
جلسه ۷۳۴
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية ادامه بحث از کلام میرداماد 29/10/1432
جلسه ۷۳۴
13مسئله این است یعنی آن ظهور اسم كلی! چون خود نفس ذات، خود تجلی ذات فی حدّ نفسه، خودش كه به واسطه این اسم بروز و ظهور پیدا میكند. یعنی هرچه كه انسان از شهودات و انكشافات ذات برای او بخواهد حاصل بشود، آن در مرتبه اسم قرار میگیرد. بستگی به این دارد كه این ذات در این اسم، چه نحوه ظهور و تجلی كرده است. به آن مقدار، انسان از مصداقیت ذات، و اتّصاف به آن صفت بهرهمند میشود «وَ انّ لَک فی الجَنانِ لَدَرجاتٍ لَن تَنالَها إلّا بِالشَّهادَه»1 یعنی از آن تجلی ذات در مرتبه اسم، یك تجلیاتی هست كه این تجلیات فقط باید در این موقعیت قرار بگیرد. و الّا آن تجلیات، نخواهد بود! و ما راجع به غیر سیدالشهداء هم داریم. منتها خب حالا راجع به سیدالشهداء چه نكتهای است كه حالا به ما بیان نشده كه آن تجلیات چیست. قابل فهم برای افراد هم نیست. اینها را فقط اولیاء خدا میدانند.
در جنگ احد مگر راجع به پیغمبر نداریم كه ای رسول خدا نفرین كن علیه اینها و حضرت به جای نفرین دعا میكرد كه: اللَهم اهد قومی فانّهم لا یعلمون2. در حالی كه جبرئیل میگوید كه از مرتبه رسالت تو هم كم نخواهد شد. این عجیب است! مرتبه رسالت، یعنی مسئلهی اتصال با ما. آن مرتبه اتصال با ما محفوظ است. القائات محفوظ است. شهود تو محفوظ است. پس چه چیزی در این این جا حاصل میشود. چون بالاخره پیغمبر این طرف را انتخاب میكند: اللَهم اهد قومی. در انتخاب این طرف، به پیغمبر چه داده میشود؟ این همان است ها! تجلیات ذاتیه است كه باید شخص، عبور كند. از این مرتبه باید عبور كند. حالا مرتبهای است كه به واسطه تألّمهای ظاهری باشد، یا ممكن است به واسطه تألّمهای درونی باشد، حتّی ممكن است از تألّمهای ظاهری هم بدتر باشد. كسی ممكن است بگوید هزار مرتبه كشته بشوم بهتر از این است! و هست! پای حرفش هم هست!
- کامل الزيارات باب ١٠ ص ٣٨.
- سفينه البحار ج ١ ص ٤١٢ و امام شناسى ج ١٣ ص ٩٣.
