
تبیین حقیقت مثل افلاطونی و صور علمیه
ارتباط وجودی عالم مثال با حقایق محسوس و اعیان خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت «مثل افلاطونی» و «صور علمیه عنائی» میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای رایج که مثل افلاطونی را صرفاً مفاهیم کلی ذهنی میدانند، آغاز شده و با اثبات وجود خارجی و عینی این حقایق ادامه مییابد. استاد با بهرهگیری از شواهد روایی و قرآنی، بهویژه در بحث قبض روح توسط ملائکه و مشاهده عزرائیل، نشان میدهند که چگونه حقایق کلی در قوالب جزئی ظهور مییابند. در ادامه، با تحلیل نسبت میان علت و معلول و کیفیت اشراف ولایی، این نکته تبیین میشود که عالم مثال و عالم شهادت دارای اتحاد و عینیت هستند. در نهایت، با نقد برداشتهای سطحی از علم غیب، جایگاه امام به عنوان «امام مبین» و واسطه فیض الهی در احاطه بر ماسویالله تشریح میشود تا روشن گردد که چگونه تمام حقایق عالم در نفس ولیّ الهی حضور دارند.
تبیین حقیقت مثل افلاطونی و صور علمیه
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت «مثل افلاطونی» و «صور علمیه عنائی» میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای رایج که مثل افلاطونی را صرفاً مفاهیم کلی ذهنی میدانند، آغاز شده و با اثبات وجود خارجی و عینی این حقایق ادامه مییابد. استاد با بهرهگیری از شواهد روایی و قرآنی، بهویژه در بحث قبض روح توسط ملائکه و مشاهده عزرائیل، نشان میدهند که چگونه حقایق کلی در قوالب جزئی ظهور مییابند. در ادامه، با تحلیل نسبت میان علت و معلول و کیفیت اشراف ولایی، این نکته تبیین میشود که عالم مثال و عالم شهادت دارای اتحاد و عینیت هستند. در نهایت، با نقد برداشتهای سطحی از علم غیب، جایگاه امام به عنوان «امام مبین» و واسطه فیض الهی در احاطه بر ماسویالله تشریح میشود تا روشن گردد که چگونه تمام حقایق عالم در نفس ولیّ الهی حضور دارند.
تبیین حقیقت مثل افلاطونی و صور علمیه
6وجود عدد در ملائکه
حالا مىآییم سراغ این قضیۀ سوم که آیۀ سوم است که مىفرماید: ﴿ٱلَّذِينَ تَتَوَفَّىٰهُمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ ظَالِمِيٓ أَنفُسِهِمۡ﴾1 و یا آیۀ ﴿ٱلَّذِينَ تَتَوَفَّىٰهُمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ طَيِّبِينَ يَقُولُونَ سَلَٰمٌ عَلَيۡكُمُ﴾2 که ملائکۀ تحت فرمان جناب عزرائیل اینها را توفّى مىکنند. خب اگر ما به این نگاه کنیم همین مسئلۀ مثل افلاطونى را مىتوانیم در اینجا پیدا کنیم؛ خیلى راه دور نمىرویم الآن این ملائکه هرکدامشان داراى یک واحد بالعدد هستند و در آیۀ قرآن هم داریم: ﴿وَلَقَدۡ جَآءَتۡ رُسُلُنَآ إِبۡرَٰهِيمَ بِٱلۡبُشۡرَىٰ﴾؛3 آمدند در منزل حضرت ابراهیم و تعدادشان هم مشخص بود و گفتند که ما میخواهیم بیاییم چه کنیم و... یا دربارۀ حضرت لوط داریم که آن فرستادگان و ملائکه در منزل حضرت لوط آمدند و چه کردند. و همینطور راجع به پیامبران دیگر داریم. راجع به حضرت داود داریم:
