
جلسه ۷۳۵
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية ادامه بیان کلام مرحوم سیّد و تطبیق این مسأله با مُثُل افلاطونی 4/11/1432
جلسه ۷۳۵
13دوم اینكه بگوییم منظور مرحوم علامه اینطور بوده كه اصلًا این شخصی كه الآن دارد این را میگوید، این از كجا آمد؟ این از علی آمد. پس در وهله اول علی آمده و این ذهن و نفس او را به این سمت سوق داده و نتیجه افكار و قضایایی كه در ذهنش است به اینجا منتهی شده است. چه كسی این كار را كرده است؟ علی این كار را كرده است. اگر علی نبود، این كار را نمیتوانست بكند. اگر علی دست عنایتش را از او قطع میكرد، نظرش را از او بر میداشت، آن عالم به یك همچنین نكتهی فلسفی نمیرسید. او به یك همچنین نتیجهی صحیح، دسترسی پیدا نمیكرد. پس باید بالاصاله اوّل بگوییم حق با علی است، بعد از آن هم كه این شخص مورد عنایت أمیرالمؤمنین علی علیه السّلام واقع شده و این مسألهی حق برایش جلوه كرده، بعد هم به او نسبت بدهیم. این دیگر اینجا خیلی اشكال ندارد.
خب إن شاءالله تتمهاش باشد برای فردا.
باید از این كلماتِ بزرگان، استفاده كرد، بهره برد. همین طوری آدم نخواند و جلو برود. باید برای خودش راهبردیاش كند. كاربردیاش كند.
تلمیذ: برای وقوف در مشعر، حجاج را سوار ماشین میكنند و مستقیم میبرند منی. شبانه هم می برند. نمیتوانند سنگ جمع كنند، چون پیادهشان نمیكنند. غالبا اینطوری است. اینها باید چكار كنند؟
ـ مستقیم میبرند منی؟
تلمیذ: مستقیم نه!
ـ خب همانجا كه مشعر هستند از ماشین پایین بیایند.
تلمیذ: مشعر نمیبرند. از مشعر با ماشین حركت میكنند. پیاده نمیشوند.
ـ بله! یعنی فقط مرور به مشعر.
تلمیذ: بله
ـ خب بله در صورت به اصطلاح ...
تلمیذ: همه را به صورت اضطراری ... اگر شلوغ باشد میبرند.
ـ نه خیر! باطل است! باید از خود منی جمع كنند. باید سنگ از حرم باشد، از خود منی، از همانجا سنگ جمع میشود. هست، سنگ زیاد است.
تلمیذ: روی زمین ...
