
جلسه ۷۳۴
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية ادامه بحث از کلام میرداماد 29/10/1432
جلسه ۷۳۴
15امام هرچه نزدیكتر به شهادت میشدند، میگویند: «چهره حضرت برافروخته تر و متلألئ تر و نورانی تر میشد»1. این قضیه برای امام حسین به این كیفیت است. حالا راجع به بقیهی ائمه به چه صورت بوده؟ آیا بوده، یا نبوده؟ ما نمیدانیم! اطلاع نداریم!
تلمیذ: ـ روایتی ٤ داریم كه امام زمان از همه ائمه افضل هستند، الّا امیرالمؤمنین؟
ـ بله!
تلمیذ: ـ دلالت بر این مسئله نمیكند؟
استاد: نه! آن چیز دیگری است. به این مربوط نیست.
تلمیذ: ـ تجلیات را ...
استاد: نه! آن قضیه مربوط به سعه وجودی نسبت به كیفیت ارتباط حضرت است، و مسائلی كه بایست تحقق پیدا كند، ظرفیت، تحمل، صبر، فلان، خلاصه خصوصیاتی كه لازمه این اداره حضرت و تدبیر حضرت با آن حیثیت ارتباط حضرت است. اینطور كه به نظر میرسد. من اینطور تصور میكنم. حالا اگر چیز دیگر باشد، بنده خبر ندارم.
این مسئلهی ظهور، یك قضیهای است كه یك همچنین سعهای را میطلبد. یك همچنین ظرفیتی را اقتضا میكند. و شاید فرض بكنید كه یك همچنین موقعیت و سعه و ظرفیت و خصوصیت، این به قضیه همان اداره ارتباطات و مسائل بر میگردد. این در سایر ائمه، شاید به این نحو و به این كیفیت نباشد. باید یك توان دیگری بطلبد. هم از نظر ظاهری، از نظر جسمی، و هم از نظر آن سعه نفسانی و اینها.
تلمیذ: ـ یعنی ظهور آنقدر تأخیر دارد كه نفس امام باید در شرایطی باشد كه بتواند قضیه تدبیر عالم را اجرا كند؟
استاد: بله! باید شرایط ...
تلمیذ: ـ یعنی امامهای دیگر ممكن است این توانایی را نداشته باشند؟
استاد: ببینید! ما نمیخواهیم بگوئیم توانایی ندارند. امام بالاخره امام است. امام بر همه ملك و ملكوت مسلط و حاكم است. امّا این كه حالا خودِ امام در نفس خودش چه میگذرد، ما این را نمیدانیم. و نمیدانیم در خودش و در ذات خودش چه دارد میگذرد. آنچه كه ما میبینیم، یك آثاری میبینیم: امام این كار را میكند، این خبر را میگوید، این مسئله را مطرح میكند، اما اینكه در خود امام و در نفس و ذات امام چه مسائلی هست، ما این را خبر نداریم!
- مقتل مقرّم ص ٣٢٩ و ٣٣٠ به نقل از ابن نما ص ٣٩.
