس چرا آن را برداشتى و در اینجا گذاشتهاى؟! چرا امام رضا را نمىبرند در آنجا بگذارند؟! چرا از امام رضا فرار مىکنند؟! ولى آنجا را برمىدارند و اینجا مىآورند؟! این چه قضیهاى است؟!
