
جلسه ۷۳۵
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية ادامه بیان کلام مرحوم سیّد و تطبیق این مسأله با مُثُل افلاطونی 4/11/1432
جلسه ۷۳۵
10خراب شد! مگر تا كی این اعتقاد میخواهد بماند؟ این اعتقادِ اینطوری اولًا همیشه میماند؟ خیلی ما ساده هستیم! هیچ قضیهای پیدا نمیشود؟ هیچ واقعهای نمیآید برگرداند؟ تا آخر همینطور میماند؟ همچین چیزی نیست و نبوده و میبینیم كه نیست. ثانیاً، فردا این شخص نمیآید به شما بگوید به من خیانت كردید؟ چرا شما با این إخفاءِ خودتان، من را در جهل نگه داشتید؟ شما چه جواب دارید بگویید؟ میگویید: من به خاطر تو نگفتم! آن شخص میگوید: به تو چه مربوط است مگر تو ولی من هستی؟ مگر تو قیم من بودی؟ مگر تو خدای من هستی؟ مگر تو ملكین رقیب و عتید من هستی؟ تو كیستی كه آمدی به خاطر اعتقادات من گفتی كه فعلًا دست نگه داشتم، مخفی كردم، صلاح نیست، صلاح، مصلحت نیست!
خیال میكنم بالاترین لغت از نظر استعمال همین صلاح و مصلحت باشد میان ماها! تو اصلًا چرا به من خیانت كردی؟ چرا حق را به من نگفتی؟ چرا اخفاء كردی؟ خب قضیه چیست؟ خب برای این است كه الحق مع علی و علی ... هرجا كه حق باشد، در آنجا شما باید كنارش علی را بگذارید. صحبت زن و شوهر، در منزل. حساب كنیم، هان! علی الآن پیش زن شماست، یا كنار شماست. مواظب باشید! نگویید حالا چون زن است، پس بنابراین عیبی ندارد، بگذار به او ظلم كنم، بگذار به او پرخاش كنم. بگذار به او زور بگویم. نه! همین كه به او زور میگویید، علی میرود كنار عیال شما مینشیند. میگوید: من آنطرفم! من با این هستم! من با تو نیستم! اگر چشم باطن داشتیم، علی را در كنار او میدیدیم. به عكس: اگر نه، او بخواهد زور بگوید، و ما خود را مظلوم ببینیم، احساس میكنیم كه علی میآید در كنار ما می نشیند. درست؟ و ما به خاطر یك مصالحی صبر میكنیم، تحمّل میكنیم، صبر میكنیم، او میآید در كنار ما مینشیند. چه میگوید؟ میگوید من با مظلوم هستم. من با ظالم نیستم.
