اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت قضاء و قدر الهی و انطباق آن با مبانی فلسفی می‌پردازند. بحث با بررسی جایگاه مُثل افلاطونی و حقیقت ربطیۀ مجردیه آغاز شده و به این پرسش کلیدی می‌رسد که آیا قضاء و قدر دو امر متمایز هستند یا در حقیقت وجودی واحدی با هم تساوق دارند. در ادامه، تفاوت ماهوی میان علم عنائى پروردگار که عینِ تحقق خارجی اشیاء است با علم حصولی و اعتباری انسان تشریح می‌شود. استاد با نقد قضاوت‌های بشری که غالباً معلول حالات نفسانی و هواهای درونی است تا قوای عاقله، بر ضرورت مراقبه و اتصال به مبدأ تأکید می‌ورزند. در نهایت، با تحلیل روایات و آیات مربوط به قضاء و قدر، این نتیجه حاصل می‌شود که قدر در شکم قضاء نهفته است و بسیاری از تصورات بشری درباره تغییر قضاء و قدر، ناشی از جهل نسبت به فعلیت‌های خارجی است که تنها برای اولیاء الهی و معصومین علیهم‌السّلام به علم حضوری معلوم است.

تبیین حقیقت قضاء و قدر الهی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت قضاء و قدر الهی و انطباق آن با مبانی فلسفی می‌پردازند. بحث با بررسی جایگاه مُثل افلاطونی و حقیقت ربطیۀ مجردیه آغاز شده و به این پرسش کلیدی می‌رسد که آیا قضاء و قدر دو امر متمایز هستند یا در حقیقت وجودی واحدی با هم تساوق دارند. در ادامه، تفاوت ماهوی میان علم عنائى پروردگار که عینِ تحقق خارجی اشیاء است با علم حصولی و اعتباری انسان تشریح می‌شود. استاد با نقد قضاوت‌های بشری که غالباً معلول حالات نفسانی و هواهای درونی است تا قوای عاقله، بر ضرورت مراقبه و اتصال به مبدأ تأکید می‌ورزند. در نهایت، با تحلیل روایات و آیات مربوط به قضاء و قدر، این نتیجه حاصل می‌شود که قدر در شکم قضاء نهفته است و بسیاری از تصورات بشری درباره تغییر قضاء و قدر، ناشی از جهل نسبت به فعلیت‌های خارجی است که تنها برای اولیاء الهی و معصومین علیهم‌السّلام به علم حضوری معلوم است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین حقیقت قضاء و قدر الهی

14
  • مفهوم علم عنائی

  • این معنای وجود عینى حقیقت قدر در قضاء پروردگار را علم عنائى مى‌گویند.

  • تلمیذ: به قضاء کلى علم عنائى نمى‌گویند؟

  • استاد: همان! آن قضاء کلى در دید و نسبت به دید ما بله، این هست که فرض بکنید یک موتى مى‌خواهد اتفاق بیفتد بعد به آن ‌قدر مى‌رسد ولى آن موتى که در حکم الهى هست که اتفاق بیفتد آیا قدرش هم همین الآن، همین الآن نیست؟! هست! اگر بگوییم که نیست پس خدا جاهل است!

  • تلمیذ: پس این روایتى که از امیرالمؤمنین علیه‌السّلام داریم که فرمودند: «أفرّ من قضاء الله إلى قدر الله عزّوجلّ»1

  • استاد: خب همین است. یعنى حضرت مى‌گوید که من دارم به تکلیف عمل مى‌کنم. قضاء الهى آن است که در وراء من در اینجا یک مسئله‌اى براى من قرار داده شده است و یک امرى از امر سماوى الآن براى من مقدر است. من نسبت به آن امر سماوى که چیست [علم ندارم] و برای من مجهول است. حالا حضرت دارند به ما مى‌گویند والاّ [برای او] معنا ندارد. آن امر سماوی برایم مجهول است. آیا امر سماوی این است که دیوار روى من خراب بشود؟! مى‌دانم؟! اگر مى‌دانی دیوار خراب مى‌شود پس چرا دارى فرار مى‌کنى؟! آیا حضرت این مسئله را راجع به ابن‌ملجم فرمود که من از قضاء به قدر فرار مى‌کنم؟ نه! حضرت خودش گفت که این قاتل من خواهد بود. راجع به ابن‌ملجم نگفت که به‌خاطر این مسئله فرار کنم و کوفه را رها کنم و به یمن بروم. قضاء قضاء هست، تمام شد! راجع به امور اختیارى این حرف را مى‌زند ولى راجع به ابن‌ملجم به حضرت گفتند که او را بکش. حضرت فرمودند که من چطور قاتل خودم را بکشم؟! چطور آنجا حرف قضاء و قدر را نزد؟! خیلى حرف عجیبِ حکیمانه‌ای است! حضرت فرمودند که مگر من مى‌توانم قاتل خودم را بکشم؟! اگر بکشم که دیگر قاتل من نبوده است!2

    1. . التوحید، شیخ صدوق، ص ٣٦٩؛ آموزه‌های معرفت، ج 1، ص 226.
    2. . بصائر الدرجات، ص ٨٨؛ افق وحی، ص 192.
/ 260