
جلسه ۷۳۶
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية خارج از درس 6/11/1432
جلسه ۷۳۶
11چندی پیش یكی از دوستان قضیه خیلی عجیبی را نقل میكرد و میگفت: فلانی با من تماس گرفت و گفت حالت چطور است؟ حالت خوب است؟ شب بعد از نماز مغرب و عشا بود. گفتم بله. گفت: كجایی. گفتم: من بیرون هستم، بیرون از خانه. گفت: خانه نیستی؟ گفتم: نه. گفت: من الآن داشتم نماز میخواندم، یك دفعه احساس كردم كه در منزل تو، جنها رفت و آمد میكنند. و اینها به شكل میمون هستند و رنگ صورتشان زرد است و دارای پشمهایی مثل تیغ هستند و در منزل و در فلان اتاق دارند میروند، اسم آن اتاق را هم مشخص كرد و گفت: میخواستم به شما اطلاع بدهم، حالا كه بیرون هستی. گفت: تلفن كردم به عیالم، گفتم: برو ببین در آن اتاق قضیه چیست؟ رفت و نگاه كرد، دید پسرش دارد چت میكند! نشسته دارد چت میكند!
ببینید! چقدر مسائل عجیب است! چقدر دقیق است! این اصلًا از آن خبر ندارد. در نماز مغرب، نشسته است، در حال توجّه، حالا خدا میخواهد این را برایش روشن كند. یك دفعه میبیند كه جنها دارند میروند، در فلان اتاق هم دارند میروند! میگوید من بیرونم، بیرون از خانهام. به اهل بیتش میگوید برو ببین قضیه چیست. بعد ایشان هم می رود و از پشت سر نگاه میكند و آن پسر هم متوجه نمیشود. میبیند بله، صفا!!
این كه دارد این امور را مشاهده میكند به چه دلیل است؟ و این چه حالتی است كه در آن فضا ایجاد شده است؟ این یك كدورتی است دیگر! اگر این كدورت ایجاد نمیشد، آن وقت این حالات عجیبه هم برای ایشان ممثل نمیشد.
به خاطر سنخیت بین این كدورت و وجود جنها، این حالت برای ایشان رخ داده است. این كه تمثّل این حالت كدورت به صورت جن برایش ظهور پیدا كرده، به خاطر تبدّل فضاست. فضا متبدّل شده است1. آن شخص هم حالش متبدل شده است. بعد می آید چكار میكند؟ فرزندش را صدا میكند میگوید بیا مثلا برایت آبمیوه گرفتم و از آن حال و هوا او را بیرون می برد و قضیه را به اصطلاح عوض میكند. بعد از چند دقیقه شوهرش به او زنگ زد و گفت: جنها قطع شدند! به اوتلگراف شده بود كه دیگر مسئله تمام شد! اینها چشم بندی نیست!
- رجوع شود به معاد شناسى ج ٣ ص ١٣٥ تا ص ١٣٧
