
تأثیر نیت و صورت مثالی در کیفیت عمل
نقش نیت باطنی در تحقق آثار خارجی و اخروی افعال
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق رابطه میان نیت، عمل خارجی و صورت مثالی میپردازند. بحث با نقد استناد به مثل افلاطونی برای توجیه علم آغاز شده و به این حقیقت میرسد که هر عمل خارجی، زائیده نیت و کیفیت اراده فاعل است. استاد با تأکید بر اینکه صورت مثالی هر فعل، پیش از تحقق در عالم ماده در عالم مثال شکل میگیرد، توضیح میدهند که چگونه یک عمل واحد با نیتهای متفاوت، آثار متضادی همچون تقرب یا ابتعاد از پروردگار را به همراه دارد. در ادامه، اهمیت جایگاه حکیم و راهنما در مسیر سلوک و پرهیز از تجربههای پرهزینه عمر مورد تأکید قرار میگیرد. در نهایت، با تبیین اتحاد صورت مثالی و صورت خارجی، این نتیجه حاصل میشود که برای درک حقایق هستی، نیازی به تمسک به کلیات ذهنی نیست، بلکه قضایای جزئیه خارجیه به دلیل اتصال به عالم مثال، برای استنباط و فهم حقایق کفایت میکند.
تأثیر نیت و صورت مثالی در کیفیت عمل
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق رابطه میان نیت، عمل خارجی و صورت مثالی میپردازند. بحث با نقد استناد به مثل افلاطونی برای توجیه علم آغاز شده و به این حقیقت میرسد که هر عمل خارجی، زائیده نیت و کیفیت اراده فاعل است. استاد با تأکید بر اینکه صورت مثالی هر فعل، پیش از تحقق در عالم ماده در عالم مثال شکل میگیرد، توضیح میدهند که چگونه یک عمل واحد با نیتهای متفاوت، آثار متضادی همچون تقرب یا ابتعاد از پروردگار را به همراه دارد. در ادامه، اهمیت جایگاه حکیم و راهنما در مسیر سلوک و پرهیز از تجربههای پرهزینه عمر مورد تأکید قرار میگیرد. در نهایت، با تبیین اتحاد صورت مثالی و صورت خارجی، این نتیجه حاصل میشود که برای درک حقایق هستی، نیازی به تمسک به کلیات ذهنی نیست، بلکه قضایای جزئیه خارجیه به دلیل اتصال به عالم مثال، برای استنباط و فهم حقایق کفایت میکند.
تأثیر نیت و صورت مثالی در کیفیت عمل
12قانون ظاهر
ما الآن در مدرسه هستیم در محلّ بحث و مباحثه هستیم. الآن افرادی که دارند در خیابان حرکت میکنند و بیرون از مدرسه حرکت میکنند، هستند یا نیستند؟! چرا شما نمیبینید؟! چرا ما نمیبینیم؟! چون بین ما و آنها حاجب است و این رؤیت ظاهر نیاز به قانون دارد و قانون ظاهر اجازه نمیدهد که انسان اطلاع و اشراف بر اشیاءِ وراء حاجز و حاجب پیدا کند. حالا اگر شما یک دستگاه بیاورید که با اشعه از این دیوار رد بشود و برود، خارج را میبیند. الآن میدانید که افرادی در خارج از این مدرسه در حال حرکت هستند، آیا نیستند؟! خب میگوییم که بله، ما الآن از آنجا آمدیم. الآن که از آنجا آمدیم میبینیم که افراد دارند میآیند و بعد هم که هنوز چیزی نشده است که ببندند و نگذارند که کسی بیاید. نه، افراد دارند میآیند و میروند و هنوز آنطوری نشده که راه را ببندند و کسی را راه ندهند. خب به همان استصحاب وجدانی که میکنیم، به همان استصحاب بگوییم که الآن هم یک عده در خارج از مدرسه هستند، احتمال میدهیم ولی آنها را ندیدیم و شکلشان را ندیدیم بلکه احتمال میدهیم یک عده هستند. فوراً در اینجا برای ما یک دستگاه میگذارند و میگویند که حالا نگاه کن، نگاه میکنیم و افراد را میبینیم. برای ما چه پیدا میشود؟ هیچ! هیچ! حالتی پیدا نمیشود، نه تعجب میکنیم و نه بهتزده میشویم. میبینیم که این اشعه الآن از اینجا رد شده است و آن افراد را آورده و در اینجا قرار داده است. بچهای که در شکم مادر هست، مادر را میبرند سونوگرافی میکنند خب قبل از اینکه ببرند سونوگرافی بکنند، اینها میدانند که بالأخره در شکم مادر بچه هست حالا پسر و دختر بودنش را نمیدانند ولی بالأخره میدانند یک جنینی الآن هست تااینکه آن شخص کارشناس به اینها میگوید که الآن من یک جنینی میبینم که این خصوصیات و اینها را دارد. [با این حرف] هیچ چیزی برایشان عوض نمیشود و فقط یک اطلاع پیدا میکنند ﴿لِّيَطۡمَئِنَّ قَلۡبِي﴾1 که این بچه الآن حیات دارد و دارد به رشد خودش ادامه میدهد. آن وقتی که بگوید: این پسر است یا دختر است، یکدفعه برای آنها حالت دیگری پیدا میشود و متوجه میشوند [و میگویند:] این را نمیدانستیم. اینکه در این [شکم] بالأخره جنینی بود را میدانستیم و خبر داشتیم. آیا میشود آدم خبر نداشته باشد؟! نمیشود آقا! خبر داشتیم که بالأخره در اینجا جنین هست. گفت: «یادم از کِشتۀ خویش آمد و هنگامِ درو!»2 حالا مصراع اولش را نمیخوانم! این را خبر داشتیم که چه خبر است ولی اینکه دارای چه خصوصیتی است، این را اطلاع نداریم و این دستگاه این را برای ما نشان میدهد. هیچ چیزی عوض نمیشود؛ نه حیرت میکنیم و نه بهتزده میشویم و نه تعجب میکنیم، امری که میدانیم هست و واقعیت دارد و پرده جلوی ما و آن امر واقعیت افتاده است، این دستگاه آن پرده را برمیدارد و افرادی که الآن در خارج دارند حرکت میکنند و با همدیگر صحبت میکنند و دارند با همدیگر دادوستد میکنند را برای ما نشان میدهد.
- . سوره بقره (2) آیه 260. معاد شناسى، ج 4، ص 256:«ولى براى آرامش و سکون نفس خود تقاضا دارم.»
- . دیوان حافظ (قزوینی)، غزل 407:
مزرعِ سبزِ فلک دیدم و داسِ مه نو *** یادم از کِشتۀ خویش آمد و هنگامِ درو
