اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تأثیر نیت و صورت مثالی در کیفیت عمل

نقش نیت باطنی در تحقق آثار خارجی و اخروی افعال

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق رابطه میان نیت، عمل خارجی و صورت مثالی می‌پردازند. بحث با نقد استناد به مثل افلاطونی برای توجیه علم آغاز شده و به این حقیقت می‌رسد که هر عمل خارجی، زائیده نیت و کیفیت اراده فاعل است. استاد با تأکید بر اینکه صورت مثالی هر فعل، پیش از تحقق در عالم ماده در عالم مثال شکل می‌گیرد، توضیح می‌دهند که چگونه یک عمل واحد با نیت‌های متفاوت، آثار متضادی همچون تقرب یا ابتعاد از پروردگار را به همراه دارد. در ادامه، اهمیت جایگاه حکیم و راهنما در مسیر سلوک و پرهیز از تجربه‌های پرهزینه عمر مورد تأکید قرار می‌گیرد. در نهایت، با تبیین اتحاد صورت مثالی و صورت خارجی، این نتیجه حاصل می‌شود که برای درک حقایق هستی، نیازی به تمسک به کلیات ذهنی نیست، بلکه قضایای جزئیه خارجیه به دلیل اتصال به عالم مثال، برای استنباط و فهم حقایق کفایت می‌کند.

تأثیر نیت و صورت مثالی در کیفیت عمل

4
  • جلوتر بودن دین از علم

  • چندی پیش یک مقاله‌ای می‌خواندم که بعضی از این مکتشفین در کیفیت وصول به اکتشافشان می‌گفتند که علم به آن نقطه‌ای در آینده می‌رسد که دین قبل از آن به آن نقطه رسیده بود! مکتشفین خارجی این را می‌گفتند!

  • امیرالمؤمنین، امام سجاد، بقیۀ ائمه و بزرگان علیهم‌السّلام صاف دارند مطلب را در اختیار انسان قرار می‌دهند. می‌گویند: «ضَلَّ مَن لَیس لَه حَکیمٌ یُرشِدُه»،1 با یک عبارت همه‌چیز را بیان کردند و خیال همه را هم راحت کردند. آقا تو که باید ده سال به‌ سراغ این و آن بروی و بعد از ده سال بر سرت بزنی، این شخص از اول می‌گوید که آقا نرو! مگر آدم چقدر عمر دارد؟! مگر چند مرتبه باید در این دنیا تجربه کند؟! مگر چقدر باید نسبت به این مسائل چیز کند؟!

  • سرِ چشمه شاید گرفتن به بیل***سرِ چشمه شاید گرفتن به بیل2
  • حرکت سریع نفسانی جوانان

  • او از اول می‌گوید که نرو تااینکه جلوی همۀ فسادها گرفته بشود. وقتی می‌روی می‌روی می‌روی ده سال پانزده سال بیست سال از بهترین اوقات عمر خودت را می‌گذرانی، در اوقات عنفوان شباب، نیرو، جوانی و حرکت که حرکت جوان بسیار سریع‌تر و پرانرژی‌تر از حرکت افراد پیر و اینهاست حتی حرکت نفسانی آنها چون تعلقشان کمتر است و با تعلق کمتر، نفس سریع‌تر می‌تواند به آن مسائلی که مورد توجه است برسد. لذا می‌فرمایند که «علیکم بالأحداث»3 به‌خاطر همین مسئله است. حالا انسان می‌رود بعد از بیست سال یک‌دفعه در سرش می‌زند که ای داد‌ بیداد بیست سالِ ما گذشت و هنوز به مسئله و مطلب نرسیدیم و راه‌ ما غیر از این بوده و غیر از این شده است. البته خب بالأخره هر کسی در این مسائل تکلیف خود را دارد و همۀ تقصیرها را هم به گردن این و آن نمی‌تواند بیندازند. بالأخره خدا به هر کسی عقل و فهم داده و راه را برای همۀ افراد باز کرده است. حالا ما یک وقتی چشممان را می‌بندیم، می‌بندیم اما اگر یک وقتی نخواهیم ببندیم بالأخره خدا به یک‌طوری و به یک قِسمی مسئله را می‌رساند؛ ﴿وَٱلَّذِينَ جَٰهَدُواْ فِينَا لَنَهۡدِيَنَّهُمۡ سُبُلَنَا﴾4 او از آن اول می‌گوید که آقاجان به‌دنبال این قضیه نرو.

    1. الفصول المهمة، ص ٨٥٩. جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به حیات جاوید، ص 132.
    2. گلستان سعدی، باب اوّل، ص ٢٢.
    3. الکافی، ج ٨، ص ٩٣:
      «علیکَ بالأحداث!». حیات جاوید، ص ١١٧:
      «بر شما باد به نوجوانان!»
    4. . سوره عنکبوت(29) آیه 69. الله شناسى، ج ‌2، ص 54:
      «و کسانى که در ما مجاهده مى‌نمایند، ما آنان را به راه‌هاى خودمان رهبرى مى‌کنیم.»