اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین تفاوت بنیادین میان دانش‌های ظاهری و حقیقتِ ایمان می‌پردازند. بحث با محوریت «مُثُل افلاطونی» و ضرورتِ اتصالِ نفس به مبدأ برای درک حقایق آغاز می‌شود. ایشان تأکید می‌کنند که صرفِ انباشتِ اطلاعات و فراگیری علوم حوزوی، بدونِ استناره و تمکّنِ حقایق در قلب، انسان را به حقیقتِ توحید نمی‌رساند و چه‌بسا فرد در عینِ داشتنِ دانشِ دینی، در باطن از مسیرِ هدایت دور باشد. در ادامه، با ذکر شواهدی از سیره بزرگان و وقایع تاریخی، به نقدِ رفتارهای متناقضِ برخی مدعیانِ علم پرداخته شده و این نکته گوشزد می‌شود که مردم، حقیقت و اخلاص را از کلک و تظاهر تشخیص می‌دهند. در نهایت، این جلسه با تأکید بر لزومِ خودشناسی و مراقبه برای تشخیصِ منبعِ تصورات ذهنی و پرهیز از بازی با دین و ارزش‌ها، به پایان می‌رسد تا مخاطب دریابد که علمِ بدونِ ولایت و ایمان، نتیجه‌ای جز خسران نخواهد داشت.

تفاوت علم ظاهری با حقیقت ایمان و استناره قلبی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین تفاوت بنیادین میان دانش‌های ظاهری و حقیقتِ ایمان می‌پردازند. بحث با محوریت «مُثُل افلاطونی» و ضرورتِ اتصالِ نفس به مبدأ برای درک حقایق آغاز می‌شود. ایشان تأکید می‌کنند که صرفِ انباشتِ اطلاعات و فراگیری علوم حوزوی، بدونِ استناره و تمکّنِ حقایق در قلب، انسان را به حقیقتِ توحید نمی‌رساند و چه‌بسا فرد در عینِ داشتنِ دانشِ دینی، در باطن از مسیرِ هدایت دور باشد. در ادامه، با ذکر شواهدی از سیره بزرگان و وقایع تاریخی، به نقدِ رفتارهای متناقضِ برخی مدعیانِ علم پرداخته شده و این نکته گوشزد می‌شود که مردم، حقیقت و اخلاص را از کلک و تظاهر تشخیص می‌دهند. در نهایت، این جلسه با تأکید بر لزومِ خودشناسی و مراقبه برای تشخیصِ منبعِ تصورات ذهنی و پرهیز از بازی با دین و ارزش‌ها، به پایان می‌رسد تا مخاطب دریابد که علمِ بدونِ ولایت و ایمان، نتیجه‌ای جز خسران نخواهد داشت.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تفاوت علم ظاهری با حقیقت ایمان و استناره قلبی

11
  • باید برویم و به این مسئله فکر کنیم. ما خیال مى‌کنیم تمام کارها همین گناهان ظاهرى است و حالا آن کسى که بى‌حجاب است، آن دخترى که الآن بى‌حجاب است و این‌قدر از مویش پیداست در قعر جهنم است و ما هم در صدر بهشت آن بالا بالا هستیم! نه آقا او مویش بیرون است حالا بیچارۀ بدبخت در چه فرهنگى بوده است [که این‌طور شده است] یا اصلاً به‌خاطر تفکراتی [این‌گونه رفتار می‌کند]. آن روزى که بیایند محک بزنند و بگویند که به‌خاطر چه چیزی [این کار را کردی؟] آن موقع ما باید برویم پشت صف بایستیم و خود را مخفی کنیم! خیلى از اینها رو سفید از آب درمى‌آیند. حالا آن کسی که نماز نمى‌خواند کارش تمام است؟! همین؟! فقط یک روایت: «فَإن قُبِلَت، قُبِلَ ما سِواها و إن رُدَّت رُدَّ ما سِواها»1 را بلد هستیم و بقیۀ چیزها را رها کردیم؟! یااینکه نه آقاجان! او یک توبه مى‌کند و یک گریه مى‌کند، خدا می‌آید همه را مى‌شورد و کنار مى‌گذارد. او مى‌گوید که ما نمی‌دانستیم و نفهم بودیم و فلان بودیم و خدا هم مى‌بخشد و او پى کارش مى‌رود و تمام مى‌شود.

  • حر بن یزید با یک توبه کارش تمام مى‌شود ولی آن عمر سعد است که این‌وسط مى‌ماند و هیچ راهى براى او نیست! آن عمر سعد و آن شریح قاضى‌ها و ابوحنیفه‌ها هستند که در مقابل امام علیه‌السّلام قد عَلَم مى‌کنند و مى‌ایستند. فضیل بن عیاض سر گردنه‌ها را مى‌گرفته و... ولى یک‌دفعه متنبّه مى‌شود و خدا او را متنبّه مى‌کند و او را برمى‌گرداند و مى‌رود به آنجایى که عقل ما هم نمى‌رسد چون اینجایش [قلبش] خراب نبود! قضیه این است. اینجای ما خراب است این را چه باید کرد؟! اینجا خراب است!

  • نتیجۀ علم بدون قبول ولایت

  • یهودى بلند مى‌شود مى‌آید همۀ اینها را مى‌خواند و بعد بهتر از ما مى‌آید صحبت مى‌کند و حرف مى‌زند ولى ایمان ندارد، امام زمان را قبول ندارد، مکتب را قبول ندارد و قرآن را قبول ندارد. پس این [درس‌ها و مطالعات] چه نتیجه‌اى برای او دارد؟! صفر، هیچ نتیجه‌اى ندارد! فقط نتیجۀ دنیایى بله، یک پولی به‌دست مى‌آورد و زندگیش را مى‌گذراند ولى هیچ نتیجه‌ای ندارد. و تو اى کسى که نمازت قضاء مى‌شود با آن یهودى چه فرقى داری؟! چه تفاوتی مى‌کنی؟! تو هم قبول نداری! تو هم آن محراب را براى دنیاى خودت خواستى! تو هم آن مأمومین و آن مریدها و آن شرکت‌کنندگان را براى گرمىِ بازار خودت مى‌خواهی!

    1. . فلاح السّائل، ص ١٢٧. جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به رساله عمرۀ مفرده، ص 37.
/ 260