﴿وَهَلۡ أَتَىٰكَ نَبَؤُاْ ٱلۡخَصۡمِ إِذۡ تَسَوَّرُواْ ٱلۡمِحۡرَابَ* إِذۡ دَخَلُواْ عَلَىٰ دَاوُۥدَ فَفَزِعَ مِنۡهُمۡ قَالُواْ لَا تَخَفۡ خَصۡمَانِ بَغَىٰ بَعۡضُنَا عَلَىٰ بَعۡضٖ فَٱحۡكُم بَيۡنَنَا بِٱلۡحَقِّ وَلَا تُشۡطِطۡ وَٱهۡدِنَآ إِلَىٰ سَوَآءِ ٱلصِّرَٰطِ* إِنَّ هَٰذَآ أَخِي لَهُۥ تِسۡعٞ وَتِسۡعُونَ نَعۡجَةٗ وَلِيَ نَعۡجَةٞ وَٰحِدَةٞ فَقَالَ أَكۡفِلۡنِيهَا وَعَزَّنِي فِي ٱلۡخِطَابِ﴾.4
که دوتا از محراب پایین آمدند خب این ملائکه دوتا هستند، یکى بهعنوان متّهَم و یکى بهعنوان متّهِم پیش حضرت داود برای اقامۀ دعوا آمدند. پس این عدد وجود دارد، عدد در ملائکه وجود دارد، همین عدد نسبت به جناب عزرائیل است.
دیدن عزرائیل توسط همۀ افراد هنگام احتضار
مثال مقرِّبِ مُثل افلاطونی
وقتى که ملائکه براى قبض روح مؤمن مىآیند چطور ما در روایت داریم که مؤمن عزرائیل را مىبیند؟! خب باید ملائکه را ببیند نهاینکه عزرائیل را ببیند! آن عزرائیل باید که آن بالا بایستد و به اینها امر و دستور بدهد! درحالیکه تمام اینها یعنی هم شواهد، هم مسائل خارجى، هم روایات، قرائن و خصوصیات همه متفقاً مىگویند که شخص وقتی که [قبض روح میشود] حضرت عزرائیل را مىبیند که آمده است. اگر شخص صالح باشد با صورت جمیل و دلآرا و اگر شخص طالح باشد با صورت کریه و مُشوّه مىبیند.
- . سوره نحل(16) آیه 28. معاد شناسى، ج 3، ص 102:
«آن کسانی که اهل ظلم و ستم به جانهاى خود بودهاند، در وقتى که فرشتگان موت مىخواهند قبض ارواح آنها را بنمایند.» - . سوره نحل (16) آیه 32. معاد شناسى، ج 1، ص 202 و 203:
«آن دسته از مردمى که پاک و پاکیزهاند، ملائکه قبض روح از طرف خدا به آنها سلام و تحیت فرستاده مىگویند: سلامٌ علیکم.» - . سوره هود (11) آیه 69. مطلع انوار، ج 12، ص 133:
«فرستادگان و ملائکه ما به منزل ابراهیم براى بشارت دادن او به فرزند، وارد شدند.» - . سوره ص (38) آیات 21 ـ 23.
ترجمه: «و آیا حکایت آن (دو فرشته بهصورت) خصم به تو رسیده است که از بالای غرفۀ عبادتگاه (داود بیاجازه) بر او وارد شدند؟! هنگامی که (در محراب) بر داود داخل شدند و او از آنان سخت هراسان شد (که مبادا دشمن باشند) آنان بدو گفتند: مترس، ما دو تن (یا دو گروه) خصم یکدیگریم که برخی بر دیگری ستم کرده (و به حکومت پیش تو آمدهایم)، میان ما به حق حکم کن و با هیچ یک جور و طرفداری مکن و ما را به راه راست دلالت فرما. این برادر من نود و نه رأس میش داراست و من یک میش، این یک را هم گفته به من واگذار، و با من به قهر و غلبه و تهدیدآمیز خطاب کرده است.» (محقق)
- . سوره نحل(16) آیه 28. معاد شناسى، ج 3، ص 102:
