
جلسه ۷۲۸
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية دنباله كلام معلم ثاني نکتهها و گفتههای استاد: ـ 30/1/1432
جلسه ۷۲۸
12یك روایتی را دو سه روز پیش دیدم، خیلی خوشم آمد، قبلا ندیده بودم، روایت امام صادق است: من دخل فی هذا الدین بالرجال اخرجه منه الرجال كما ادخلوه فیه و من دخل فیه بالكتاب و السنه زالت الجبال قبل ان یزول1 یعنی شایعات نمیتواند نظر او را عوض كند، خب این مكتب امام صادق است، آقا به ریش و عمامه نگاه نكن، به فهم او نگاه كن، به اعتقاد او نگاه كن، به خودت نگاه كن! نگاه كن ببین چقدر فهم داری و به اندازه فهم خودت قدم جلو بگذار بیشتر بگذاری خودت مسئول هستی، به اندازه فهمت از این مسئله، به اندازه فهمت از این مطلب، آن كه ما از روش بزرگان دیدیم همه این طور بوده است كه به دنبال فهم بودند، این مسئله عجیب نیست بلكه غیر از این باشد عجیب است.
مرحوم آقا همیشه به من میگفتند فلانی فهمش چطور است؟ مثلا كسی آمده بود، گفته بودند كه چند جلسه با این صحبت كن، بعد خب جلسات گاهی دو یا سه روز بود، یك وقت من صحبت میكردم خیلی شخص خوشحال میشد و میگفت فردا دوباره خدمت شما برسم؟ گفتم نخیر، خدمت بنده یك هفته دیگر! ... آقا من نمیتوانم، من طاقت ندارم ...، گفتم یك هفته باید روی این حرفهای من فكر كنی، شاید یك جای آن اشتباه باشد، ... به در و دیوار خودش را میزد ...، هیچ راهی ندارد برو یك هفته دیگر، تو از كجا داری این حرفها را قبول میكنی؟ شاید من به تو اشتباه گفتهام، من كه معصوم نیستم، در فلان قضیه اشتباه میكنم، من فكرم این قدر میرسد، فهمم این قدر میرسد، در یكی از آن روزها رفته بودم خدمت مرحوم آقا، گفتند آقا چه شد با فلانی؟ گفتم هر جلسه كه صحبت میكنم به او میگویم برو سه یا چهار روز فكر كن، گفتند احسنت همین كار را باید بكنی، نباید زود ... هی تلمبار، پشت سر هم ...، مثل بمباران تبلیغاتی، صبح، ظهر، ساعت هشت، ساعت نه، یازده، دوازده، یك، دو، چهار، پنج، شش ...، این چیست؟ این مخ میرود! بعد شخص میشود بی مخ! شعبان بی مخ نشنیدهاید؟ كله او این قدر بود، ولی این تو هیچی نبود، كله این قدر داشت ولی شعبان بی مخ به او میگفتند، (شعبان جعفری)
- بحارالانوار جلد ٢ حديث ٦٧
