
جلسه ۷۲۳
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية خارج از درس نکتهها و گفتههای استاد:فرهنگ عاشوراء ـ 20/1/1432
جلسه ۷۲۳
11آن چه كه ما در روایات داریم آن است كه بیایید مقتل بخوانید. و مَن بَكی أو أبكی أو تباكی وجب له الجنّة روایت امام صادق علیهالسّلام است و بقیه به این مسأله حكایت میكند كسی كه میخواهد مقتل بخواند دیگر نباید بلند شود بیاید به یك نحوی مسائل را بیان كند كه از روی احساسات، انسان گریه كند بلكه باید از روی فهم انسان گریه كند، گریه احساسات بعدش تبدیل به خنده احساسات خواهد شد، اینهایی كه این طوری گریه میكنند و های های و بر سرشان میزنند و سرشان را حتّی خون میآورند، نیم ساعت كه گذشت ببینید به همدیگر چه میگویند؟ چه شوخی با هم میكنند؟ خب این همانی بود كه نیم ساعت پیش آدم خیال میكرد دارد خودش را جِر میدهد: بیچاره! بروید جلوی او را بگیرید یك وقت كار دست خودش ندهد! چه مسخرهبازیهایی بعدش درمیآورد آیا این حالت بكائی كه برای او هست تا شب هم باقی میماند و در این حزن باقی میماند؟ یا این كه سر یك ران مرغ از همدیگر سبقت می گیرند و نمیدانم برای همدیگر چند تا متلك و ... مثلًا روز عاشورا است.
این نحوه حركت كردن و این نحوه عزاداری كردن و این نحوه انسان را از سفینةالنجاة بیرون میاندازد
خب این نحوه حركت كردن و این نحوه عزاداری كردن و این نحوه انسان را از سفینةالنجاة بیرون میاندازد نه این كه انسان را وارد سفینه كند. همّت انسان فقط همین سینه زدن و عزاداری و داد و بیداد و صدا را بلندكردن و نعره كشیدن و اینها بشود!! و آیا ما در مجالس خود ائمّه سراغ داریم كه آنها هم این طوری عزاداری میكردند؟ داد میكشیدند امام سجّاد؟! یا امام رضا؟! اینها كه مجلس تشكیل میدادند كه داد بكشند، بیفتند، بزنند بر سرشان این جوری دیدیم؟! نه حضرت مینشست كنار و آن هم روضه و ذكر مصیبتی می خواند و حالا این وسط یكی غش میكرد، اشكال ندارد. از حال رفتن اشكال ندارد، یكی از شدت مصیبت از حال برود اشكال ندارد، انسان بیخود بشود از یك مصیبتی و بدون اراده صدایش بلند شود كه اشكال ندارد، فیلم درآوردن اشكال دارد، هنرپیشگی به خرج دادن اشكال دارد. كسی كه یك قطره اشك به اندازه بال مگس از چشمش نمیآید ...
