
جلسه ۷۳۴
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية ادامه بحث از کلام میرداماد 29/10/1432
جلسه ۷۳۴
12مرحوم سید ـ میرداماد ـ همین مطلب را به یك نحوهی دیگر بیان میكنند. البته در كیفیت تقریرشان یك نكاتی هست كه حالا بنده عرض میكنم. ولی لبّ مطلبشان به همین مطلب بر میگردد. یعنی اگر ما دیگر خیلی نخواهیم مته به خشخاش بگذاریم، روی تعابیری كه ایشان آوردند ـ چون آنجا هم یك مسائل قابل تأملی هست ـ میگوئیم ایشان هم میخواهند همین را در اینجا بیان كنند. منتهی با یك تعابیر و با یك مثالهایی كه خاص خود ایشان است، مطالب را بیان میكنند.
در تقسیم بندی كه بین اعیان خارجی و مُلكی و بین حقایق مجرده كردهاند و آن حقایق ملكی را در رتبه متأخر از آن مرتبه قضاء، قرار میدهند كه در اینجا ما حرف داریم! و آن حقیقتش را در آن علم عنائی حق ایشان تصور میكنند كه به قضاء كلی و لوح محفوظ بر میگردد كه این غیر از لوح محو و اثبات میباشد كه همان مرتبه قدر است و میآید در آنجا تقدیر میشود. در آن لوح محفوظ در آنجا ایشان این مطلب را به یك نحو كلی میدانند، گرچه ارتباط بین آن لوح محفوظ و بین لوح محو و اثبات را انكار نمیكنند، و اتصال بین مُلك، كه غیر مجرد است، و بین آن حقیقت مجردهی خود را هم رد نمیكنند. در اینجا یك شبههای پیش می آید كه انشاءالله ما به آن مسئله در روز بعد میرسیم.
تلمیذ: این مطلب را نسبت به امام حسین علیه السّلام فرموده بودید1 كه در رابطه با فلسفه قیام امام حسین و قضایایی كه در كربلا صورت گرفت، مافوق امامت است، «وَ انّ لَک فة الجَنانِ لَدَرجاتٍ لَن تَنالَها إلّا بِالشَّهادَه»2 واین كه یك مطلبی را سابق فرمودید كه مقام، مقام رسول الله بود. اگر مقام رسول الله هم مقام انسان كامل باشد، مگر امام علیه السّلام خودش به آن مرحله نرسیده است؟
استاد: ببینید من در آنجا هم عرض كردم كه مسئلهی رسیدن به آن مرتبهی كشف كلی، لازمه امامت است. چون در امام هیچ مطلب مجهولی نباید وجود داشته باشد. و امام نفسش مبرّای از هر مرتبه ضعف و مرتبه استعدادی است كه فعلیت پیدا نكرده باشد. نفس امام به مرتبهی آن شهود كلی میرسد و به واسطه همین، آن قدرت و ولایت و اقتدار بر تمام زوایای وجود، در عالم مجرد و در عالم مادّه را دارد و به خاطر همان، اشراف بر همه زوایای وجود پیدا میكند. این میشود امام! كه مسئلهی انجذاب و مسئلهی ترقی و رشد و تكامل و اینها همه مسائلی است كه در همین زمینه قرار میدهیم. این، به اصطلاح یك مرتبه است. این مرتبه را كه خب همه ائمه حائز هستند. وقتی كه امام باشد او این مرتبه را حائز است. اما یك خصوصیاتی هست كه اینها مربوط به مراتب بقاء است و كاری به مرتبه فناء ندارد. آن خصوصیات بقاء در هر امامی مختلف است. در امام سجاد به یك نحو است، در امام جواد به نحو دیگر، در امام هادی، در امام زمان ... آن خصوصیات بقاء كه مربوط به آن وضعیت و سعه وجودی خودشان میشود، آن مسئله، به یك كیفیت وجود مربوط میشود. یعنی نحوه سعه وجودی هركدام. آن سعه وجودی، یك عبارتی است كه، در عین حال عبارت مجمل و مطلق است. تصور ما این است كه فرض كنید این فنجان حالاتبدیل به كاسه میشود! سعه وجودی این نیست بلكه سعه وجودی، به معنای انكشاف اسماء و صفات خدا در اطوار مختلف، و در تبدّلات و تحوّلات مختلف است.
- اسرار ملکوت ج ٢ ص ١٨٩.
- بحار الانوار ج ٤٤ ص ٣٢٨.
