
جلسه ۷۳۰
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية صحبت در كيفيت تصوير مُثُل 18/3/1432
جلسه ۷۳۰
5این نكتهای است كه بزنگاه مطلب ما است و باید به این نكته توجه داشته باشیم كه در این قضا كه جنبه علمی دارد این علم به چه چیزی تعلق گرفته است؟ معلوم ما در این جا چیست؟ آن معلوم بالعرض در این جا چه خواهد بود؟ خب معلوم بالذات، همان حقیقت علمیه كه آن لازمه ذات باری است میباشد اما معلوم بالعرض در اینجا چیست؟ آیا بالعرض در این جا سعی و كلی است؟ در اینجا جنبه سعی كه نمیتواند تشخص داشته باشد!! پس آن علم باری به چه چیزی تعلق گرفته است؟ علم باری كه نمیتواند به یك امر مبهم تعلق بگیرد!! علم، معلوم بالذات خارجی میخواهد، عالم به واسطه حقیقت علمیه ذاتی خودش با آن علمیه بالعرض خارجی اتصال پیدا میكند، این كه الان آن معلوم را میخواهد تصور كند آن معلوم چیست كه میخواهد آن را تصور كند؟ اگر معلوم در خارج، علم است، كه علم در اینجا به خود علم تعلق نمیگیرد!! اگر معلوم در این جا عین خارجی است، عین خارجی كه تشخص میخواهد، تشخص جزئیت میخواهد، البته جزئیت نه در قبال كلیت كه محدودیت باشد، بلكه جزئیت به عنوان وحدت، زیرا در آن حقیقت وجودیه باری هم تشخص هست، اما جزئیت كه در آنجا نیست، جزئیت در اینجا به عنوان وحدت است، نه جزئیت در قبال كلیت و در قبال سعه و عدم اطلاق. یعنی منافاتی بین وجود مطلقه و لایتناهی و بین جزئیت نیست كه در این جا مقصود از جزئیت همان تشخص و وحدت است. خب این معلوم بالعرض خارجی در این جا چیست؟ این مسئله مسئلهای است كه باید روی آن فكر كرد.
مرحوم میرداماد در اینجا به واسطه كیفیت قضا و قدر خواستهاند آن مسئله مُثُل را به یك نحوی حل كنند البته خود مرحوم صدرالمتألهین میخواهند از این موضوع استفاده كنند ولی با آن بیانی كه ما داشتیم عرض شد كه حقیقت علمیه یك حقیقت واحده بیشتر نیست و همان معلوم خارجی است كه در علم عنایی حق به عنوان حقیقت علمیه كه لازمه ذات است در آن جا از آزال و آغاز در آن جا بوده است. این مقدمهای بود كه عرض كردیم تا انشاءالله بحث آن برای بعد.
