
جلسه ۷۳۶
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية خارج از درس 6/11/1432
جلسه ۷۳۶
14یك وقت برایمان این قضیه پیدا نشود؛ كه الحمدلله گناه نكردیم! البته آدم نباید دنبال گناه برود، اما نه اینكه این افكار را هم داشته باشد. آدم نباید دنبال خلاف رضای خدا برود، اما نه اینكه حالا بخواهد مغرور به این قضیه بشود.
فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَه سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ، یعنی این! یعنی همین كه این شخص گناه كرده و تأثیری در او بهوجود آورد، بعد از آن كه حالتش به خاطر ندامت، یك حالت روحانی شد كه در آن موقعیت، عبودیت را با تمام وجودش حس میكند و لمس میكند، حال اگر این گناه را نمیكرد، این حس را نداشت و این حالت عبودیت را حس نمیكرد! آن گناهی كه انجام داده، آن حسنه است زیرا كه اگر این گناه نبود آن حالت روحانیت و ندامت در او حاصل نمی شد و به آن حد و مرتبه از رشد نمیرسید!
نفس اینطوری است ها! نفس خیلی بلاست، خیلی! یك موش مردهای است! جوری خودش را به موش مردگی میزند، اوه اوه! و خودش را عابد و متواضع نشان میدهد، چنان خودش را عبد نشان میدهد، خودش را زیر پای همه مردم نشان میدهد، خودش را خادم و فدایی مردم و ملّت نشان میدهد، خودش را خدمتگزار نشان میدهد، هان!
ای موش مرده! ای موش مرده! این نفس وقتی همه این حالات را نشان داد، یك دفعه در یك موردی خلاف توقعش در میآید! حاضر است كه تمام دنیا را تكه و پاره كند ولی از حرف خود بر نگردد در حالی كه میگفت من خادمم و از همه پایین ترم.
میبینی، ای بابا این كجا خادم است؟! این كجا، از همه پایینتر است؟! تا حالا این نفس خودش را به موشمردگی زده بود ولی نمرده بود! موش مردگی، با مردگی، دوتاست! موش مردگی، برای گربه است! وقتی گربه را میبیند، خودش را میزند به مظلومیت! این را میگویند موش مردگی! همین كه گربه میرود، بلند میشود و میآید و گربه هم دنبالش میافتد، میگوید: خودت را برای من به موش مردگی میزنی؟ من خودم بابا هفتاد تای مثل تو را یك لقمه كردهام! برای من معلّق نزن!
