
تأثیر مراقبه بر تحول فکر و عقل
نقش تسلیم و رضا در گشودن دریچههای معرفت الهی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه رفیع مراقبه در تحول و فعلیتیافتن قوای عقلانی انسان میپردازند. ایشان با تأکید بر اینکه مراقبه یک حقیقت وجودی است، توضیح میدهند که چگونه سپردن زمام امور به عقل و فطرت و حفظ ارتباط با مبدأ هستی، موجب گشوده شدن قلب و دریافت نفحات الهی میشود. در این مسیر، حالت تسلیم و رضا در برابر خداوند، نقشی کلیدی در عبور از جزئیات و رسیدن به کلیت ایفا میکند. استاد با ذکر نمونههایی از تفاوت نگرش افرادِ تسلیم در برابر حق با کسانی که در کثرات و جزئیات دنیوی غرق شدهاند، نشان میدهند که چگونه این اتصال با عالم حق، بصیرتی ویژه به انسان میبخشد. در نهایت، ایشان با استناد به کلام بزرگان، نسبتِ میان حضور امیرالمؤمنین علیهالسلام و ظهور حق در وقایع عالم را تشریح کرده و بر ضرورتِ اولویت دادن به صدق و حقمداری در تمامی شئون زندگی تأکید میورزند.
تأثیر مراقبه بر تحول فکر و عقل
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه رفیع مراقبه در تحول و فعلیتیافتن قوای عقلانی انسان میپردازند. ایشان با تأکید بر اینکه مراقبه یک حقیقت وجودی است، توضیح میدهند که چگونه سپردن زمام امور به عقل و فطرت و حفظ ارتباط با مبدأ هستی، موجب گشوده شدن قلب و دریافت نفحات الهی میشود. در این مسیر، حالت تسلیم و رضا در برابر خداوند، نقشی کلیدی در عبور از جزئیات و رسیدن به کلیت ایفا میکند. استاد با ذکر نمونههایی از تفاوت نگرش افرادِ تسلیم در برابر حق با کسانی که در کثرات و جزئیات دنیوی غرق شدهاند، نشان میدهند که چگونه این اتصال با عالم حق، بصیرتی ویژه به انسان میبخشد. در نهایت، ایشان با استناد به کلام بزرگان، نسبتِ میان حضور امیرالمؤمنین علیهالسلام و ظهور حق در وقایع عالم را تشریح کرده و بر ضرورتِ اولویت دادن به صدق و حقمداری در تمامی شئون زندگی تأکید میورزند.
تأثیر مراقبه بر تحول فکر و عقل
6یک وقت در خدمت مرحوم علامه طباطبائی ـ رضوان الله تعالی علیه ـ بودیم، در یک جلسۀ پنجشنبه یک صحبتى شد، پنجشنبه و جمعهها در منزلشان در اینجا جلسهای بود و یک عدهاى مىآمدند، ما هم نخود آش به آنجا مىرفتیم. بین دو مطلب از بزرگان صحبتی شد و خب ایشان صحبت کردند. یکى گفت که آقا بنابراین حق با ایشان است. ایشان گفتند که بله حق با ایشان است و حق با على است!
رابطۀ مستقیم حضور امام علی علیهالسّلام با حضور حق
خیلى عجیب! این کلام، براى ما خیلى کلامِ عجیبى بود! یعنى از این عبارت «حق با ایشان است» دو مسئله و لحاظ را در اینجا مىتوانیم درنظر بگیریم که شاید منظور ایشان یکى از این دوتا بوده است؛ یکى اینکه امیرالمؤمنین علیهالسّلام مظهر حق است؛ «عَلیٌّ مَعَ الحَقِّ و الحقُّ مَعَ عَلیٍّ»1 هرجا که حق است، در آنجا شما ردّ پاى على را میبینید و هرجا که على ردّ پا بگذارد، شما در آنجا حق را مىبینید. این یک معیار، تمام شد. هر جا، در هر نقطه، در هر زمان، در هر قضیه، در هر داستان و در هر واقعه هرجا که على پا گذاشته است، در آنجا شما حق را مىبینید گرچه نتوانید به حقّیت حق برسید ولى حق در آنجا هست و باید به آن برسید. اینطور نیست که انسان در هرجایى متوجه آن حقیقتِ حق بشود و آن علت و واقعیت برای او روشن بشود. اگر اینطور بشود خب مثل اینها [معصومین] شدهایم و ما دیگر اشتباه نداریم و اینهمه تبصره و تغییر قانون و تحوّل نداریم! اینها براى چیست؟ اینها بهخاطر این است که آن اتصال برقرار نیست. وقتى که شخص در قضاوت اشتباه مىکند معلوم است اتصال ندارد. ولى امیرالمؤمنین علیهالسّلام کیست؟ «مَمسوسٌ فی ذاتِ الله» است؛ وقتى که «مَمسوسٌ فی ذاتِ الله» چه مىشود؟ ﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّ ٱللَهَ هُوَ ٱلۡحَقُّ وَأَنَّ مَا يَدۡعُونَ مِن دُونِهِۦ هُوَ ٱلۡبَٰطِلُ﴾2 وقتى که او «مَمسوسٌ فی ذاتِ الله» شد، پس هرجا که او حضور دارد در آنجا حق حضور دارد و هر کجا در عالم حقّى وجود دارد، در آنجا على وجود دارد! چه در قضایایى که در میان شیعه است، چه در قضایایى که در میان اهلتسنّن است، چه در قضایایى که در میان یهود، در میان نصارى، در میان زرتشتىها و درمقابل بىدینها است، هر کسى در هر قضیهاى و در هر واقعهاى حکم به حق کند، گرچه بىدین و ملحد و لا مذهب باشد، در آنجا على وجود دارد و جاى پاى على را مىبینیم و مىگوید که من آنجا هستم. این نکته و این سرّ را به شما گفتم، بروید روى آن فکر کنید.
- . الفصول المختارة، ج ۱، ص ۳۳۹؛ المناقب، ج ۳، ص 6۲ . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به امام شناسى، ج 1، ص 222 که مصادر متعددى از کتب اهل سنت براى این حدیث ذکر شده است.
- . سوره حج (22) آیه 62.
ترجمه: «حقیقت این است که خداى یکتا حق مطلق است و هرچه جز او خوانند باطل صرف است.» (محقق)
