اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین تفاوت بنیادین میان دانش‌های ظاهری و حقیقتِ ایمان می‌پردازند. بحث با محوریت «مُثُل افلاطونی» و ضرورتِ اتصالِ نفس به مبدأ برای درک حقایق آغاز می‌شود. ایشان تأکید می‌کنند که صرفِ انباشتِ اطلاعات و فراگیری علوم حوزوی، بدونِ استناره و تمکّنِ حقایق در قلب، انسان را به حقیقتِ توحید نمی‌رساند و چه‌بسا فرد در عینِ داشتنِ دانشِ دینی، در باطن از مسیرِ هدایت دور باشد. در ادامه، با ذکر شواهدی از سیره بزرگان و وقایع تاریخی، به نقدِ رفتارهای متناقضِ برخی مدعیانِ علم پرداخته شده و این نکته گوشزد می‌شود که مردم، حقیقت و اخلاص را از کلک و تظاهر تشخیص می‌دهند. در نهایت، این جلسه با تأکید بر لزومِ خودشناسی و مراقبه برای تشخیصِ منبعِ تصورات ذهنی و پرهیز از بازی با دین و ارزش‌ها، به پایان می‌رسد تا مخاطب دریابد که علمِ بدونِ ولایت و ایمان، نتیجه‌ای جز خسران نخواهد داشت.

تفاوت علم ظاهری با حقیقت ایمان و استناره قلبی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین تفاوت بنیادین میان دانش‌های ظاهری و حقیقتِ ایمان می‌پردازند. بحث با محوریت «مُثُل افلاطونی» و ضرورتِ اتصالِ نفس به مبدأ برای درک حقایق آغاز می‌شود. ایشان تأکید می‌کنند که صرفِ انباشتِ اطلاعات و فراگیری علوم حوزوی، بدونِ استناره و تمکّنِ حقایق در قلب، انسان را به حقیقتِ توحید نمی‌رساند و چه‌بسا فرد در عینِ داشتنِ دانشِ دینی، در باطن از مسیرِ هدایت دور باشد. در ادامه، با ذکر شواهدی از سیره بزرگان و وقایع تاریخی، به نقدِ رفتارهای متناقضِ برخی مدعیانِ علم پرداخته شده و این نکته گوشزد می‌شود که مردم، حقیقت و اخلاص را از کلک و تظاهر تشخیص می‌دهند. در نهایت، این جلسه با تأکید بر لزومِ خودشناسی و مراقبه برای تشخیصِ منبعِ تصورات ذهنی و پرهیز از بازی با دین و ارزش‌ها، به پایان می‌رسد تا مخاطب دریابد که علمِ بدونِ ولایت و ایمان، نتیجه‌ای جز خسران نخواهد داشت.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تفاوت علم ظاهری با حقیقت ایمان و استناره قلبی

15
  • علت مراجعه نکردن مرحوم علامه طهرانی به دکترهای خارج از ایران

  • خلاصه من با گوش خودم مى‌شنیدم که فلان شخص که به دیدن شما آمده است، شما را تشویق به رفتن به خارج مى‌کرد و شما همان موقع به من فرمودید که من چگونه از پیشگاه على بن موسى الرضا علیه‌السّلام بلند شوم و در بلاد کفر بروم و خود را به‌دست یک مشت افراد بى‌دینِ شراب‌خوار ـ با این عبارت ـ بدهم که آنها بیایند و مرا که یک عالِم دینى و مبلّغ دین و مبلّغ امام صادق علیه‌السّلام هستم و مدّعى افتخار مکتب و برترى مکتب و هدایت آنها و مدّعى خلاف آنها هستم را مداوا بکنند؟! من چگونه بیایم به‌عنوان یک عالم دینی [این کار را بکنم]؟! من جواب امام صادق را در روز قیامت چه می‌توانم بدهم؟! باید روى این عبارت فکر کنیم! «جواب امام صادق را در روز قیامت چه مى‌توانم بدهم؟!» درحالی‌که در همین‌جا [دکترهایی برای رفع این مشکل هستند] حالا یک وقتى دکتر نیست و امکان ندارد با یک توجیهاتى که حالا خود آقایان هم لابد بلد هستند [می‌شود رفت] ولى وقتى که بهترین پزشکان در همین ایران خودمان هستند، همین بچه مسلمان‌هاى خودمان هستند، همین افرادى که اینجا هستند [چرا آنجا برویم]؟! مگر کلۀ اینها [قدرت علمی و هوش اینها] کمتر از آنهاست؟! الآن بهترین دکترهاى آنها ایرانى هستند! الآن بهترین جراح مغز دنیا کیست؟! مگر ایرانى نیست؟! مگر بهترین چشم پزشکان دنیا ایرانى نیستند؟! مگر بهترین جراحان قلب دنیا ـ حالا نمى‌خواهم اسم ببرم ـ در همین سوئیس و این‌طرف و آن‌طرف همه ایرانى نیستند؟! خب اینها همه ایرانى هستند که بلند شدند رفتند و به اسم آنها [درمان می‌کنند]. خب اینها همه خلاف است که بلند شدند به آنجا رفتند. باید به اینجا بیایند. اینها برای این مملکت ما و برای‌ مردم ما است. آن‌وقت آنها پُزش را آنجا مى‌دهند که ما چه هستیم. حالا در این‌وسط چه عللى هست و چه مسائلى باعث شده است که این اتفاق بیفتد، نه ما در این قضایا خیلى وارد هستیم و نه صلاح بر این است که وارد شویم!

/ 222