اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت صورت‌های برزخی و تجسم اعمال

تبیین جایگاه ادراک و عالم مثال در تجسم باطنی انسان

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه «عالم مثال» و چگونگی اتصال ادراکات ذهنی انسان به حقایق برزخی می‌پردازند. بحث با نقد تفسیرهای نادرست از کلام افلاطون آغاز شده و به این پرسش کلیدی می‌رسد که چگونه صورت‌های ذهنی ما با حقایق خارجی و مثالی پیوند می‌خورند. استاد با تأکید بر اینکه واقعیت خارجی واحد است، توضیح می‌دهند که نقصان در ادراک و آگاهی انسان، عامل اصلی تفاوت در شناخت و بروز خطاهاست. در ادامه، با استناد به مشاهدات اولیای الهی، به مسئله «تجسم اعمال» و صورت‌های برزخی انسان‌ها پرداخته می‌شود؛ اینکه چگونه رذایل اخلاقی و گناهان، باطن انسان را به اشکال حیوانی تغییر می‌دهد. در نهایت، با مقایسه گناهانی همچون زنا و غیبت، بر اهمیت حفظ آبروی مؤمنان و پرهیز از افشای اسرار تأکید شده و راهکار عرفانی برای برخورد با خطاهای دیگران ارائه می‌گردد.

حقیقت صورت‌های برزخی و تجسم اعمال

8
  • آن سخنى که مرحوم والد ما ـ رضوان الله تعالی علیه ـ در دو نوار علم و عمل دارند را بروید گوش بدهید تا ببینید که چه قضایا و مسائلى هست و ما از آنها غافل هستیم. آنهایى که خدا چشم بصیرتشان را باز کرده و اینها غیر از این ظاهر آراسته، عمامۀ قشنگ و مرتب، محاسن بسیار شانه کشیده، عطر زده، سیماى به ظاهر ملکوتى، عبا و قباى آراسته، حرکت‌هاى با طمأنینه‌ و لبخندهاى حساب شده [هستند] انسان به اینها نگاه مى‌کند، آن کسى که چشم باطنش باز شده است مى‌فهمد که در پسِ اینها چه چیزها و مسائلى نهفته است! انسان جرئت ندارد بیان کند و باید بگذارد تا وقتش، خودش برسد. گاهى از اوقات در همان زمان سابق مرحوم آقا بعضى از مسائل را براى من بیان مى‌کردند که چه خواهد شد. من اصلاً نمى‌توانستم در ذهنم تصور کنم که اصلاً مگر هم‌چنین چیزى مى‌شود؟! و الآن دیدیم شد! اینجاست که انسان باید به خدا فقط پناه ببرد، قضیه این است دیگر.

  • واقعی بودن صورت‌های برزخی

  • این صورت‌هاى برزخى، صورت‌هاى واقعى ما است نه‌اینکه حالا شما نیاز دارید به‌دنبال آقا شیخ حسنعلی [بروید]، نه آقا، همین الآن هم هستند و همین الآن هم مى‌بینند. بله، این‌طور نیست که نباشند بلکه هستند و تشخیص مى‌دهند. آن‌وقت حالا پناه بر خدا گاهى از اوقات این صورت‌ها دَرهم مى‌شود یعنى عجیب قدرت خداست! یک‌دفعه مى‌بینى آقا آنچه خوبان همه دارند این یکى به تنها دارد!! هم صورت شغال دارد، هم صورت روباه دارد، هم صورت خرس دارد، هم صورت سگ دارد، خوک دارد و هیچ‌کدام از اینها هم دیگرى را طرد نمى‌کند! شما دوتا نقش بکشید بعد این دوتا نقش را با همدیگر مونتاژ کنید مثلاً یک سگ با یک مار بکشید بعد این دوتا را مخلوط کنید نه این مى‌ماند و نه آن مى‌ماند و یک چیز دیگرى خواهد شد ولى جَلّ الخالِق از قدرت خدا! طرف را مى‌بینى که هم سگ است، هم شغال است، هم خوک است و هم ببر است! اینهایى که قسىّ هستند، آدم مى‌کشند، این قاتل‌هاى مردم، این قصاب‌ها، جلادها، نرون‌ها و صدام‌ها اینها که همه‌جا هستند و الآن هم هستند و زیاد هم هستند، صورت برزخى اینها چیست؟ پلنگ و ببر است! منتها آن حیوان ببر بیچاره روى غریزۀ خودش مى‌رود و یکى را پاره مى‌کند. مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ مى‌فرمودند: این ببر بیچاره یک گوسفند و بز و آهو را شکار مى‌کند و همین‌طور مى‌خورد و به بقیه کارى ندارد. مى‌گذارد بقیه بروند براى خودشان بچرند اما آن ببر درون ما است که هزار [آدم می‌کشد]. مى‌گویند که این صدام می‌ایستاد و مى‌خواست یک عده را همین‌طوری اعدام کند. یک سیگارى به لبش مى‌گرفت و مى‌نشست و نگاه مى‌کرد و اینها را هم یکى‌یکى تق تق می‌کشتند و او همین‌طوری بى‌خیال نگاه می‌کرد و انگار دارند به درخت و چوب [تیر] مى‌زنند، [خیالی هم برای او] نبود. یعنى این خیلى عجیب است! آدم حال آن طرف را احساس بکند که الآن او در چه حالى هست، اینکه به او مى‌گویند: الآن مى‌خواهند تو را اعدام کنند، آدم یک ‌مقدار حال او را تصور کند و خودش را جاى او بگذارد، آن‌وقت ببیند دستش مى‌لرزد یا باز محکم است؟! خودش را جاى او بگذارد، خودش را جاى مادر او بگذارد، خودش را جاى زن او بگذارد، خودش را جاى پدر او بگذارد و خودش را جاى فرزند او بگذارد، خیال مى‌کنم یک‌ مقدار قضیه فرق کند. آن‌وقت ببینیم باز دستمان مى‌لرزد یا نه، همین‌طوری بزن ببینیم یکى دوتا سه‌تا [همین‌طوری می‌کشی]! مى‌گفتند که یک‌دفعه سیصدتا را همین‌طوری مى‌زد می‌کشت و عین خیالش هم نبود! اینها چه کسانی هستند؟! انگار دارد گنجشک مى‌کشد، آدم دلش نمى‌آید گنجشک را هم این‌طوری بکشد. مثل مرغ در سلاخ‌خانه به این کیفیت [می‌کشت]. بعد مى‌گفت که خیلى خب بروید خاکشان کنید و بلند مى‌شد مى‌رفت. چه مى‌شود انسان این‌طور می‌شود و واقعاً این آدم چه صورتى مى‌تواند داشته باشد؟! خیال نکنید فقط صدام همان یک نفر بود، نه! ما هزاران هزار صدام داریم که یکى از آنها این بود. صدام با کلاه داریم، صدام بى‌کلاه داریم، صدام بدون ریش داریم، صدام با ریش داریم، اینها همه صدام هستند و این صورت‌ها، صورت‌هاى واقعى است که انسان آنها را مى‌بیند. یک‌دفعه مى‌بیند که یکی چندتا صورت دارد! برای یک صورتش این پرونده است، برای آن صورتش آن پرونده است و همین‌طور پرونده‌ها یکى پس از دیگری... خدا به دادمان برسد که اوضاع خیلى خراب است و فقط باید به خدا پناه ببریم که ما را نجات بدهد و حفظ کند. حقیقت برزخیه این است!