اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تفاوت علم ظاهری با حقیقت ایمان و استناره قلبی

نقش اتصال به مبدأ در تمیز حقایق از تصورات ذهنی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین تفاوت بنیادین میان دانش‌های ظاهری و حقیقتِ ایمان می‌پردازند. بحث با محوریت «مُثُل افلاطونی» و ضرورتِ اتصالِ نفس به مبدأ برای درک حقایق آغاز می‌شود. ایشان تأکید می‌کنند که صرفِ انباشتِ اطلاعات و فراگیری علوم حوزوی، بدونِ استناره و تمکّنِ حقایق در قلب، انسان را به حقیقتِ توحید نمی‌رساند و چه‌بسا فرد در عینِ داشتنِ دانشِ دینی، در باطن از مسیرِ هدایت دور باشد. در ادامه، با ذکر شواهدی از سیره بزرگان و وقایع تاریخی، به نقدِ رفتارهای متناقضِ برخی مدعیانِ علم پرداخته شده و این نکته گوشزد می‌شود که مردم، حقیقت و اخلاص را از کلک و تظاهر تشخیص می‌دهند. در نهایت، این جلسه با تأکید بر لزومِ خودشناسی و مراقبه برای تشخیصِ منبعِ تصورات ذهنی و پرهیز از بازی با دین و ارزش‌ها، به پایان می‌رسد تا مخاطب دریابد که علمِ بدونِ ولایت و ایمان، نتیجه‌ای جز خسران نخواهد داشت.

تفاوت علم ظاهری با حقیقت ایمان و استناره قلبی

7
  • ببینید این خیلى مسئلۀ مهمى است که این آقا اگر این کارها را انجام نمى‌داد و فقط در همان زىّ بود چه کسى مى‌فهمید که او الآن یک هم‌چنین سیره و سیرتى دارد؟! چه ‌کسى مى‌فهمید که او الآن به این حد از انحراف قرار دارد؟! اینها چیزهاى خیلى عجیب و مهمى است که باید بدانیم و متوجه شویم که در پسِ هر اعلان به هدایتى، هدایت نخفته است و در پسِ هر دعوتى، نور و حقیقت قرار ندارد، این‌طور نیست!

  • خلفاء هم مى‌آمدند و در جاى رسول خدا صلّی الله و علیه و آله و سلّم نماز مى‌خواندند، قضیه این‌طور بوده و به مسائل مى‌پرداختند. این مطلب، مسئلۀ بسیار مهمى است و این قضیه، خیلى قضیۀ مهمی است.

  • اگر یک یهودى بخواهد بیاید به این مطالب بپردازد یا یک نصرانى بخواهد بپردازد، الآن افرادی در خیلى از کشورها هستند که روى مبانى ما فکر مى‌کنند، تحصیل مى‌کنند، تأمل مى‌کنند و افراد سرشناسى هستند و مى‌فهمند. اگر نفهمند که نمى‌توانند دنیا را بگردانند بلکه می‌فهمند و ما را بهتر از ما تشخیص مى‌دهند! تشخیص مى‌دهند که این آقا کیست، چیست، در نفس او چه نهفته است، تا چقدر راست مى‌گوید و تا چقدر اهل ادعاء است! اینها را خوب مى‌فهمند! ما خیال نکنیم که از نقطه‌نظر فهم و درایت گل سرسبد همه هستیم و دیگران هیچ اطلاعى ندارند و همۀ اینها ببوشی‌شنبه هستند و هیچ خبرى از [مسائل ندارند]! نه‌آقاجان! مى‌دانند، مى‌فهمند، اینها را خوانده‌اند، نسبت به مطالب خوب خبر دارند و مسائل را درست ارزیابى مى‌کنند! علیٰ‌کلّ‌حال مسئله این‌طور است.

  • خب اگر این آقا که یهودى است براى ما آمد، از کجا بفهمیم که او فقط یک نوار است؟! [از او می‌پرسیم که] در فلان قضیه حکم شما چیست؟ [جواب می‌دهد که] حکم این است. دلیل، مدرک، منبع و مرجعش هم این است و مستندش هم این است. یک فتواىِ خیلى خوب و شسته‌‌رُفته و بسیار تر و تمیز در اختیار انسان قرار مى‌دهد و انسان او را اعلم مى‌داند و از او تقلید مى‌کند درحالی‌که خودش به یک کلمه از این مطالبى که مى‌گوید ایمان و اعتقاد ندارد و همۀ این مطالب را براى فریب گفته است! از کجا بفهمیم که آن شخصى که درمقابل ما قرار دارد این‌طور نیست؟ اینها چیزهایى است که نیاز به یک دیدگاه‌هاى دیگر و دیدهاى دیگرى دارد و با این مسائل فهمیده نمى‌شود و با این مطالب روشن نمى‌شود.