اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت صورت‌های برزخی و تجسم اعمال

تبیین جایگاه ادراک و عالم مثال در تجسم باطنی انسان

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه «عالم مثال» و چگونگی اتصال ادراکات ذهنی انسان به حقایق برزخی می‌پردازند. بحث با نقد تفسیرهای نادرست از کلام افلاطون آغاز شده و به این پرسش کلیدی می‌رسد که چگونه صورت‌های ذهنی ما با حقایق خارجی و مثالی پیوند می‌خورند. استاد با تأکید بر اینکه واقعیت خارجی واحد است، توضیح می‌دهند که نقصان در ادراک و آگاهی انسان، عامل اصلی تفاوت در شناخت و بروز خطاهاست. در ادامه، با استناد به مشاهدات اولیای الهی، به مسئله «تجسم اعمال» و صورت‌های برزخی انسان‌ها پرداخته می‌شود؛ اینکه چگونه رذایل اخلاقی و گناهان، باطن انسان را به اشکال حیوانی تغییر می‌دهد. در نهایت، با مقایسه گناهانی همچون زنا و غیبت، بر اهمیت حفظ آبروی مؤمنان و پرهیز از افشای اسرار تأکید شده و راهکار عرفانی برای برخورد با خطاهای دیگران ارائه می‌گردد.

حقیقت صورت‌های برزخی و تجسم اعمال

7
  • علت سرکشیدن عبا توسط شیخ حسنعلی اصفهانی در برگشت از حرم

  • مى‌گویند که مرحوم آقا شیخ حسنعلى اصفهانى وقتى که در نجف به زیارت رفته بود هروقت که به حرم مى‌رفت و حضرت را زیارت مى‌کرد و برمى‌گشت عبایش را سر مى‌کشید و سرش را پایین مى‌انداخت و به منزل مى‌آمد. یک روز گفتند که آقا چطور شما در رفتن عبا سرت نیست و این‌طرف و آن‌طرف نگاه مى‌کنید و با افراد سلام‌و‌علیک مى‌کنید ولى وقتى برمى‌گردید [عبا روی سرتان می‌کشید؟] مى‌گفت که من حالم این‌طور است. اما کسى خلاصه سمج بود و مى‌خواست اصل قضیه را دربیاورد، گفت که نه [قضیه این نیست]. بالأخره گفتند که من از حرم که برمى‌گردم افراد را به‌صورت برزخى آنها مى‌بینیم و دیگر نمى‌توانم تحمل کنم. کسى را که دیروز به‌صورت سگ، الاغ، ببر و پلنگ دیدم حالا فردا به او بگویم که آقا سلام علیکم! خب این صورت از ذهن ما که دیگر محو نمى‌شود. اگر محو مى‌شد خب مشکل نبود، یک صورتى مى‌آید و بعداً هم مى‌رود ولى این صورت وقتى در ذهن مى‌ماند، با این صورت چه باید کرد؟!

  • خدا مرحوم آیةالله مطهرى را رحمت کند و بیامرزد. یک روز که ایشان به منزل ما نزد مرحوم والد آمده بود، من یک ربع آنجا نشسته بودم و بعد رفتم، یکى از مطالبى که صحبت شد این بود و خود ایشان نقل کرد، سلسلۀ سند، از بنده [شروع می‌شود] حالا بنده غیرموثق هستم ولیکن سندى را که نقل مى‌کنم موثق است! ایشان گفت که خودم از مرحوم آیةالله آقا سید احمد خوانسارى که در مسجد آقا سید عزیزالله در طهران نماز مى‌خواند، شنیدم که ایشان گفت: از مرحوم آقا شیخ حسنعلى نخودکى اصفهانى شنیدم که ـ این‌هم سلسلۀ سندش ـ وقتى من از حرم بیرون مى‌آمدم بعضى از اجلّۀ مراجع نجف را به‌ صورت خوک مى‌دیدم! بنده از مرحوم‌ مطهرى و ایشان از سید احمد خوانسارى و ایشان از مرحوم آقا شیخ [حسنعلی نخودکی اصفهانی نقل کردند]. قضیه و مسئله چیست؟ واللهُ علىٰ ما أقول وکیلٌ و شهیدٌ. مسئله این است دیگر، ببینید ما یک حسابى داریم. از همین اشخاص و افرادى که در همان زمان سابق دیدیم اشخاصى که براى افراد مشخص شد و همه فهمیدند و دیدند. مگر در همین‌جا در قم نبودند؟! مگر نبودند؟! مگر ارتباط آنها با دستگاه سابق، دستگاه شاه و اینها مشخص نشد؟! هان؟! مگر اینها رسالۀ عملیه نداشتند؟! مگر همه ندیدند؟! همه دیدید دیگر! مگر ارتباط آنها با جریاناتى که داشت در این مملکت اتفاق مى‌افتاد براى همه روشن و مشخص نشد؟! درحالی‌که ما از این قضایا خبر و اطلاع نداشتیم. این چه موقعیتى است که باید یک شخص بیاید و افراد و مردم را تحریک کند و به جان همدیگر بیندازد؟! در همان زمان‌ها آنهایى که خلق مسلمان بودند، این چیزها یادتان مى‌آید؟! من یک وقت طهران بودم و به قم آمدم دیدم آقا مثل اینکه قم زلزله آمده است! در خیابان همه کفش، عبا، عمامه و روزنامه‌ها افتاده است! یک مغازۀ عطارى بود که آشنا بود، به او گفتم که چه شده است؟ گفت که مگر نبودی؟! از تبریز و خلق مسلمان آمدند و ریختند و چه کردند و فلان کردند. این کارها و مسائل چیست؟! ما داریم به‌دنبال چه مى‌گردیم و به‌دنبال چه هستیم؟! من نمى‌خواهم بگویم که فقط آن یکی [این‌طور بود]، نه هر کسى مثل آن هست، آن یکى است هر کسى مثل آن هم باشد، تفاوت ندارد.