
تأثیر نیت و صورت مثالی در کیفیت عمل
نقش نیت باطنی در تحقق آثار خارجی و اخروی افعال
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق رابطه میان نیت، عمل خارجی و صورت مثالی میپردازند. بحث با نقد استناد به مثل افلاطونی برای توجیه علم آغاز شده و به این حقیقت میرسد که هر عمل خارجی، زائیده نیت و کیفیت اراده فاعل است. استاد با تأکید بر اینکه صورت مثالی هر فعل، پیش از تحقق در عالم ماده در عالم مثال شکل میگیرد، توضیح میدهند که چگونه یک عمل واحد با نیتهای متفاوت، آثار متضادی همچون تقرب یا ابتعاد از پروردگار را به همراه دارد. در ادامه، اهمیت جایگاه حکیم و راهنما در مسیر سلوک و پرهیز از تجربههای پرهزینه عمر مورد تأکید قرار میگیرد. در نهایت، با تبیین اتحاد صورت مثالی و صورت خارجی، این نتیجه حاصل میشود که برای درک حقایق هستی، نیازی به تمسک به کلیات ذهنی نیست، بلکه قضایای جزئیه خارجیه به دلیل اتصال به عالم مثال، برای استنباط و فهم حقایق کفایت میکند.
تأثیر نیت و صورت مثالی در کیفیت عمل
6مسئلۀ دوم همانطوریکه عرض کردیم مطلب از این یکقدری دقیقتر است، این است که خود آن عمل فیحدّنفسه آن اثر را نمیزاید بلکه آن نیّتی که در آن عمل هست اثر را میزاید حالا چه آن عمل انجام بگیرد یا نگیرد. وقتی یک شخصی قصد قتل فرد دیگری را دارد و این هفتتیر را برمیدارد که او را به قتل برساند، در این موقع یک نفر از پشت دست او را میگیرد اما این شخص الآن قاتل است گرچه از نقطهنظر قوانین در دنیا قاتل محسوب نمیشود و محکمه برای او حکم قتل جاری نمیکند گرچه باید او را به زندان بیندازند ولکن از نقطهنظر واقع و از نقطهنظر پروندۀ الهی این فرد قاتل است چون میخواست او را ازبین ببرد و مانعیتِ برای قتل، غیراختیاری بوده است نه اختیاری. اگر مانعیت اختیاری باشد خب آن میآید جلوی آن جنبۀ قاتلیت و عاملیت و فاعلیت را میگیرد اما این غیراختیاری است و لذا در بحث تجرّی که مرحوم آخوند هم در اولِ کفایه در مباحث علم و تجرّی و امثالذلک راجع به این مسئله صحبت کردند، آن محل ایراد و اشکال است که چطور انسان بدون لحاظ این مسئله، این کارها را و اتصاف به استحسان و قبح را میتواند نسبت به خود حمل کند.
برگشت مسئلۀ حسن و قبح
برگشت مسئلۀ حسن و قبح به قبح و حسن فاعلی است نه به حسن فعلی. فعل، فعل است و فعل، وجود است و وجود، أمرٌ خارجٌ و لَیسَ لَهُ شأنٌ بِالحُسنِ و القُبح زیرا این فعل عبارت از یک تحقق امر خارج است و تحقق امر خارج، هیچ جنبهای از حسن و قبح بر آن نیست. فرض کنید اگر کسی از یک دیواری بالا میرود؛ مگر از دیوار بالا رفتن بد است؟ حالا کسی از دیوار بالا میرود بهعنوان اینکه یک ورزش است. هستند از اینهایی که میخواهند تمرینهایی برای جنگ به افراد خاص بدهند به اینها میگویند که از دیوار باید بالا بروید و به یک نحوی از جاهای خیلی صعب العبور بالا بروید. فرض کنید اگر کسی خواست از این دیوار بالا برود و طناب انداخت آدم میگوید که شاید میخواهد تمرین کند و فقط میخواهد ببیند که چطوری است. نفس از دیوار بالا رفتن که بد نیست. از آنطرف، پایین آمدن از دیوار، آنهم که بد نیست اما آنچه که به این قبح میدهد عبارت از خود شیء است یعنی خود آن نیّت به آنها قبح میدهد و آن را قبیح میکند که آن قصد سرقت و تعدّی باشد. آن قصد است که او را به این نحوه و به این کیفیت میاندازد. تازه در آن بحث سرقت هم باید بهدنبال این رفت که نیّت سرقت او به چه لحاظی بوده است؟ آیا در عسر بوده و آیا ضرورت بوده یا نبوده است؟ اینها خودش برای خودش مسئله دارد و اینطور نیست که حالا چون سرقت است پس سریعاً احکام سرقت و امثالذلک و مجازات برای او باید اعلام بشود. به این راحتی نمیشود دست برید و یک نفر را اعدام کرد. آن قاضی باید پدر خودش را دربیاورد تا بتواند به تمام زوایای این فعل و این عمل با نیّات و با حواشی و خصوصیات اطلاع پیدا کند. نهاینکه تا یک پرونده بهدستش بیاید [سریع حکم کند]، اینکه قضاوت نیست بلکه باید برود [تحقیق کند] چون خونی دارد ریخته میشود! جان است که دارد گرفته میشود! مگر کشک است آقاجان؟! ﴿مَن قَتَلَ نَفۡسَۢا بِغَيۡرِ نَفۡسٍ أَوۡ فَسَادٖ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ ٱلنَّاسَ جَمِيعٗا﴾1 مگر همینطوری میشود یک نفر را گرفت و جانش را گرفت؟! آن دنیا چوب در آستین آدم میگذارند! مسئله به این چیزها نیست. باید تمام خصوصیات و شرایط و اینها همه لحاظ بشود. فعل حرام انجام میشود؛ فرض کنید که زنا است، بسیارخب زنا، زنا است حالا این زنا به چه نحو بوده، به چه کیفیت بوده، در چه نیّتی بوده، شرایط چه بوده و خصوصیاتش چه بوده است؟ تمام اینها منحیثالمجموع باید بهدست بیاید آنوقت تازه این بتواند به جایی برسد. لذا مگر هر کسی میتواند قضاوت کند؟!
- . سوره مائده (5) آیه 32. رساله نکاحیه، ص 21:
«هر کس، کسى دیگر را بکشد بدون آنکه آن کس، کسى را کشته باشد و یا در زمین فساد نموده باشد، پس گویا مثل آن است که تمام مردم را کشته است!»
- . سوره مائده (5) آیه 32. رساله نکاحیه، ص 21:
