
جلسه ۷۳۶
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية خارج از درس 6/11/1432
جلسه ۷۳۶
20بابا درس اخلاق تو نمیآیند! و الّا اگر كسی دیگری بیاید، حرف بزند، نه! اتفاقاً تا خیابان هم میایستند! در اینجا به حساب كی میگذارد؟ مردم! مردم نمی آیند. مردم قدر نمیشناسند! مردم فاصله گرفتهاند! هیچ نمیگوید من نتوانستم توقع آنها را برآورده كنم. من خودم هزارتا ایراد داشتم تا اینكه اینطوری شد. به حساب این و آن میگذارد.
اینها چیزهایی است كه باید متوجه باشیم! انسان باید برایش هیچ فرق نكند، هیچ تفاوت نكند، چه دو نفر بیایند، یا جمعیت زیاد بشود، چقدر؟ دو هزار نفر، بعد بشوند دو نفر، هیچ فرق نكند هان! در این نوسان كه رفت بالا و آمد پایین، تفاوت نكند. در این صورت میشود یك مقداری روی او حساب كرد ... نفس اضطراب پیدا نكرد. حرفها یكی است! وقتی دو نفر بودند، حرفها همه از خدا بود. از سینما و تئاتر كه نبود! از خدا بود. وقتی به دو هزار نفر كه میرسد از خداست، وقتیكه جمعیت كم میشود، بازهم از خداست. حرفها كه عوض نمیشود، شخص عوض شده و مدام بالا و پایین میشود. امروز چند نفرند؟ دیروز چند نفر بودند؟ ببینم فردا چند نفرند؟ حالا كه من دارم مطالعه میكنم ببینم فردا جمعیتی كه می آیند مطالبی بگویم، كه خوب گل كند و گل بیندازد تا خوششان بیاید ..!
وقت مطالعه این ها را میگوید. اینها را هم خدا خوب میداند. این ملائكهای كه اینجا نشستهاند اینها را هم میدانند! قشنگ میروند تو كله آدم، بدون اینكه شما بفهمید! موجشان را میفرستند تو، لابهلای و پایینتر از آن، كه عمیقتراست و موجهای عادی نمیرود، آنها موج را میفرستند. از آن زوایا، ازآن خصوصیات، ازآن تعلقات نفسی كه آدم تا برایش پیدا نشود به آن نمیرسد. موشیه! موشیه خوب قضیهای است! میخواهم خدمتتان چه عرض كنم؟ اگر هزار سال نماز شب هم بخوانید، به این زوایای مخفی نفس و ... نمیرسید. تا وقتی در خارج برای شما اتفاق نیفتد. تا وقتی در خارج پیدا نشود، امكان ندارد، به آن برسید. تا وقتی این تجربه برایتان حاصل نشود، به این مسأله آگاه نمیشوید. وقوف پیدا نمیكنید. باید زمینهاش پیدا شود. و پیش می آید!! برای همه پیش میآید. برای هر كسی پیش می آید. و همه امتحان میدهند. و الآن دارند امتحان میدهند .. بله ... و همه ما در معرض این مسأله هستیم.
