
حقیقت صورتهای برزخی و تجسم اعمال
تبیین جایگاه ادراک و عالم مثال در تجسم باطنی انسان
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه «عالم مثال» و چگونگی اتصال ادراکات ذهنی انسان به حقایق برزخی میپردازند. بحث با نقد تفسیرهای نادرست از کلام افلاطون آغاز شده و به این پرسش کلیدی میرسد که چگونه صورتهای ذهنی ما با حقایق خارجی و مثالی پیوند میخورند. استاد با تأکید بر اینکه واقعیت خارجی واحد است، توضیح میدهند که نقصان در ادراک و آگاهی انسان، عامل اصلی تفاوت در شناخت و بروز خطاهاست. در ادامه، با استناد به مشاهدات اولیای الهی، به مسئله «تجسم اعمال» و صورتهای برزخی انسانها پرداخته میشود؛ اینکه چگونه رذایل اخلاقی و گناهان، باطن انسان را به اشکال حیوانی تغییر میدهد. در نهایت، با مقایسه گناهانی همچون زنا و غیبت، بر اهمیت حفظ آبروی مؤمنان و پرهیز از افشای اسرار تأکید شده و راهکار عرفانی برای برخورد با خطاهای دیگران ارائه میگردد.
حقیقت صورتهای برزخی و تجسم اعمال
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه «عالم مثال» و چگونگی اتصال ادراکات ذهنی انسان به حقایق برزخی میپردازند. بحث با نقد تفسیرهای نادرست از کلام افلاطون آغاز شده و به این پرسش کلیدی میرسد که چگونه صورتهای ذهنی ما با حقایق خارجی و مثالی پیوند میخورند. استاد با تأکید بر اینکه واقعیت خارجی واحد است، توضیح میدهند که نقصان در ادراک و آگاهی انسان، عامل اصلی تفاوت در شناخت و بروز خطاهاست. در ادامه، با استناد به مشاهدات اولیای الهی، به مسئله «تجسم اعمال» و صورتهای برزخی انسانها پرداخته میشود؛ اینکه چگونه رذایل اخلاقی و گناهان، باطن انسان را به اشکال حیوانی تغییر میدهد. در نهایت، با مقایسه گناهانی همچون زنا و غیبت، بر اهمیت حفظ آبروی مؤمنان و پرهیز از افشای اسرار تأکید شده و راهکار عرفانی برای برخورد با خطاهای دیگران ارائه میگردد.
حقیقت صورتهای برزخی و تجسم اعمال
19مرحوم شهید ثانى در منیة المرید مىفرماید: از بدبختى ما این است که ـ علما را دارد میگوید ـ اسم شراب که مىآید استیحاش داریم، اسم زنا مىآید استیحاش داریم اما شب تا صبح مىنشینیم غیبت اینوآن را مىکنیم ـ بروید بخوانید ـ انگارنهانگار!
امروزه که دیگر افشاى اسرار مردم اصل اوّلى براى قضایا و مسائل شده است! سردرآوردن از اسرار مردم اصل اوّلى براى قضایا شده است، نَعوذُ بِالله، نَعوذُ بِالله که یکى بیاید ببیند که او در خانهاش چه مىگوید و در خانهاش چه کارى انجام مىدهد و صدا را بشنود! اینها شرعى است؟! اینها حلال است؟! سردرآوردن از اسرار مردم حلال است؟! بهبه، بهبه، این قضایا و مسائل چیست؟! بعد هم [آن اسرار را پیش خودمان] نگه داریم که آهان، حواست باشد، هان، مواظب باش، اینطوری است؟! لذا خدا در آستین ما چوب مىگذارد، چنان چوبى مىگذارد که نفهمیم از کجا خوردیم! خیال نکنیم مطلب همینطور مىگذرد و خلاصه بر خر مراد سوار میشویم و بزن و برویم، نه آقا! مىآیند چوب در آستین ما مىگذارند.
شیوۀ بزرگان در حفظ آبروی دیگران
ما مطالبى را که از بزرگان دیدیم [اینطور نبود]! طرف در یک معامله سر او کلک زده است، یکى فهمیده است و گفته که آقا فلانى در این معامله کلک زد. آن بزرگ فرمود که ساکت! صدایش را درنیاور! میگوید که اِ باعث خسارت شما شده است. میگوید که به تو چه مربوط است؟! باعث خسارت من شده است ولى حق ندارى افشا کنی. [درحالیکه] کلک زده است! اینها چه مىگویند؟! بقیه چه مىگویند؟! مىگوید که مگر کلک نزده؟! خب به من زده است به تو چه ربطی دارد؟! حالا که فهمیدى حق ندارى جایى مطرح کنی! خب گاهى اوقات شیطان مىآید آدم را گول مىزند، مگر نمىزند؟! شیطان مىآید آدم را یک جا گول مىزند و آدم یکدفعه یک جا گول میخورد. همیشه که آدم گول نمىخورد، شاید همان بدبخت بیچاره پشیمان شود و بخواهد بهنحوى جبران کند. حالا این بهتر است یااینکه بیاییم و فاش کنیم و آبرویش را هم ببریم که دیگر نتواند تا آخر به روى ما نگاه کند، کدام بهتر است؟ کدام دستور اسلامى است؟!
