
جلسه ۷۳۶
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية خارج از درس 6/11/1432
جلسه ۷۳۶
12یكی از افراد كه از دوستان بود چند سال پیش از این یك روز پیش من آمد. با رفقا آن موقع ارتباطی نداشت، اتفاقاً ایرانی نبود. یك روز صبح آمد ـ هر دو سه ماهی یك مرتبه به منزل ما می آمد ـ وگفت فلانی! یك همچنین شخصی را شما از آشنایان دارید؟ گفتم: بله، یك همچنین فردی هست.
اسم یك نفر را آورد. كه اصلًا نمیشناخت و از من سؤال كرد با یك همچنین شخصی شما ارتباط دارید؟ گفتم: بله، چطور؟ گفت: من چند روز پیش در حال ذكر و توجه، نشسته بودم، یك مرتبه دیدم این شخص دارد به طرف مكه حركت میكند. بعد یك دفعه راهش را كج كرد رفت به طرف برهوت یمن!!.
برهوت یمن محل حضور ارواح كفار و اهل خلاف و اهل ظلمت است. همان طور كه وادی السلام محل اجتماع ارواح مومنین است1. من خیلی متأثر شدم، كه این شخص داشت به طرف مكه میرفت، چرا یك دفعه رفت به طرف برهوت. گفتم انشاءالله خیر است، دعا كنید انشاءالله خدا دست ما را بگیرد تا پایمان نلغزد.
من میدانستم كه او یك خلافی انجام داده است و اطلاع داشتم. ولی او نمیدانست! ببینید! خدا ستارالعیوب است، رفتن به برهوت را نشان میدهد، اما چكار كرده را نشان نمیدهد!
به او گفتم: كه حالات مختلف است، چرا كه گاهی اوقات ممكن است برای انسان لغزشهایی پیدا بشود، بعد ما آن بنده خدا را منصرفش كردیم و او رفت.
بعد از آن رفتم و به آن شخص كه به طرف برهوت رفته بود گفتم فلانی من كه به شما گفتم نكن، چرا اینطوری كردی؟ و بعد هم نشانهی صحت این مكاشفه این بود كه یك همچنین قضیهای برای او اتفاق افتاده بود. و بنده خدا خیلی منفعل شد و باور كرد، و توبه كرد و بعد از این قضیه چند روزی گذشت و آن شخص تلفن كرد. همان شخصی كه میآمد منزل و ایرانی نبود، و آن قضیه برهوت برایش مكاشفه شده بود، تلفن كرد، و گفت: آقا آن شخصی كه من چند روز پیش دیدم كه رفت به طرف برهوت، دیدم دوباره دارد به سمت مكه میرود. گفتم: الحمدلله كه راهش را راست كرد. ببینید! رفتن به سمت مكه، یعنی رفتن به سوی خدا. معنایش این است. كسی كه خواب میبیند دارد مكه میرود، یعنی دارد به سمت خدا میرود. وقتی احرام میبندد یعنی به سمت خدا در حركت است. ولی انسان نباید هیچوقت غرّه بشود كه خلاصه دست شیطان از او قطع شد، نه خیر! همین كه راهش را عوضی میرود، این مسأله، به جای خودش محفوظ است. این نیت خلافی كه میكند، همان كدورتی است كه برای انسان حاصل می شود، آن كدورت همان سیئه است.
- رجوع شود به معاد شناسى ج ٣ ص ٢٣٢ تا ص ٢٣٨
